هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏴 #روایت_کربلا | افرادی که آماده شهادت نبودند امام حسین(علیهالسلام) را همراهی نکردند
▪️رهبر انقلاب: تمام کسانى که در مکه و مدینه، افراد نامونشاندارى بودند که حقیقت قضیه را نمىفهمیدند، با حرکت امام حسین(علیهالسلام) مخالفت کردند. بعضى حتى نامه نوشتند از بین راه از حضرت خواستند که برگردد. چون اینها محاسبه مىکردند، مىگفتند که اگر این کار براى این است که حضرت به حکومت برسد، خب، خیلى شرایطِ به حکومت رسیدن مفقود است. و اگر نفسِ این حرکت مطلوب است، پس در آن کشتهشدن هم هست. اینها کسانى بودند که آماده نبودند آنطور خودشان را به دَم شهادت بدهند.
▪️ #ملت_حسین_به_رهبری_حسین
💻 @Khamenei_ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏴 #روایت_کربلا | شهادت عبداللهبنالحسن در راه دفاع از ابیعبدالله
▪️ رهبر انقلاب: عبدالله بن الحسن، وقتی فهمید عمویش در میدان روی زمین افتاده است، با شتاب آمد و رسید بالای سر ابی عبدالله علیه السلام. هنگامی که رسید، یکی از سربازان خبیث و قسیّ القلب ابن زیاد، شمشیر را بلند کرده بود که بر بدن مجروح ابی عبدالله علیه السلام فرود بیاورد. دستهای کوچک خود را بی اختیار جلوی شمشیر گرفت، دست این بچّه قطع شد. فریادش بلند شد. اینجا بود که امام حسین علیه السلام خیلی منقلب شد؛ کاری هم از او برنمی آید. دست به دعا برداشت و از ته دل مردم را نفرین کرد. صدا زد: «أللَّهُمَّ أَمْسِکْ عَنْهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ»؛ خدایا! باران رحمتت را بر این مردم حرام کن. ۱۳۶۴/۷/۵
▫️ #ملت_حسین_به_رهبری_حسین
💻 @Khamenei_ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏴 #روایت_کربلا | آمادگی قاسمبنالحسن برای شهادت در راه خدا
◽️ رهبر انقلاب: در شب عاشورا، وقتی که امام حسین علیهالسّلام فرمود که این حادثه اتّفاق خواهد افتاد و همه کشته خواهند شد و گفت شما بروید و اصحاب قبول نکردند که بروند، «قاسمبنالحسن» این نوجوان سیزده، چهاردهساله عرض کرد: عمو جان! آیا من هم در میدان به شهادت خواهم رسید؟ امام حسین خواست که این نوجوان را آزمایش کند - به تعبیر ما - فرمود: عزیزم! کشتهشدن در ذائقه تو چگونه است؟ گفت «احلی من العسل»؛ از عسل شیرینتر است. ببینید؛ این، آن جهتگیرىِ ارزشی در خاندان پیامبر است. تربیتشدههای اهل بیت اینگونهاند.
▫️ #ملت_حسین_به_رهبری_حسین
💻 @Khamenei_ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏴 #روایت_کربلا | علیاکبر، اسماعیلِ امام حسین(علیهالسلام) بود که به کام مرگ فرستاد
▪️رهبر انقلاب: وقتی که همهی اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند و کسی غیر از خانوادهی او باقی نماند، علی اکبر از خیمه گاه خارج شد. پیش پدر آمد و گفت: پدر! اکنون اجازه بده تا من بروم بجنگم و جانم را قربانت کنم. هیچ مقاومتی نکرد و به او اجازه داد! این دیگر اصحاب و برادرزاده و خواهرزاده نیست که امام به او بگوید نرو، بایست؛ این پارهی تن و پارهی جگر خود اوست! این انفاق امام حسین علیه السلام است؛ این اسماعیل حسین علیه السلام است که به میدان میرود. امام حسین علیه السلام نگاهی از روی نومیدی به قدّ و قامت علی اکبر انداخت. گفت: خدایا! خودت شاهد باش. جوانی را به جنگ و به کام مرگ فرستادم که از همهی مردم، شبیهتر به پیغمبر صلی الله علیه و آله بود. ۱۳۷۴/۳/۱۹
#ملت_حسین_به_رهبری_حسین
📥 مجموعه روایت کربلا
💻 @Khamenei_ir