eitaa logo
عطر ریحان
223 دنبال‌کننده
59 عکس
28 ویدیو
1 فایل
ریحان خودش شعر است @marjanemehran @reiyhan
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ 🟩 یک نکته از هزاران تعریف مختصر سه‌گانی، شعر سه‌مصراعی یا سه‌سطری است که بر پایه‌ی زمینه و ضربه استوار باشد. بنابراین هر شعر سه‌مصراعی یا سه‌سطری که شرح مبهمات بخواهد، سه‌گانی نیست، زیرا ابهام، با زمینه و ضربه در تعارض است. سه‌گانی، شعری است که خود، شرح خویش است و اصول هفتگانه‌ی سه‌گانی، این نکته را مورد تایید قرار می‌دهند. با این حال، تحلیل فنی سه‌گانی در صورتی که جذب شاعر امروزی را از پی داشته باشد، می‌تواند به آموزش سه‌گانی یاری برساند و این تحلیل، باید به ترتیب اهمیت، در زمینه‌های زیر پیش برود: 🔖۱. موسیقی (بررسی وزن و قافیه‌ی سه‌گانی کلاسیک و نیمایی یا تقطیع درست سطرهای سه‌گانی سپید). 🔖۲. قالب (بررسی مقتضیات قالبی سه‌گانی، مانند تک‌هسته‌ای بودن در ژانر شعر کوتاه و رعایت زمینه و ضربه و توجه به فرمها و اصول آن). 🔖۳. زبان (بررسی عوامل فصاحت یا مخل فصاحت در سه‌گانی). 🔖۴. آرایه‌ها و صور خیال (بررسی شگردهای به کار رفته در سه‌گانی، از قبیل ایهام و پارادوکس و...). 🔖۵. عاطفه (بررسی برد عاطفی سه‌گانی یا کاستی آن). 🔖۶. تفکر (بررسی صحت و سقم اندیشه‌ی به کار رفته در سه‌گانی). 🔖۷. سبک (بررسی مشخصات منحصر به شاعر در سه‌گانی). بکوشیم در روند تحلیل سه‌گانی، تکامل آن را ببینیم و از پسرفت بپرهیزیم. ادامه‌ دارد...👇 ✍ 📚 ╭─┈🍃𓂃𓈒𓂂𓏸🌸 │ ❄️@marjanemehran ╰───────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ 🟩‌یک نکته از هزاران به‌جرئت می‌توان گفت، مهمترین اصل از اصول هفت‌گانه‌ی سه‌گانی، کاربرد زبان سهل و ممتنع است و این نکته سه دلیل عمده دارد: 🔖۱. سه‌گانی شعر کاربردی است و این‌گونه نیست که هدف آن سرودن برای سرودن باشد، بلکه باید تجربه‌‌های مورد نیاز انسان معاصر، اعم از تجربه‌‌های عاطفی و فکری، را به عنوان حکمت در دسترس بگذارد. این تجربه‌ها همان حقایق پنهان در لایه‌های گوناگون عوالم وجودند که سه‌گانی‌پرداز به کشف و بیان آنها می‌پردازد. طبیعی است که لازمه‌ی این کار رسایی زبان باشد، وگرنه شعر، غیرکاربردی خواهد بود. 🔖۲. در سه‌گانی هرچه نیز اصول دیگر مورد توجه قرار گیرد و هرچه هم در  تمهید و تشدید ضربه‌ی پایانی بکوشیم، بدون کاربرد زبان امروزی، به هدف بالا نمی‌رسیم، زیرا در همان آغاز، موانع زبانی پیش پای ما قرار می‌گیرند و این موانع، ما و طبعا خواننده را از رسیدن به آن هدف بازمی‌دارند. در دو دلیل بالا، با لزوم به‌کارگیری زبان سهل برای سه‌گانی مواجهیم. 