eitaa logo
مرهم
568 دنبال‌کننده
176 عکس
49 ویدیو
0 فایل
چه کنم با دل مجروح که #مرهم با اوست #حافظ محمدجواد خراشادی زاده مهندس الکترونیک سطح ۳ رشته کلام اسلامی مربی پرورشی و دبیر ادبیات فارسی متوسطه ◇ اشعار یادداشت ها گاه نگار @marham133 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله به من اشاره کنی، جان خود فدات کنم هزار آینه را فرش زیر پات کنم من از تو هیچ نمی‌خواهم ای تجلی عشق فقط اجازه بده "مادرم" صدات کنم @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله خسته ام؛ خسته از گناه خودم پای من، بند اشتباه خودم گیر کردم درون چاه خودم "چشم گریان من" گواه خودم بعد هر توبه ای که پاک شدم باز با معصیت هلاک شدم گرچه در کوله ام گناهی هست... ...در بساطم هنوز آهی هست خسته ام خسته؛ تکیه گاهی هست؟ غیر گریه مگر سلاحی هست من به این حال زار می‌گریم خسته از روزگار می‌گریم اگر از خوب ها جدا شده ام من اگر تحبس الدعا شده ام یا به حال خودم رها شده ام به غم هجر مبتلا شده ام دلخوشم مشهدالرضا دارم ذکر "یا اسمه دوا" دارم حرف هایم همیشه سربسته است وقت پرواز و بال و پر بسته است در زدم حیف شد که در بسته است راه میخانه ها اگر بسته است غم ندارم، گره گشا دارم مُهری از خاک کربلا دارم باز قلبم شده است پروانه پر زد و رفت گرد آن خانه که بگیرد دوباره پیمانه گِرِهَم باز می شود یا نِه؟ این گره جز به عشق وا نشود غیر از این درد من دوا نشود ذکر حلّال مشکلات، حسین در جهان کشتی نجات، حسین حضرت جامع الصفات، حسین علت خلق کائنات، حسین بس عزیز و بزرگ و بی همتاست ذکر اکسیر اعظم دنیاست اسم او آمد و خراب شدم من گنه بودم و ثواب شدم روضه خوان غم رباب شدم از خجالت دوباره آب شدم آه از کودکی که آب نداشت توی گهواره بود و تاب نداشت @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله هر شاعری که در حرمت باسواد شد با کوه غصه آمد و پیش تو شاد شد در کاظمین بودم و دیدم به چشم خود کم بود رزق سال من، اما زیاد شد یک بار بی نقاب به بازار آمدی بازار یوسفان دو عالم کساد شد نامت جواد هست و مرامت کریم، پس پشت در از فقیر و گدا ازدیاد شد شکر خدا به لطف پدر مادر، اسم من از عشق شاهزاده، "محمدجواد" شد @marham133
مرهم
#اعلام_برنامه
42.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هلا ابالحسن امشب اباالجواد شده‌ست شعرخوانی شب میلاد جوادالائمه(ع) حرم مطهر رضوی، رواق امام خمینی(ره) جمعه ۲۱ دی ماه ۱۴۰۳ @marham133
38.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله من از شوق وصال تو به سمت مرگ می آیم روایت می کند تاریخ روزی داستانم را... کلیپ شعرخوانی شبکه قرآن مدح (ع) 13 رجب 1397 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله اصل اینکه سه روز همه چیز را بگذاری پشت در و اهلِ بیتِ خدا بشوی، آنقدر حال خوب کن هست که نیازی به هیچ نداری. حالا همین را مضاف کنید به اینکه در جمعی باشی که دل‌هایشان پاک است. یعنی اصلا عمرشان آنقدر نبوده که بخواهند دلشان را آلوده کنند. اینجا چیزهایی می بینی که در غیر اعتکاف شنیدنش هم عجیب است. بچه هایی که انگار با آنچه در کلاس دیده ای زمین تا آسمان فرق کرده اند. اینجا همانکه کمی از قافله‌ی دوستانش عقب بود، نصف شب صدای گریه اش در خلوت زیر چفیه اش، لالایی ملائک می‌شود. یا همانکه شیطنت هایش در کلاس تو را به چالش می‌کشد، چنان غرق نافله است که لرزش شانه هاش را نمی‌تواند پنهان کند. یا همانکه تاخیرهای هرروزه اش، همه را شاکی کرده، اولین نفری‌ست که برای مناجات نصف شب دنبال جای دنج می‌گردد. تازه این ها کسانی هستند که به ظاهر از قافله‌ی همکلاسی هایشان عقب افتاده اند. آنهایی که سیم‌شان از قبل وصل بود را که اصلا در زمین نمی‌توانی پیدا کنی. این‌ها را باید دید تا بفهمی هرچه در زندگی از و و و گفته ای همه‌اش حرف بود. همان است که این بچه ها در این سه روز گرفتند. همان است که این بچه ها در این سه روز برگزیدند. همان است که این بچه ها در این سه روز انجام دادند. همان بود که این بچه ها در این سه روز به جان خریدند تا خدایی شدن را درک کنند. بگذریم! حالا من مانده ام و کلی ادعا که نمیدانم کجا ببرم‌شان؟ نمی دانم! شاید خدا میخواهد با همین بچه ها به آدم بفهماند که بزرگ شدن خیلی هم جذاب نیست. @marham133
