eitaa logo
معرفت
676 دنبال‌کننده
990 عکس
497 ویدیو
371 فایل
☑️اهداف کانال 🔹آشنایی با ادیان 🔹تقویت باورهای دینی 🔹روشنگری و آگاهی بخشی ✍️پشتیبان محتوایی: جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه 🔸ارتباط با ما: @Marefat114
مشاهده در ایتا
دانلود
29.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مظلوم ترین مادر شهید ایران! 🔺روایت مظلوم ترین مادر شهید ایران از شهادت فرزندش ▪️چه کسانی سوختند، تا ما امروز ایستادگی کنیم!! کانال معرفت 👇👇👇 🆔@marefatkade
✳️ کرامتی از آیت الله حسن زاده آملی (ره) 🔹سال ۷۹ امام جماعت یکی از مساجد شهر مینودشت بودم. یکی از نمازگزاران مسجد که معلم و مسن بود، فقط یک دختر کوچک داشت. از ایشان پرسیدم چرا فقط یک بچه داری؟ گفت: خدا هر چه بچه به ما می‌داد سقط می شد، دکتر و درمان هم فایده‌ای نداشت. رفتم قم، وقت گرفتم و خدمت آیت الله حسن زاده آملی رسیدم؛ برای پذیرایی گز آوردند. گفتم از شما خواهش می‌کنم یک گز را در دهان خود گذاشته بعد بدهید من به نیت شفا بخورم. ایشان قبول کردند و این کار را کردم. بعد برایم دعا کردند. وقتی دوباره خانمم باردار شد، این بار سقط نکرد و دخترم فاطمه متولد شد. ✍حجت الاسلام صرفی پور کانال معرفت 👇👇👇 🆔@marefatkade
✳️ ماجرای نوشتن 200 تز دکتری توسط علامه حسن زاده آملی علامه حسن زاده آملی می‌فرمودند: در حجره نشسته بودیم و سرگرم نوشتن جزوه ای بودیم، که آقایی وارد شد و چون دید که حسابی دور و برمان شلوغ است، پرسید: چه می‌کنید؟  گفتم: مدتی است بعضی از آقایان می آیند و می‌خواهند که برایشان مطالبی را بنویسم.  نگاهی به جزوه‌ها کرد و گفت: می‌دانید اینها را برای چه می‌خواهند و چه می‌کنند؟  گفتم: خیر، گفت: اینها به اصطلاح تز دانشگاه است، می‌برند و به استادشان نشان می‌دهند، که مدرک آنها برای دکتری است! من از همه‌جا بی‌خبر، شاید بیش از دویست جزوه از این دست نوشته بودم. گفتم: آقا! خدا عمرت بدهد که آگاهمان کردی، تا دیگر بیشتر از آنچه نوشته‌ایم ننویسیم https://hawzah.net/fa/Question/View/11005 کانال معرفت 👇👇👇 🆔@marefatkade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✳️ داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت! شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند. سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه وضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.» آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار. هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.» وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار ازخانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید. نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خودمی‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید. چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعِِ سیدُالشهداء؟اهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟» پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.. کانال معرفت 👇👇👇 🆔@marefatkade
زیارت اربعین .pdf
حجم: 468.1K
✅ متن زیارت اربعین کانال معرفت 👇👇👇 🆔@marefatkade
✳️ ماجرای اسحاق یهودی شیخ عباس می‌گوید: در عراق مرسوم است که شیعیان در روز اربعین خود را به شهر کربلا می‌رسانند، تا در آیین سوگواری آل الله شرکت کنند. حدود 45 سال پیش در بازار بغداد کاروان سرایی بود به نام «کاروانسرای مرغی» حجره‌داران آن کاروانسرا نیز یک به یک روانه کربلا شدند فقط دو حجره دار ماندند یکی فردی شیعه به نام «محمد حسین» و دیگری حجره‌داری به نام «اسحاق». محمد حسین نیز قصد کربلا می‌کند برای خداحافظی نزد اسحاق می ‌آید و می‌گوید: «من راهی کربلایم» اسحاق می‌گوید: «من هم می‌آیم». محمد حسین نگران از شناسایی اسحاق یهودی و برانگیخته شدن عواطف مردم می‌گوید: تو که یهودی هستی در آنجا کاری نداری تازه ممکن است تو را بشناسند و برانند یا حادثه‌ای پیش آید.» اسحاق می‌گوید: «لباس عربی می‌پوشم و با عشایر بصره همراه می‌شوم، در آن صورت کسی مرا نخواهد شناخت»، گفت‌وگوی آن دو به پایان می‌رسد، محمد حسین راهی کربلا می‌شود و روزی پس از اربعین به بغداد باز می‌گردد. شبانگاه در خواب می‌بیند که به زیارت مرقد مطهر امام حسین (ع) مشغول است.