🔖۳. بااین‌حال، کاربرد زبان سهل، نباید سبب شود سه‌گانی‌پرداز به فخامت زبان بی‌توجهی کند و آن را با ساده‌انگاری یکی بگیرد، چون در این صورت، به ارزش هنری کار لطمه می‌خورد. این مورد، موجبات اهمیت کاربرد زبان ممتنع را در سه‌گانی پدید می‌آورد. سرودن به زبان سهل و ممتنع، مانند راه رفتن روی لبه‌ی تیغ است که کمترین بی‌دقتی و افراط و تفریط در این کار، به آسیب‌دیدگی شعر می‌انجامد براین‌پایه، کاربردی‌ترین زبان برای سه‌گانی همان زبان سهل و ممتنع است؛ یعنی زبانی که در عین سادگی، کاربردش آسان نیست و فقط به دریافت آسان پیام یاری می‌رساند. سه‌گانی، شعر آسان دشوار است. ╭─┈🍃𓂃𓈒𓂂𓏸🌸 │ ❄️@marjanemehran ╰───────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟩یک نکته از هزاران سه‌گانی، شعر اکنون است. در سه‌گانی، اکنون‌های گذشته، اگر مطابق الگو باشند، به عنوان همان اکنون‌های گذشته باقی‌ می‌مانند، نه به عنوان اکنون‌های اکنون، زیرا این لحظه‌ برای سه‌گانی با لحظه‌ی پیشین، متفاوت است. روح سه‌گانی روحی اکنون‌گراست و بدین دلیل خود-نو-شوندگی دائم، مانند خود-نو-شوندگی زمان، در آن نهادینه است. دور ماندن از سه‌گانی، برای شاعران سه‌گانی‌پرداز، یعنی دور ماندن از تکامل سه‌گانی، تا جایی که حس می‌کنند نسبت به سه‌گانی‌پردازان اکنون، قدیمی‌اند. سه‌گانی، مانند خودش به روح تکامل‌پذیر دائمی نیاز دارد، چون سه‌گانی شعر اکنونهای اکنون است، نه شعر اکنون‌های گذشته. ✍ ╭─┈🍃𓂃𓈒𓂂𓏸🌸 │ ❄️@marjanemehran ╰───────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍🟩یک نکته از هزاران در آغاز کار سه‌گانی، یکی از دغدغه‌های ما نوع برخورد با رباعی و دوبیتی بود. این دو قالب کهن فارسی، جایگاه خود را دارند و سه‌گانی نمی‌توانست نسبت به آنها بی‌توجه باشد. ازاین‌رو، به دو دلیل زیر، برای استفاده از اوزانشان در سه‌گانی، ترجیح اکید بر کاربرد آنها در شاخه‌ی نیمایی قرار گفت: 🔖۱. احترام به استقلال رباعی و دوبیتی. 🔖۲. جلوگیری از عرضه‌ی رباعیها و دوبیتیهای ناقص به عنوان سه‌گانی. با‌این‌حال، تا این لحظه، هنوز این دغدغه وجود داشت که چرا باید کاربرد اوزان رباعی و دوبیتی در شاخه‌ی سه‌گانی کلاسیک، معطل بماند. اکنون که پس از حدود سیزده سال کار عملی و نظری، سه‌گانی در جامعه‌ی ادبی جایگاه خویش را به دست آورده است، لازم نمی‌دانیم این ترجیح اکید، وجود داشته باشد و برعکس، آزادی عمل سه‌گانی‌پردازان برای کاربرد هر وزن دلخواه در سه‌گانی کلاسیک و نیمایی، اعم از اوزان رباعی و دوبیتی و جز آنها را به شرط رعایت تعریف و فرمها و اصول و جهانبینی و ریزه‌کاریهای دیگر سه‌گانی. ضروری می‌بینیم؛ بویژه که طی این چند سال، ضمن کارهای عملی شاهد بوده‌ایم چه‌بسا سه‌گانیهای زیبایی با قصد و نیت سه‌گانی در وزنهای رباعی و دوبیتی پدید آمده‌اند. این تغییر دیدگاه ما دلیل بر نادرستی آن در زمان خود نیست و قطعا بر درستی‌اش در زمان خویش پای می‌فشاریم. با این حال، در این زمان دو دلیل، ما را به این دیدگاه رسانده است: یکی مشخص شدن مرزهای سه‌گانی برای جامعه‌ی