eitaa logo
کانال جامع سخنرانی اساتید انقلابی
14.1هزار دنبال‌کننده
24.3هزار عکس
34.1هزار ویدیو
306 فایل
eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf نشر ازاد 📛اخبارداغ‌محرمانه‌سیاسی‌ما‌اینجاست!👇👇👇 @Masafe_akhar تبلیغات↙️ @masaf_tabligh ☘مطالب زیبا و انسان ساز عرفا☘
مشاهده در ایتا
دانلود
یاد خدا ۶.mp3
11.3M
| ✘ چکار کنم بعد از ازدواج، بعد از پولدار شدن، بعد از بچه دار شدن، بعد از مدیر شدن و ... انس من با خدا و رفاقتم باهاش بهم نریزه؟ 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
√ مذهبی‌هایی که دشمن امام زمان علیه السلام هستن اما فکرش هم نمیکنند! 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
√ اهل چرتکه انداختن اهل دو دوتا چهارتا به هیچ وجه در دستگاه امام زمان علیه السلام جا ندارن! 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
جهاد الکی.mp3
7.91M
| خیّرها، جهادگرها، فعالان فرهنگی، فعالان رسانه و .... که مشغول خاله‌بازی‌اند و تصور می‌کنند کارشون خیلی درسته! 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
اگر در هنگام ذکر حضور قلب ندارید، نگران نشوید! ذکر زبانی اگر مداومت و استمرار داشته باشد؛ کم‌کم قلب را هم با خود همراه کرده و به قلب ضربان می‌بخشد، آنوقت ذاکر وارد مرحله ذکر قلبی می‌شود که تمرکز، حضور قلب و لذّت از علامتهای آن است. 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
یاد خدا ۵.mp3
9.93M
| • چرا یهو همه کارام به بن‌بست خورد؟ • چرا حال دلم چند وقتیه خوب نیست و رفته رفته داره بد و بدتر میشه؟ 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
مداحی_آنلاین_یاران_ناب_استاد_عالی.mp3
1.43M
🌙ویژه ♨️یاران ناب! 👌 بسیار شنیدنی 🎙حجت الاسلام 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
✍پنج وصیت بسیار زیبا! ✅ امام محمد باقر (علیه السلام) خطاب به جابر بن یزید جُعفی می‌فرمایند: ای جابر! تو را به پنج چیز وصیت می‌کنم.. 1️⃣ اگر مورد ستم قرار گرفتی، 👈تو ستم نکن 2️⃣ اگر به تو خیانت کردند، 👈تو خیانت نکن 3️⃣ اگر تو را تکذیب کردند، 👈تو خشم نگیر 4️⃣ اگر تو را ستایش کردند، 👈 تو دلخوش نشو 5️⃣ و اگر تو را سرزنش کردند، 👈 تو دلگیر مشو ⬅️ بلکه درباره آنچه گفتند فکر کن! اگر دیدی آنچه می‌گویند راست است، خود را اصلاح کن. و اگر دیدی درست نیست، پس بدان که خود را مدیون تو کردند و برای جبران این دِین، از ثواب‌های او به تو میدهند.از گناهان تو کم کرده، در نامه اعمال او قرار می‌دهند» 📚بحارالأنوار، جلد75، صفحه162 🍃 🍂🌺🍂🍃 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍ ذکر عظیم‌الشأن •ذکر زیبایی که استاد دانشمند به نقل از استاد عرفان و اخلاق خود بیان نموده، و به همگان توصیه می‌فرمایند. عدد ذکر به نیت اسم مبارک حضرت علی امیرالمؤمنین به تعداد صد و ده عدد بیان شده است. 🔴نذرکنیم ذکررابه نیت سلامتی وتعجیل درفرج مولاصاحب الزمان عجل الله بخونیم سخنران ‌‌‌ 🍃 🍂🌺🍂🍃 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙استاد شجاعی 🔸سوختن عجل الله برای ما!!! 🌷سلامتی و تعجیل در فرج مولا صاحب الزمان عجل الله صلوات بفرست 🍃 🍂🌺🍂🍃 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
