بسم الله
#غزل_مثنوی ولادت سیدالشهدا(ع)
به نام عشق نشست و نوشت دریا را
که واژه واژه بسازد تمام دنیا را
سرشت خاک جهان را به تربت پاکت
فرشته ها همه دیدند مستی ما را
تو آمدی و زمین با تو شد حسینیه
به یک اشاره خریدی تمام دلها را
تو آمدی و پیمبر به چشم خود میدید
کرشمه های تو و خنده های زهرا را
تو را گرفت علی در بغل همه دیدند
چه عاشقانه ربودی نگاه بابا را
پس از گشودن چشمان ناز تو خواندند
فرشته ها همگی "لا اله الا..." را
زمین گرفت به خود عطر سیب های بهشت
گرفت عطر وجود تو عرش اعلی را
دوباره حال غزل های دل بهاری شد
و مثنوی خدا روی عرش جاری شد
□
خدا نوشت تو را آبروی اهل یقین
نوشت خاک تو را برترین مکان زمین
فرشته ها همه آن را به هم نشان دادند
و ناگهان همه یک جا به سجده افتادند
کنار نام تو هر واژه اش به جوش آمد
به شوق تو همه عرش در خروش آمد
و لطف کرد به آدم که ذاکرت باشد
اجازه داد که این بنده شاعرت باشد
□
نشسته ام بنویسم غزل غزل با تو
و باز جوشش یک شعر لَم یَزَل با تو
دوباره دل شده پر خون و سر شده پر درد
و دردها، شده اَحلی مِنَ العَسَل با تو
نه اینکه تو فقط امروز صاحب غزلی
که روی حاجت من بوده از ازل با تو
غزل نمی دهد این بار پاسخ دل را
و باز دل شده مجنون، و راه حل با تو
برای این دل دریا زده تو ساحل باش
بیا و مثنوی عاشقانه ی دل باش
بیا و شعر مرا باز هم معطر کن
بیا و حال ردیف مرا تو بهتر کن
تو اصلا آمده ای ناخدای دل باشی
-اگر که کفر نباشد- خدای دل باشی
کنار نام تو ساحل شدند طوفانها
به شوق روی تو عاشق شدند انسانها
بدون نام شما، سرنوشت یعنی چه؟
بدون کرب و بلایت، بهشت یعنی چه؟
بدون ماه محرم، بهار زیبا نیست
بدون روی تو اردیبهشت یعنی چه؟
"غلامتان به من آموخت در میانه ی خون"*
که پیش چشم تو، زیبا و زشت یعنی چه؟
□
خدا نوشته صدای تو را صدای خودش
و خلق کرده تمام تو را برای خودش
و قبل از آنکه ببخشد به عشق معنا را
سروده حضرت حق رمز هستی ما را:
خدا از اول خلقت نوشت: کرب و بلا
به خاک عالم و آدم سرشت: کرب و بلا
نوشت کرب و بلا تا زمین بنا بشود
نوشت کرب و بلا تا زمان به پا بشود
برای اینکه بگوید همیشه بی همتاست
نوشت کرب و بلا تا خدا، خدا بشود
نوشت کرب و بلا تا بشر ببیند که
بهشت روی زمین ممکن است جا بشود
و بعد لطف به چشمان بی نوا کرده
مرا برای کسی چون شما گدا کرده
□
تو بهترین غزل این گدا شدی امشب
تو ضامن سفر کربلا شدی امشب
تو جلوه همه جود و لطف و احسانی
تو معنی همه ی آیه های قرآنی
تو قطره های نگاه خدا به این بشری
تو قطره نیستی اصلا تو عین بارانی
گدا منم به خدا، رعیت توام والله
تویی که پیش نگاهم همیشه سلطانی
بیا خیال دلم را دوباره راحت کن
همیشه صاحب این دلشکسته میمانی
غزل که لایق وصف جمال ماهت نیست
گداست هر که در این شهر سربه راهت نیست
تو عاشقانه ترین شعر دفترم هستی
تو تا ابد به خداوند در سرم هستی
دوباره وقت اذان است، وقت دلتنگی
دوباره زمزمه هایی از این دل سنگی...
... بیا و شعر مرا باز هم هوایی کن
بیا و حال مرا باز کربلایی کن...