امام حسین(ع) از حرم بیرون می‌آیند.حضرت ابوالفضل(ع)، علی اکبر(ع)، قاسم بن حسن(ع) و حبیب بن مظاهر همراهان حضرت‌اند، امام از حبیب می‌خواهد تا نام زائران را بنویسد، حبیب نام‌ها را نوشته و به امام تقدیم می‌کند، پس امام از حضرت ابوالفضل (ع) می‌خواهند که بررسی کنند، مبادا نامی از قلم افتاده باشد. حضرت ابوالفضل می‌فرمایند: «نام فردی یهودی به نام اسحاق از قلم افتاده است». حضرت امام حسین(ع) می‌فرمایند: همان که در سوگواری ما شرکت داشت، نام ایشان را هم بنویسید. صبح، محمد حسین از خواب برمی‌خیزد، شگفت زده از ماجرایی که در رویا دیده، به حجره می‌رود تا قصه را با اسحاق باز گوید. به حجره که می‌رسد، اسحاق را می‌بیند که خانواده‌اش برگرد او جمع‌اند. پس از آن که محمد حسن چیزی بگوید، اسحاق لب می‌گشاید که «لازم نیست شما چیزی بگویید آن چه شما در خواب دیدید، من نیز در خواب دیدم». در پی این ماجرا که نشان از عنایت حضرت ابا عبدالله دارد اسحاق یهودی نزد آیت‌الله العظمی(محمد علی هبه الدین) شهرستانی مرجع بزرگ زمان می‌رود و ضمن تشرف به اسلام، خواستار اجازه‌نامه‌ای می‌شود که با استناد به آن رخصت یابد تا در کربلای معلی سکونت گزیند. اسحاق با خانواده‌اش به کربلا می‌آیند و در خیابان عباس (شارع عباس) ساکن می‌شوند. جمعیت آنها اکنون به هفتصد تا هفتصد و پنجاه نفر می‌رسد و در آن محله کوچه‌ای به نام آنهاست و حمام و مغازه‌ها و خانه‌ها 📚مسافر نگاه سرخ- میرحمید میرمعصوم‌نژاد کانال معرفت 👇👇👇 🆔@marefatkade
🔴‏مراسم شستشوی پای والدین در مدارس کره جنوبی و ژاپن ✍در این کشورها تربیت، فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی مقدم بر آموزش است. کانال معرفت👇👇👇 🆔@marefatkade
✳️ زیاد بن ابیه پدر ابن زیاد ملعون! ابن اعثم می‌گوید:. در سال 45 هجری، یعنی پنج سال پس از شهادت علی(ع)، زیاد حاکم بصره شد و اندکی بعد، حکومت سرزمین‌های هند، خراسان و سیستان، بحرین و عمان نیز به وی سپرده شد و او توانست با سیاست‌مداری و خشونت این مناطق را رام و آرام کند. سپس در سال 50 هجری حکومت کوفه به زیاد سپرده شد. پیش از او مغیره‌بن شعبه، سیاست‌مدار نیرنگ‌بازی که زمینه حکومت و خلافت یزید را فراهم کرد، حاکم کوفه بود. با مرگ مغیره، عراقین (بصره و کوفه) همزمان تحت حکومت زیادبن ابیه قرار گرفت و این نخستین بار بود که کسی حکومت عراقین (کوفه و بصره) را در دست می‌گرفت (،ابن عساکر، 1404، ج 5: 234). اینک کسی قدرت را در دست گرفته بود که روزگاری دوست و همراه علی(ع) و شیعیان او بود و اکنون دشمن سرسخت آنان شده بود، و چون شناخت دقیق و گسترده‌ای نسبت به سران و رهبران و طرفداران علی(ع) داشت، شروع به سرکوب، زندان کردن، قتل، بیرون کشیدن چشم‌ها از حدقه، قطع دست و پا و تبعید و ویران کردن خانه‌ها کرد. زیاد هرکس از یاران علی(ع) را که می‌یافت می‌کشت و بر درختان خرما به دار می‌زد. گفته‌اند چنان کرد که احدی از شخصیت‌های معروف شیعه در عراق باقی نماند. ابن‌ ابی‌الحدید می‌گوید: اختناق به قدری شد که افراد به خادم و حتی همسر خودشان نیز اعتماد نداشتند و اگر می‌خواستند سخنی را به آنان بگویند قبلاً آن‌ها را قسم می‌دادند که مطالب را به حکومت گزارش ندهند (ابن ابی‌الحدید، بی‌تا، ج 2: 45). کانال معرفت👇👇👇 🆔@marefatkade
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌀 حکایت جوان فرانسوی که طلبه و عاشق شهادت شد 🎥 شهید کمال کورسل 🗺 از فرانسه تا قم 🕌 از مسیحیت تا اسلام و تبعیت از و شهادت در عملیات مرصاد 🌷کانال معرفت👇👇👇👇 🆔@marefatkade