هدایت شده از مرجع‌ سخنرانی و خبر
4_5906559233003885100.mp3
21.45M
🎙️سخنرانی استاد رائفی‌‌‌‌‌‌پور 📑 «انتخابات مجلس و مسائل کشور» 🗓 ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ - پردیس 🎧 کیفیت 48kbps 🎙دقیقا همینجااا مرجع سخنرانی های حاج آقا رائفیه 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1647050779C6b6ab93955
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭕️امام على عليه السلام: 📩هر كه به نفْسش در آنچه خودْ دوست دارد، خوش رويى نشان دهد، نفْسش او را در آنچه نمى پسندد، به رنج مى افكند 📚غررالحكم حدیث8782 🇮🇷 @masafe_akhar 🇵🇸
01-07-25 Farahzad.mp3
13.22M
🔊 فایل صوتی برنامه سمت خدا 👤 📚 موضوع: نکاتی پیرامون معرفت نفس 🗓دوشنبه بیست و پنجم مهر ماه ۱۴۰۱ 🗂 حجم : ۱۲ مگابایت متن کامل: در حال آماده سازی 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
جوان اینگونه قصه خود را شروع می کند ؛ زندگی ام پر از گناه و معصیت و مستی بود،به مردم ظلم می کردم،حق مردم را می خوردم،ربا می خوردم،ضعیفان را کتک می زدم ! هرظلمی را انجام می دادم،گناهی نمانده بود که انجام نداده باشم. مردم مرا به سبب گناهانم حاشا می کردند روز از روزها تمایل به ازدواج پیدا کردم، دوست داشتم دختری داشته باشم ، ازدواج کردم و خداوند به من دختری داد که اسمش را فاطمه گذاشتم. به شدت او را دوست داشتم و احساس می کردم با تولد او زندگی ام از گناه دور شده است،به سبب وجود او بسیاری از گناهان از من دور شده بودند فاطمه در دوسالگی مرا در حال نوشیدن شراب دید.و او نیز می خواست چنین کند در حالیکه دوسال بیشتر نداشت ! روزگارم‌چنین گذشت و ایمانم بیشتر می شد وتا بزرگتر میشد محبت من به او بیشتر و ایمانم زیادتر میشد و احساس می کردم که خداوند را نزدیکتر از گذشته به خود می بینم ، گناهان یکی پس از دیگری از من دور می شدند. تا زمانیکه فاطمه سه سالگی را تمام کرد.و مُرد ! بله فاطمه.مُرد! چه مصیبتی بود ! ازآنچه در ابتدا بودم بدتر شدم. از شدت غم و غصه صبری نزدم نمانده بود، از آن صبری که مؤمنان بر مصیبتها دارند چیزی در من نبود تا مرا بر آن قوی کند ! شیطان بامن بازی می کرد ! ومن بدتر می شدم ! تا روزی که شیطانم به من گفت: امروز آنقدر شراب بنوش آنقدر بنوش که هیچ‌کس به آن اندازه ننوشیده باشد! پس عزمم را جزم نموده و نوشیدم و سیاهی شب همه جا را فراگرفت و من نوشیدم‌ونوشیدم و مرا خواب در بر گرفت. انواع خواب را دیدم تا جاییکه خواب دیدم قیامت فرا رسیده است و خورشید سیاه شد و دریاها تبدیل به آتش شدند. زمین را زلزله ای رخ داد ...ومردم جمع شدند برای روز قیامت دسته دسته می آمدند ومن میانشان بودم که منادی ندا داد که فلان پسر فلان بیاید تا در مقابل جبار بایستد و پاسخ دهد. پس آن نفر را دیدم که صورتش از شدت ترس به سیاهی گرایید. وقتی اسم من آمد هر کسی در اطراف من بود فرار کردند و مخفی شدند انگار که کسی در محشر غیر ازمن آنجا نبود ! سپس ماری قوی هیکل را دیدم که به طرف من می آمد ! پس به سرعت پا به فرار گذاشتم و مار به دنبالم می آمد. پیرمردی ناتوان را در جایی یافتم داد زدم : آااااه..