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#شعبان
#امام_حسین
#مرهم
*مصرع از سید حمیدرضا برقعی
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
#غزل_مثنوی
روزی که با صدات غزل آفریده شد
با گوشه نگات غزل آفریده شد
هی ذره ذره ریخت دلم زیر پای تو
تا آنکه با دعات غزل آفریده شد
می خواست تا بزرگی خود را نشان دهد
از خاک زیر پات غزل آفریده شد
هر بیت پرکشید، غزل گریه کرد و بعد
از هجر کربلات غزل آفریده شد
تو یک نگاه کردی و بعد از نگاه تو
از جانب گدات غزل آفریده شد
هر شاعری که پیش تو آمد، دخیل بست
از گوشه عبات غزل آفریده شد
یک بار گریه کرد برای تو محتشم
در مجلس عزات غزل آفریده شد
پایان گرفت کار غزل مثنوی رسید
این شعرها به قافیه معنوی رسید
در مثنوی هوای دلم بی قرار شد
هر قافیه به گوشه چشمت دچار شد
در مثنوی صدای تو بود و سرور بود
هر بیت، واژه واژه پر از شوق و شور بود
هر بیت مثنوی غزلی نیمه کاره شد
هر قافیه برای خودش یک ستاره شد
گل کرد شور عاشقانه و ضرب المثل نوشت
شاعر کنار مثنوی خود غزل نوشت:
شعری که بی قرار نباشد چه فایده؟
در جستجوی یار نباشد چه فایده؟
چشمی که بی قرار نگاه نگار نیست
گیرم اگرچه تار نباشد، چه فایده؟
هی شعر گفته ایم و نوشتیم و خوانده ایم
در محضر نگار نباشد، چه فایده؟
□
ای معنی تمام غزل های من: حسین
شیرینی تمام عسل های من: حسین
ای بهترین دلیل برای غزل شدن
ای معنی همیشگی لم یزل شدن
ای روی تو نشانه ماه تمام من
ای نام تو نوشته شده روی جام من
امشب دخیل تو شده ام، یک نگاه کن
امشب مرا دوباره دعا کن امام من
شعرم به نام تو شده احلی من العسل
امشب به نام توست غزل ها، به کام من
من زائر ضریح توام قبل هر نماز
ای مقصد همیشگی "السلام" من
جز تو دلم هوای کسی را نمی کند
ای بهترین شروع و حسن ختام من
من سائل و اسیر پر آوازه توام
مدیون لطف بی حد و اندازه ی توام
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#شعبان
#امام_حسین
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
قمر هستی و بین آسمان زیباترین هستی
وزیر شاهی و مانند او بالانشین هستی
تمام عمر گشتم در میان مردم و دیدم
پس از اولاد زهرا در دو دنیا بهترین هستی
فلک افتاد از پا، آسمانش دست و پا گم کرد
که تو سر تا قدم گویا امیرالمومنین هستی
ادب کوچکترین شاگرد درس زندگی تو
که تو شاگرد مکتب خانه ی ام البنین هستی
نه این که من فقط امروز دل بر مِهر تو دادم
که تو از ابتدا محبوب جبریل امین هستی
علی قطعا یدالله است؛ این را مطمئن هستم
و تو دست علی مرتضی در آستین هستی
محمد، حیدر و زهرا، حسن یا که حسینی تو
تو مجموع وجود پنج تن روی زمین هستی
علی نقش نگین خاتم پیغمبران بود و
تو بر انگشتر خون خدا نقش نگین هستی
علی آن ریسمان محکم عرش خدا باشد
تو هم مانند بابا جلوه ی حبل المتین هستی
میان معرکه، فرقی ندارد، دوست یا دشمن
همیشه لایق فریادهای "آفرین" هستی
اگر چه در شهادت آخرین یار حسینی تو
ولی پای دفاع از حریمش اولین هستی
امید عالم هستی، حسین فاطمه باشد
تو عباسی و بر مولا امید آخرین هستی
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#قمر_بنی_هاشم
#عشق_جانم
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
#فراق
به حال من دو سه روزی فقط امان بدهید
به این جنازه ی بی جان دوباره جان بدهید
اگر بناست بیایم که راضی ام؛ اما
اگر بناست نیایم به دیگران بدهید
اگر بناست نیایم، نمیشود یک بار
میان خواب حرم را به من نشان بدهید؟
اگر بناست نیایم به این دل زخمی
برای صبر فقط ذره ای توان بدهید
برای اذن زیارت فقط همین کافیست
که باز از افق کربلا اذان بدهید
برای اینکه دوباره مسیر گم نشود
فقط به پرچم سرخ حرم تکان بدهید
حرم که قسمت ما نیست؛ لااقل آقا
برای درک محرّم به ما امان بدهید
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#و_کیف_اَصبِرُ_علی_فراقک
#صدام_کن_حسین...
