وطن ، آن قطعه خاک ِروی نقشه نیست ..
وطن ، ضرب آهنگ ِاولین نفس در هوایی است که با هیچ جای جهان عوض نمی شود .
وطن ، آن ریشهی عمیقی است که وقتی طوفان های ِروزگار ، تنه و شاخههایت را می لرزاند ،
تو را به اصالتت گره میزند تا از پا نیفتی .
ما همه ، مسافران ِاین جادههاییم ، اما هر کجای این جهان که باشیم ،
عطر ِخاک ِکوچه پس کوچههایي که کودکی مان را در آن جا گذاشتیم ،
در خوابهایمان ریشه دارد .
وطن ، درد ِمشترک ِماست در
لحظههایی که هیچ کجا به اندازهی کنج ِخانهی خودمان ، امن نیستیم .
کاش بدانیم تا وقتی این ریشهها در خاک است ،
هیچ کس نمی تواند قامت ِاین بذر را بشکند .
و ما ، با هر بار ِنام ِاین خاک ،
دوباره جان می گیریم ؛
نه برای ماندن ،
که برای ساختن ِفرداهایی که ریشه هایمان را به افتخار ، سرافراز کند .
حنآی ِمزرعه .
چقدر منتظر ِفاطمیهم: )
این روزامو فقط به امید ِرسیدن ِ
فاطمیة میگذرونم: )..