پیرمرد کمک کن ، مرا از دست این مار نجات بده ! به من گفت : پسرم من ضعیفم و نمی توانم تو را نجات دهم ، اما از این طرف برو بلکه نجات یابی. به آن طرف که او گفته بود دویدم و مار همچنان دنبالم بود،و مقابلم آتش جهنم را دیدم . به او گفتم: از مار فرار کنم تا به آتش سقوط کنم ؟ و مار داشت به من نزدیکتر میشد ، پیرمرد را قسم دادم که نجاتم دهد . به حالم گریه کردو گفت :من ضعیفم همچنانکه می بینی کاری برایت از دستم بر نمی آید ، اما به طرف آن کوه برو که کودکانی کم سن و سال آنجا هستند. به آن طرف دویدم و می شنیدم که کودکان همه می گفتند : فاطمه..ای فاطمه پدرت را دریاب ، کمکش کن. فهمیدم که آن دخترم است پس خوشحال شدم که آنجا مرا از آن موقعیت هولناک نجات می دهد. با دست راستش دست مرا گرفت و با دست چپش مار را از من دور کرد و من مانند مرده ای شده بودم از شدت ترس رمقی در من نمانده بود ، سپس در اتاقم که مانند دنیا شده بود نشستم و و فاطمه به من گفت :ای پدرم (این آیه را تلاوت کرد)..الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله..«آیا برای کسانی که ایمان آورده اند وقت آن نرسیده است که دلهایشان برای ذکر خدا وآنچه از حق نازل شده است خاشع گردد»؟ گفتم :دخترم این مار چه بود ؟ گفت : این عمل زشت و بد تو بود ، تو بزرگش کرده ای وپرورشش داده ای تا جاییکه می خواست تو را بخورد،آیا می دانی که اعمالت به شکل مجسمه ای در می آیند در روز قیامت و بسویت باز می گردند؟ گفتم: وآن پیرمرد ضعیف که بود؟ گفت : وآن پیرمرد ضعیف اعمال خوبت بودند که ضعیفش کرده بودی وتوانایی نجات تورا از عذاب نداشت و به حالت گریه می کرد چون نمی توانست برایت کاری انجام دهد. واگر من نمرده بودم در کودکی ، هیچ کس نبود به تو کمک کند ! مردجوان گفت:از خواب بیدار شدم و داد میزدم الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله. پس بلند شدم و غسل کردم،وبرای نماز صبح توبه کنان از خانه خارج شدم و بسوی مسجد رفتم،پس داخل مسجد شدم و از امام جماعت شنیدم که دقیقا این آیه را می خواند الم یأن للذین آمنوا ان تخشت قلوبهم لذکر الله. این سرگذشت مالک بن دینار بود از امام تابعین و او مشهور بود که در طول شب گریه می کرد و می گفت:خدایا تو تنها کسی هستی که می دانی چه کسی اهل جهنم و چه کسی اهل بهشت است ، پس من اهل کدام یک هستم؟ خدایا مرا از ساکنان بهشت قرار بده و از اهل دوزخ مگردان. و مالک بن دینار توبه کرد و مشهور بود که هر روز نزد دروازه مسجد می ایستاد که ای گناهکار توبه کن و به سوی مولایت الله جل جلاله بشتاب ای بنده غافل به سوی پروردگارت باز گرد. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @masafe_akhar