#بطلب
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
چند رباعی پیوسته
::
هرچند به دل داغ زیارت مانده
در سر اما هوای هیئت مانده
"دوریم ولی از تو سخن میگوییم"
در خانه هنوز مهر تربت مانده
::
در نامه من همیشه غفلت مانده
بر چهره من فقط خجالت مانده
شرمنده که نوکری گنهکار شدم
آقا تو بگو هنوز فرصت مانده؟
::
از داغ تو بر دلم حرارت مانده
بر سینه از آن داغ علامت مانده
این شال سیاه نوکری مدت هاست
بر شانه نوکرت امانت مانده
::
از ما همه یک دعا و حاجت مانده
از جانب تو فقط اجابت مانده
من از تو برات کربلا میخواهم
رحمی به دلم که غرق حسرت مانده
::
از نام تو بر زبان حلاوت مانده
در خاطرمان فقط محبت مانده
لطف تو همیشه شامل ما بوده
حالا دیگر فقط شفاعت مانده
::
بر مقتلتان گرچه روایت مانده
شیعه روی همین عبارت مانده
"شمر آمد و ..." لال شد زبانم ای وای
روی لب من به شمر لعنت مانده
::
در روضهتان داغ جسارت مانده
بر خیمه هنوز ترس غارت مانده
یک خط روضه بخوانم و لال شوم
بر سینه ما داغ اسارت مانده
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#وای_حسین
#عاشورا
#و_لعن_الله_شمراً
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
شرمندگی بس است، شب بی دعا بس است
این ناامیدی از درِ لطفِ خدا بس است
من قفل معصیت که زده ام بر دعای خود
این قدر بی حیایی و جرم و خطا بس است
با من غریبه اند همه، آشنا تویی
"با یار آشنا سخن آشنا" بس است
تنها نگاه لطف تو کافیست یا رئوف
حُسن توجه تو برای گدا بس است
ظرفیت وجود مرا هم ببین که باز
جان بر لبم رسیده، گناه و بلا بس است
من بعد هر گناه به خود طعنه میزنم:
بی چشم و رو! گناه نکن! بی حیا! بس است
□
وقتی که از زمین و زمان دل گرفته ام
ایوان طلا و صحن امام رضا بس است
امشب برات کرب و بلای مرا بده
داغ فراق و دوری کرب و بلا بس است
با روضه ی حسین دلم پاک می شود
آیا برای توبه همین اشک ها بس است؟
□
وقتی که کهنه پیرهنت هم نمانده است
جای کفن برای تو یک بوریا بس است
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#باز_کن_در_گدا_دوباره_رسید
#یا_رفیق_من_لارفیق_له
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
تقدیم به حضرت امّ المومنین، خدیجه کبری(س)
اگرچه دشمن بسیار ختم المرسلین دارد
دلش گرم است چون در خانه اش حصن حصین دارد
کنارش تا علی هست و خدیجه غم ندارد، چون
میان دشمنان خود حصاری آهنین دارد
همیشه خاطرش جمع است تا وقتی که در مکه
پیمبر دور خود سربازهایی اینچنین دارد
علی یک سو خدیجه سوی دیگر، بتکده فهمید
دو تا لشکر محمد در یسار و در یمین دارد
کنار مصطفی خندان، ولی از داغ این امت
خدیجه روزگاری خسته و اندوهگین دارد
خدیجه مثل گلبانگ "اشّداء علی الکفار"
همیشه در مصاف کفر، پیشانیش چین دارد
تمام ثروتش را داد تا دنیا بفهمد که
خدیجه پای احمد اعتقادی راستین دارد
نه تنها ثروتش، بلکه تمام آبرویش را...