🧎‍♂️🧎‍♂️کمردردی که بدون دارو خوب شد👨‍🦼 چند سال پیش یکی از همکاران قصد می کند که سفری به تهران داشته باشد از مدت‌ها قبل کمردرد داشت و مداوم از دیسک کمرش و سیاتیک می نالید . یکی دو روز مانده بود به نوروز که بار سفر را مهیا می کنند و راهی سفر می شوند تصمیم میگیرند بدون *اینکه در جایی توقف آنچنانی داشته باشند، به طور مداوم مسیر طولانی 10 _ 12 ساعته جاده کویری را طی کنند و سریعتر خودشان را به تهران برسانند . وقتی که به تهران می رسد ، به دلیل نشستن طولانی در پشت فرمان اتومبیل ، از درد کمر بی تاب می شود و قبل از اینکه عرق راه بر تنش خشک شود ، مجبور می شود برود پیش آقای پزشک. اولین مطب پزشکی که به چشمش می‌خورد را انتخاب می کند و تصمیم میگیرد برود پیش ایشان . _ *متخصص ارتوپدی ، مفصل و استخوان و غیره _ از پله های مطب با هر زحمتی که بوده ، میرود بالا .* میگوید : رسیدم پیش *آقای دکتر *‌. بعد از سلام و احوالپرسی ، با حال زار و نزار ، نشستم روی صندلی و عرض حال کردم . آقای دکتر نگاهی به من کرد و گفت: مسلمانی؟ گفتم: بله، آقای دکتر. چطور مگه،؟! گفت: اگر مسلمانی چطوری دیسک گرفتی؟ و رگ سیاتیک شما اینقدر درد می‌کند!؟ گفتم: آقای دکتر! رگ سیاتیک و دیسک کمر چه ربطی به دین و مسلمانیم داره؟! مگر هر کسی مسلمان است کمرش درد نمی گیرد؟! خندید و گفت: من از ارامنه هستم. الان جوابت را می‌دهم . به من گفت: پا شو. از جای خودم بلند شدم. گفت: نماز بخوان !!!! گفتم: قبلا خوانده ام. یه خنده دیگری کرد و گفت : منظورم صوری (نمایشی) است . دو رکعت نماز مثل همان نمازهایی که در خانه می خوانی، همین‌جا بخوان . شروع کردم به خواندن نماز ، وقتی نمازم تمام شد، آقای دکتر گفت: برای همین است که دیسک کمر داری و رگ سیاتیک شما اینقدر خشک شده و این همه کمرت درد می‌کند. این نمازی که شما خواندی، آن نمازی نبود که چاره‌ساز باشد و مشکلات جسمی شما به واسطه‌ی خواندن آن مرتفع شود. این رکوع و سجده هایی که شما کردی ثانیه‌ای هم طول نکشید !!! اینها نمی‌تواند دردی از شما را دوا کند ! اگر در نمازت طمانینه داشتی و با آرامش رکوع و *سجده میکردی هیچ وقت به این مشکلات مبتلا نمی شدی. هنگامی که به رکوع می روی باید بدن شما به حالت زاویه قائمه دربیاید *. *باید گردنت را به سمت جلو بکشی و در این حالت است که وقتی دو دستت را بر سر زانو هایت میگذاری ، پاهای شما یک مقدار به عقب هدایت می‌شود و یک مقدار کشش در بدن شما ایجاد می شود و این باعث کشیده‌شدن رگ سیاتیک شما می‌شود. تداوم این کار باعث حرکت‌کردن و نرم‌شدن آن می‌شود و شما به کمردرد مبتلا نمی شوی. وقتی اینقدر سریع سر از سجده بر میداری اصلاً به بدنت فرصت نمی‌دهی که خودش را در حالت سجده پیدا کند و از سجده‌کردن شما تاثیر بپذیرد . مقداری داروی مسکن و پماد موضعی و غیره به من داد و گفت: از مهم‌ترین راه‌های درمان رگ سیاتیک شما و دیسک کمر و آرتروز این است که با آرامش بیشتری و حوصله افزون‌تری نماز را بخوانی. نماز جدای از اینکه یک حرکت کاملاً عبادی است و باعث تزکیه نفس می‌شود، یک ورزش بسیار ارزشمند برای بدن انسان است . حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند : در رکوع ، گردنت را کاملاً کشیده بگیر ، چنان که میخواهی در راه خدا شمشیر بخوری . این حرکت باعث کشیده شدن تمام اعضا و جوارح از سر انگشتان پا تا سر شما شده و دردهای مذکور را درمان میکند . از اینکه مسلمان بودم و یک هم‌نوع مسیحی مرا به روش درست نماز خواندن توصیه می کرد، خیلی شرمنده شده بودم امیدوارم هیچ کدامتان در این موقعیتی که من قرار گرفتم، قرار نگیرید از پله‌های مطب که می آمدم پایین، حرف های جناب دکتر را در ذهنم مرور می کردم و دچار شک و تردید بودم . ولی بعد از چند ماهی که خودم رو در نماز خوندن مقیدتر کردم ، نتیجه‌اش را دیدم . 🔸🔹🔸🔹 💦🏀↙️ مرکز طب اسلامی استاد تبریزیان گروه شماره 30 🌷کانال معرفت👇👇👇👇 🆔@marefatkade
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴هزینه عجیب زندگی در کانادا و واکنش کاربران ساکن کانادا به پستی که این فرد در اینستاگرامش گذاشت! 🌷کانال معرفت👇👇👇👇 🆔@marefatkade