☕️ ۶ دلیل برای اینکه خصوصی نگاه داشتن زندگی و جار نزدن همه چیز، به نفع شماست نوشته:علیرضا مجیدی من در این پست می‌خواهم بگویم که بهتر است شما یک حریم خصوصی و یک زندگی شخصی را در عین اجتماعی بودن و خوش‌مشرب بودن، برای خودتان حفظ کنید و برای این گزاره، دلایلی می‌آورم: ۱- هرچقدر دیگران کمتر از شما بدانند، کمتر احتمال دارد که جسارت مداخله در چیزهایی که به آنها مربوط نیست، پیدا کنند بعضی‌ها در یک برهه، همه دقایق زندگی خود را با بقیه در میان می‌گذارند و بعد می‌بینند که بقیه حد و مرزی قائل نیستند و به فاصله کمی شروع می‌کنند به نقدهای نیش‌دار یا ارائه پیشنهادهایی که شما اصلا دوست ندارید از سوی آنها مطرح شود. بعد به شما برمی‌خورد و یک دوره سکوت یا حتی قهر را در پیش می‌گیرید. بهتر نیست که از اول اطلاعات غیرضروری به کسی ندهید تا اینقدر نوسان رفتاری نداشته باشید؟ ۲- بسیاری اوقات شما به تنهایی مصائب و سختی‌های زندگی را بهتر تحمل می‌کنید بعد از یک واقعه ناخوشایند مثل جدایی یا یک زیان مالی ناشی از سرمایه‌گذاری نادرست، ما تمایل پیدا می‌کنیم که با کسی درد دل کنیم تا او مثلا بگوید تقصیر تو نبوده و یا این مسئله ناگزیر بوده و به شما پیشنهادهایی برای بهتر شدن حالتان بدهد. اما واقعیت این است که بسیاری اوقات این مکانیسم درد دل خوب کار نمی‌کند. شما می‌بینید که خبری از دلداری نیست و حتی در مواردی شما ناخواسته خودتان را زیر سؤال برده‌اید و بعد علاوه بر تحمل دوره گذار آن مشکل باید نگران باشید که دوست شما نکند با اطلاعات اضافی که پیدا کرده، گزندی به شما برساند. بسیاری اوقات تروماهای روحی تنها با گذشت زمان التیام پیدا می‌کنند و شما نمی‌توانید این زمان را با درد دل کردن کوتاه کنید. ۳- وقتی به آن درجه از خودشناسی برسید که حرف مفت مردم برایتان مهم نباشد، به ارتقای درونی جدیدی رسیده‌اید بعضی از ماها یک عمر در هنگام انجام کارها، در پی گرفتن تایید ضمنی از مردم بوده‌ایم. مثلا ایده‌ای خلاف جریان روتین در ذهنمان است و تا حد زیادی ایمان داریم که مثلا این کار اقتصادی بکر است و پتانسیل موفقیت بالایی دارد. اما باز هم می‌خواهیم با دیگران حرف بزنیم، تا آنها کارمان را تایید کنند و بعدش جسارت انجامش را پیدا کنیم. اما راستش را بخواهید مردم همیشه حرفی برای گفتن دارند و به خصوص در مورد چیزهای خلاقانه، کسی بهتر از خودتان نمی‌تواند شرایط را ارزیابی کند. شما مجبور به توضیح دادن برای مردم نیستید، اگر از کاری لذت می‌برید و آینده خوبی برای آن تصور می‌کنید، سرتان را پایین بیندازید و به حرف مردم فکر نکنید ۴- زندگی خصوصی‌تر، زندگی‌ امن‌تری هم است آیا عاقلانه است که دنبال‌کننده‌های شما بدانند الان برای سفر در کدام شهر هستید؟ یا بدانند که چه چیزهایی نویی خریده‌اید؟ حتی چیزهای بی‌اهمیت هم می‌تواند کار دست شما بدهد و حریم خصوصی شما را بر هم بزند. مثلا تصور کنید که خانه‌تان را در معرض سرقت قرار بدهد یا کثرت خریدهای نسبتا گران شما باعث برانگیختن حسادت کسی و اقدام متقابل او شود. ۵- بیش از حد به اشتراک گذاشتن برای گرفتن لایک و کامنت و توجه کم به زندگی واقعی برخی از کاربرها از صبح تا شب فکر می‌کنند که چه جنبه‌ای از زندگی خود یا اندیشه‌هایشان را در شبکه‌های اجتماعی بیشتر بنمایانند تا بتوانند لایک و کامنت بیشتری بگیرند. این طوری است که عکس‌های خصوصی مهمانی و اعتقادات شخصی‌شان سر از شبکه‌های اجتماعی درمی‌آورد و همان طور که می‌دانید آدم‌هایی هستند که از تک تک آنها می‌توانند سوء استفاده یا حتی اخاذی کنند. ۶- نگاه داشتن حد و اندازه در اشتراک امور خصوصی باعث می‌شود که با افراد منتخب عمیق‌تری دم‌خور شوید حقیقت این است که آدم عمیق با آدم‌های وراج چه در شبکه‌های اجتماعی و چه در محیط فیزیکی، میانه‌ای ندارند. هر چقدر شما حساب‌شده‌تر حریم خصوصی را حفظ کنید، دوستان منتخب عمیق‌تری پیدا خواهید کرد. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @masafe_akhar
✍از زمخشری پرسیدند: علت قطع پای تو چه بود؟! گفت: به هنگام کودکی گنجشکی بدست آوردم و پَرهایش را کَندم. سپس به پایش نخی بستم. 🌔روزی گنجشک فرار کرد و در سوراخی رفت. از پیِ او دویدم. مقداری از نخ باقی مانده بود، آن را گرفتم و آن قدر کشیدم که یک پای حیوان قطع شد. چون به سنّ جوانی رسیدم در سفر بخارا از اسب افتادم و پای‌ام شکست، هرچه معالجه کردم سودی نبخشید، ناگزیر به قطع پای خود شدم. 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
💡 اصطلاح «شغال مرگی» کنایه از افرادی است که خود را در ظاهر کوچک و مظلوم نشان می دهند، ولی باطن آنها چیزی دیگری است و قصد فریب و حیله دارند . شغال جانوری از دسته سگ ها است که از نظر اندازه کمی از روباه بزرگ تر است، این جانور همه چیز خوار است و معمولاً به صورت انفرادی زندگی می کند. شغال ها اغلب در نزدیکی روستاها زندگی می کنند و معمولاً به مرغدانی های روستاییان در شب ها حمله کرده و مرغ یا جوجه ی می دزدند یا به باغات می روند و محصولات میوه های همچون انگور را می خورند. روستاییان در زمان گذشته از دست این جانور که گاه و بیگاه به آنها خسارت وارد می کرد به خشم می آمدند و برایش تله می ساختند و زمانیکه شغالی به تله می افتاد برای ایجاد وحشت بیشتر در حیوان سرو صدا زیادی به راه می انداختند. گاهی اوقات شغالی که در دام افتاده بود، از شدت وحشت بی هوش می شد و در نظر روستاییان این چنین به نظر می آمد که مرده است در نتیجه او را از تله خارج کرده و به حال خود رها می کردند تا صبح بشود و در روشنایی روز جسد را در چاهی یا خندقی بیاندازند. بعد از رفتن روستاییان شغال که می دید سرو صدا ها خوابیده است کم کم از حالت وحشت خارج می شد و از آن مکان فرار می کرد و فردا صبح که روستاییان می خواستند تله را از وجود جانور پاک کنند، می دیدند که شغال دیگر در سر جایش نیست، در نتیجه مردم گمان می کردند شغال برای رهایی به دروغ خودش را به مردن می زند از این رو اصطلاح «شغال مرگی» را ایجاد کردند. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @masafe_akhar
💠رسول اکرم(صلى الله عليه و آله) : هر کس بخشی از کار مسلمانان را بر عهده بگیرد و در کار آن‌ها مانند کار خود دلسوزی نکند، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. 📚 کنزالعمال ج ۶ 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