که الحق اینهمه ایثار و غیرت آفرین دارد
چه غم از طعنه ی مردم که او در زندگی تنها
توجه بر رضای ذات رب العالمین دارد
جهاد او همین بوده: کنار مصطفی ماندن؛
و گرنه ذوالفقاری آتشین در آستین دارد
خدیجه مثل انگشتر در انگشت محمد بود
همان انگشتری که نام زهرا بر نگین دارد
نوشتم نام زهرا، باز یاد حیدر افتادم
همانکه از نبی، وصف امیرالمومنین دارد
خدیجه مثل حیدر از همان آغاز تا حالا
همیشه دشمنانی کافر و پست و لعین دارد
خدیجه خاطرش جمع است از آینده ی زهرا
که زهرا مرتضی را در کنار خود قرین دارد
خدیجه بنده هست و با تمام این مناقب هم
همیشه واهمه از لحظه های واپسین دارد
دعایی کرد پیغمبر، همانجا استجابت شد
خدیجه یک کفن از جانب روح الامین دارد
نوشتم از کفن، یاد شهید کربلا کردم
که یک تاریخ از نام بلند او طنین دارد
"چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان؟"۱
دلش گرم است شیعه تا که ام المومنین دارد
۱: مصرع از سعدی
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#ام_المومنین_خدیجه
#مرهم
@marham133
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
غزل قدیمی به محضر امام کریم
زلفت به باد داده وجود نسیم را
تفسیر کرده رسم تو اسم کریم را
قبل از ولادت تو که اسمی نداشت؛ تو
تعبیر کرده ای رمضان الکریم را
شاگرد مکتب تو فقط جبرئیل نیست
عشق تو رشد داده مسیح و کلیم را
صلح تو اوج حکمت و اوج سیاست است
آیینه بوده است خدای حکیم را
از هفت نسل قبل گدای تو بوده ایم
از در مران دوباره گدای قدیم را
پر باز کرده ام بپرم تا حریم تو
لطفی کن و پناه بده یاکریم را
من پای سفره ی کرمت پا گرفته ام
اکرام کن فقیر اسیر یتیم را
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#امام_حسن
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
آنکه از عاشقی حذر دارد
مگر از حال ما خبر دارد؟
یک نفر گفت: عشق، بی عقلی ست!
دیگری گفت: هان! خطر دارد
غافل از اینکه در طریقت عشق
هرکسی پا نهد جگر دارد
هر که عاشق شده است در دنیا
دلخوشی های بیشتر دارد
من تو را از خدا طلب کردم
خوب دیدم دعا اثر دارد
آری؛ آری؛ میان شهر نبی
پسری آمده؛ پدر دارد...
...نذر او "ان یکاد" می خواند
که از او چشم زخم بردارد
خانه ها را یکی یکی رفتم
بهتر از تو کسی مگر دارد؟
هر کسی دیده صورتت گفته:
وه! چه نقاش تو هنر دارد
آری انگار کنج لبخندت
ریشه هایی ز نیشکر دارد
وصف خود را شنیدم از مردم:
خوشبحالش که تاج سر دارد
تاج سر، نور عینِ من، حسن است
مقتدای حسینِ من، حسن است
::
مهر و ماهی و مهربان هستی
جانِ دردانه ی جهان هستی
دلِ گُل آب شد، تو حرف زدی
بس که شیرین و خوش بیان هستی
خوب حرف مرا خُدام شنید
هرچه می خواستم همان هستی
رو حَسَن، مو حَسَن، خصال احسن
چندتا حُسن توامان هستی
روز و شب می رسند در پی هم
طبق هرسال و همچنان! هستی...
...دارد از تو قرار می گیرد
آی آقا! چه مهربان هستی!
شور و شوق زبان من، حسن است
جانشین اباالحسن، حسن است
::
موی تو از عجایب فاخر
رخ زیبات در جهان نادر
بس که آقایی و کرم داری
کس نباشد به وصف آن قادر
گفت ساقی که مرد عشق کجاست؟
گفتمش با صدای خوش: حاضر!
گبر اگر صورت تو را بیند
به بت خویش می شود کافر
در کفت کوهی از کَرَم داری
گردی از آن نشسته بر عابر
دور از تو چقدر بی صبرم
در کنار تو می شوم صابر
در دو دنیا کسی شبیه تو نیست
در کَرَم کردن اینچنین ماهر
دل اهل هنر کباب شده است
بالاخص این هنرور شاعر
این غزل لایق جمال تو نیست
شعر از وصف روی تو قاصر
تو فقط در دلم بمان که شوم
در همه عمر بر خدا شاکر
سفره دار خدای من، حَسَن است
حُسن مقطع برای من، حَسَن است
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#امام_حسن
#کریم
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6