ادبی، طی یک دهه کوشش بی‌دریغ من و یارانم و دیگری رشد کردن سه‌گانی در مسیر کمال که مسیری تاریخ‌ساز بوده است. بدین گونه از این پس اولا دو فرم: و جزو فرمهای سه‌گانی خواهند بود و ثانیا این تکامل، بی‌گمان افزون بر آزادی عمل بیشتر برای سه‌گانی‌پردازان، جذب افزونتر شاعران را به سه‌گانی از پی خواهد داشت. در این صورت، سه‌گانی_رباعی و سه‌گانی_دوبیتی، هر کدام دو شاخه دارند: 🔖۱. سه‌گانی_رباعی یا سه‌گانی_دوبیتی کلاسیک، 🔖۲. سه‌گانی_رباعی یا سه‌گانی_دوبیتی نیمایی. نمونه‌ها: 🔖۱. سه‌گانی_رباعی کلاسیک: آغاز بهار بود و ارکیده برفت؛ با این‌همه گل هنوز هم دلتنگم؛ از دل نرود، هرآن که از دیده برفت. 🔖۲. سه‌گانی رباعی_نیمایی: دلخسته‌ام از این‌همه آدم‌حرفی؛ دلتنگ توام، آدم‌برفی! 🔖۳. سه‌گانی_دوبیتی کلاسیک: شنیدم زاهدی بد گفت از عشق؛ در این دنیا که خونریز است و خونخوار، فقط از عشق باید گفت، از عشق! 🔖۴. سه‌گانی_دوبیتی نیمایی: جهان را و انسان را سراسر دوست دارم، تو را یک جور دیگر دوست دارم. ✍ ╭─┈🍃𓂃𓈒𓂂𓏸🌸 │ ❄️@marjanemehran ╰───────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟩یک نکته از هزاران تلفیق سه‌گانی با داستانک از آغاز جزو دغدغه‌های من بوده است و در این زمینه تجربه‌هایی نیز داشته‌ام؛ کاری که می‌تواند پدید آورد. چنان که می‌دانیم داستانک یا داستان کوتاه کوتاه، یکی از قالبهای داستان است که با تعداد معدودی کلمه به وجود می‌آید و بر پایه‌ی کشف و ضربه و غافلگیری پیش می‌رود و سه‌گانی هم باید چنین باشد. همخوانی این دو قالب ادبی، باعث می‌شود تا از جهت منطقی قبول کنیم تلفیق آنها ممکن است. برای نمونه، داستانک شش‌کلمه‌ای زیر را به ارنست همینگوی نسبت می‌دهند: فروشی! کفش بچه! اصلا پوشیده نشده! و ما در سه‌گانی، حتی نمونه‌ی داستانک پنج‌کلمه‌ای داریم: شب گذشت، روز هم برنگشت. براین‌پایه، سه‌گانی_داستانک، تلفیق میان دو قالب ادبی سه‌گانی و داستانک است که هر دو از روند کشف و ضربه و غافلگیری بهره می‌برند و اکنون با پرورش سه‌گانی‌پردازان قوی‌دست، پرداختن جدی‌تر به آن لازم می‌نماید. در زیر برای نمونه، پنج سه‌گانی_داستانک می‌آید: (۱) نیشهای نغز می زند؛ عشق، سادگی نمی‌کند، اولش به مغز می‌زند. (۲) آسمان با غرور می‌گردید؛ یک تن از آفتابگردانها رفت در آسمان و شد خورشید. (۳) نقاش چیره‌دست پروانه آفرید؛ یک تابلو پرید! (۴) از یار شهید اگرچه تنها در قاب زمانه یک نشان ماند، ما پیر شدیم و او جوان ماند. (۵) با تو رسمی دیگر آوردم؛ او برایت مرد، من برایت زندگی کردم. ╭─┈🍃𓂃𓈒𓂂𓏸🌸 │ ❄️@marjanemehran ╰───────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
20.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه در آتش چه در خاک ╭─┈🍃𓂃𓈒𓂂𓏸🌸 │ ❄️@marjanemehran ╰───────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا