زائرین گرامی حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
ضمن آرزوی تندرستی و قبولی زیارت شما؛ خواهشمندیم آثار هنری خود، از جمله روایت، عکس، ویدئو و ... را با محوریت دفاع مقدس سوم، خونخواهی رهبر شهید، آیین وداع با پیکر رهبر در عراق، عزاداریها، پیام مردم عراق به اعراب حاشیه خلیج فارس، پیوند عمیق ملت ایران و عراق و تأثیر اربعین در آمادهسازی تمدن اسلامی و... را جهت انتشار در کانال «مارِد» به این آیدی ارسال بفرمایید
@mared_ad
منتظر دریافت آثارتان هستیم.
#یا_لثارات_الحسین(ع)
ــــــــــــــــــــــــــ
•#مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راه افتادیم
این بار ولی فرق داره...
#ارسالی_مخاطبان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
🔻بابالمندب؛ خنجر جدید یمنی
اثر جدید کمال شرف، کاریکاتوریست یمنی در کنایه به عربستان
#کاریکاتور
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
جشنواره فرهنگی هنری رسام.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
🔻سازمان هنری و امور سینمایی دفاع مقدس و مقاومت برگزار میکند:
«هفتمین جشنواره فرهنگی هنری رسام»
در ۴ موضوع:
جنگ ۱۲ روزه/ جنگ رمضان/ بعثت مردم/ شکوه بدرقه
و ۳ رشته هنری:
فیلم، موسیقی و سرود، هنرهای تجسمی
مهلت ارسال آثار: پایان مرداد ۱۴۰۵
علاقهمندان میتوانند آثار خود را به نشانی:
بوشهر. خیابان سیراف. جنب درمانگاه سابق حضرت ابوالفضل(ع). اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر ارسال نمایند.
ــــــــــــــــــــــــــــ
• #مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
🔻عاشورای رمضان
سر ظهر توی دفتر کارم، با چند نفر از همکاران گرم صحبت بودیم که خالو داخل اتاق شد. خالو، خدماتی و آبادی ادارهمان بود. طبق معمول لیوانش دستش بود و دنبال چایی میگشت! گفتم:«خالو مگه ماه رمضون نیس؟!» گفت:«واخ یادم رفت...» الکی میگفت! مشکلی داشت و نمیتوانست روزه بگیرد. گفتم:«خالو خدابخواد بعد از ماه رمضون بساط چاییمون دوباره راه میافته کمی حوصله کنی تمومه». دستی توی هوا تکان داد و گفت: «کو تا تموم بشه. تازه اولشه». و بعد با همان سادگی و صداقتش شروع کرد به صحبت کردن و یکهو از دهانش در رفت که:«راستی تاسوعا عاشورا اگه بیفته داخلِ ماه رمضون، تکلیف چه کرده؟!» اتاق از خنده منفجر شد و بنده خدا تازه فهمیده بود که چه تپقی زده. سرش را زیر انداخت و رفت بیرون ...
روز دهم ماه رمضان بود. علناً جنگ شروع شده بود. میگفتند بیت را زدهاند. خبری از آقا نبود و روی زمین بند نمیشدیم. شب دهم آمادهباش بودیم و باید میرفتم اداره. سحر که شد و اعلام کردند چه بلایی سرمان آمده، هر چه غربت بود ریخت توی دلم. مثل بچهٔ یتیمی تک و تنها توی اتاق نشسته بودم و میسوختم. آقایمان را توی خانه خودش با بچههاش و لب تشنه شهید کردند. داشتم به خودم مییچیدم که یکهو خالو جلوم ظاهر شد: رییس دیدی چه شد؟! نگاهی بهش انداختم و آه سردی کشیدم. خالو ورار میکرد:«دیدی خالو؟ دیدی عاشورا افتاد توی ماهِ رمضون...حالا چه کنیم...»
#ابوذر_محمدی_باغملایی
#روایت
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