بسم الله دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد اینکه چندتا از دانش آموزهایت را ببری برای مسابقات قرآن دانش آموزی و آنجا معلم قرآن ۱۶ سال پیش خودت را ببینی از لذت هایی‌ست که حقِ وصفش را نمی‌توان ادا کرد. شاید بهترین معلم قرآن تمام عمرم باشد و بدون اغراق جزء ۵ معلمی که هرگز فراموش‌شان نخواهم کرد... حالا بگذریم تنها خاطره ای که از من در ذهنش مانده بود همین بود که در کلاس مشغول شیطنت بودم و بی‌هوا آمده بالای سرم ایستاده و😅 آنقدر دقیق از جزئیات ماجرا و رنگ عوض کردنم در آن لحظه صحبت کرد که کم مانده بود رنگ لباسم را هم بگوید...😁 اولین کسی بود که حدود ۱۶ سال قبل، به من پیشنهاد داد در آینده به حوزه بروم و درس حوزوی بخوانم. توصیه ای که بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه به آن عمل کردم. خیلی دعاگویش هستم. هرچند جبران ذره ای از دلسوزی هایش هم نخواهد شد... پ.ن: از صبح دارم فکر می کنم اگر دانش آموزانم ۱۶ سال بعد من را ببینند، مثل امروز من خوشحال خواهند شد؟!! @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله ولادت سیدالشهدا(ع) به نام عشق نشست و نوشت دریا را که واژه واژه بسازد تمام دنیا را سرشت خاک جهان را به تربت پاکت فرشته ها همه دیدند مستی ما را تو آمدی و زمین با تو شد حسینیه به یک اشاره خریدی تمام دلها را تو آمدی و پیمبر به چشم خود میدید کرشمه های تو و خنده های زهرا را تو را گرفت علی در بغل همه دیدند چه عاشقانه ربودی نگاه بابا را پس از گشودن چشمان ناز تو خواندند فرشته ها همگی "لا اله الا..." را زمین گرفت به خود عطر سیب های بهشت گرفت عطر وجود تو عرش اعلی را دوباره حال غزل های دل بهاری شد و مثنوی خدا روی عرش جاری شد □ خدا نوشت تو را آبروی اهل یقین نوشت خاک تو را برترین مکان زمین فرشته ها همه آن را به هم نشان دادند و ناگهان همه یک جا به سجده افتادند کنار نام تو هر واژه اش به جوش آمد به شوق تو همه عرش در خروش آمد و لطف کرد به آدم که ذاکرت باشد اجازه داد که این بنده شاعرت باشد □ نشسته ام بنویسم غزل غزل با تو و باز جوشش یک شعر لَم یَزَل با تو دوباره دل شده پر خون و سر شده پر درد و دردها، شده اَحلی مِنَ العَسَل با تو نه اینکه تو فقط امروز صاحب غزلی که روی حاجت من بوده از ازل با تو غزل نمی دهد این بار پاسخ دل را و باز دل شده مجنون، و راه حل با تو برای این دل دریا زده تو ساحل باش بیا و مثنوی عاشقانه ی دل باش بیا و شعر مرا باز هم معطر کن بیا و حال ردیف مرا تو بهتر کن تو اصلا آمده ای ناخدای دل باشی -اگر که کفر نباشد- خدای دل باشی کنار نام تو ساحل شدند طوفانها به شوق روی تو عاشق شدند انسانها بدون نام شما، سرنوشت یعنی چه؟ بدون کرب و بلایت، بهشت یعنی چه؟ بدون ماه محرم، بهار زیبا نیست بدون روی تو اردیبهشت یعنی چه؟ "غلامتان به من آموخت در میانه ی خون"* که پیش چشم تو، زیبا و زشت یعنی چه؟ □ خدا نوشته صدای تو را صدای خودش و خلق کرده تمام تو را برای خودش و قبل از آنکه ببخشد به عشق معنا را سروده حضرت حق رمز هستی ما را: خدا از اول خلقت نوشت: کرب و بلا به خاک عالم و آدم سرشت: کرب و بلا نوشت کرب و بلا تا زمین بنا بشود نوشت کرب و بلا تا زمان به پا بشود برای اینکه بگوید همیشه بی همتاست نوشت کرب و بلا تا خدا، خدا بشود نوشت کرب و بلا تا بشر ببیند که بهشت روی زمین ممکن است جا بشود و بعد لطف به چشمان بی نوا کرده مرا برای کسی چون شما گدا کرده □ تو بهترین غزل این گدا شدی امشب تو ضامن سفر کربلا شدی امشب تو جلوه همه جود و لطف و احسانی تو معنی همه ی آیه های قرآنی تو قطره های نگاه خدا به این بشری تو قطره نیستی اصلا تو عین بارانی گدا منم به خدا، رعیت توام والله تویی که پیش نگاهم همیشه سلطانی بیا خیال دلم را دوباره راحت کن همیشه صاحب این دلشکسته میمانی غزل که لایق وصف جمال ماهت نیست گداست هر که در این شهر سربه راهت نیست تو عاشقانه ترین شعر دفترم هستی تو تا ابد به خداوند در سرم هستی دوباره وقت اذان است، وقت دلتنگی دوباره زمزمه هایی از این دل سنگی... ... بیا و شعر مرا باز هم هوایی کن بیا و حال مرا باز کربلایی کن... *مصرع از سید حمیدرضا برقعی https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6