خوابهای خود را برای هرکسی تعریف نکنید! ✍عصر پیامبر (ص) بود، زنى شوهرش به سفر رفت ، او در غیاب شوهر، خوابى دید و به حضور رسول خدا آمد و گفت : در خواب دیدم تنه درخت خرما در خانه ام شکسته شد. پیامبر به او فرمود: شوهرت با سلامتى باز مى گردد. پس از مدتى شوهرش ، با سلامتى بازگشت . بار دیگر شوهر او به سفر رفت ، و او همان خواب را دید و نزد پیامبر رفت و خواب خود را گفت ، پیامبر (ص) فرمود: شوهرت سالم باز مى گردد .پس از مدتى شوهرش با سلامتى بازگشت . بار سوم شوهر او سفر کرد، آن زن همان خواب را دید، وقتى که بیدار شد اینبار خدمت پیامبر نرفت، همان اطراف مرد چپ دستى را دید و خواب خود را براى او نقل کرد، آن مرد گفت : واى! شوهرت میمیرد! این خبر به پیامبر (ص) رسید، پیامبر فرمود: الا کان عبر لها خیرا: آیا او نمى توانست خواب آن زن را تعبیر نیک کند؟ ( چراتعبیر نیک نکرد؟) بر طبق روایات خواب آنگونه كه تعبیر می شود ،اتفاق می افتد .پس هرگاه یكی از شما خوابی رادید آن را به جز نزد عالم و یا ناصحی بازگو ننماید. پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسى که خواب دیده، خواب او بر فراز او به صورت پرنده است تا آن هنگام که تعبیر نشده است، اما هنگام که تعبیر شد، آن پرنده سقوط مى کند(هر گونه که تعبیر شد ممکن است همان گونه اتفاق بیفتد) بنابراین خواب خود را جز براى آن کسى که دوست صمیمى تو است و یا تعبیر خواب مى داند، براى هر کس نقل نکن. و در جای دیگر فرمود: خواب خود را براى هیچکس جز مؤمنى که دور از حسادت است ، نقل نکن تعبیر بعضى از خوابها، فورى ، یا پس از ساعاتى ، آشکار مى شود، ولى تعبیر بعضى از خوابها ممکن است سالها یا دهها سال بعد از خواب دیدن ، واقع گردد. مثلا تعبیر خواب حضرت یوسف (که در خواب دید یازده ستاره و ماه و خورشید او را سجده مى کنند ) بعد از چهل سال ، آشکار شد. 📚فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع)محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌ 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌
امیرالمومنین علیه السلام به وشاء فرمود: به محلتان برو! زن و مردی را بر در مسجد می بینی با هم نزاع می كنند آنان را به نزد من بیاور، وشاء می گوید بر در مسجد رفتم دیدم زن و مردی با هم مخاصمه می كنند، نزدیك رفتم و به آنان گفتم امیرالمومنین شما را می طلبد، پس همگی به نزد آن حضرت رفتیم . علی علیه السلام به جوان فرمود: با این زن چكار داری؟ جوان : یا امیرالمومنین ! من این زن را با پرداخت مهریه ای به عقد خود در آوردم و چون خواستم به او نزدیك شوم ، خون دید و من در كار خود حیران شدم . امیرالمومنین علیه السلام به جوان فرمود: این زن بر تو حرام است و تو هرگز شوهر او نخواهی شد. مردم از شنیدن این سخن در اضطراب و متعجب شدند. علی علیه السلام به زن فرمود: مرا می شناسی؟ زن : نامتان را شنیده ، ولی تاكنون شما را ندیده بودم . علی علیه السلام تو فلان زن دختر فلان و از نوادگان فلان نیستی؟ زن : آری ، بخدا سوگند. حضرت امیر: آیا به فلان مرد، فرزند فلان در پنهانی بطور عقد غیر دائم ، ازدواج نكردی و پس از چندی پسر زاییدی و چون از عشیره و بستگانت بیم داشتی طفل را در آغوش كشیده و شبانه از منزل بیرون شدی و در محل خلوتی فرزند را بر زمین گذارده و در برابرش ایستاده و عشق و علاقه ات نسبت به او در هیجان بود،دوباره برگشتی و فرزند را بغل كردی و باز به زمین گذاردی و طفل ، گریه می كرد و تو ترس رسوایی داشتی ، سگهای ولگرد اطرافت را گرفته و تو با تشویش و ناراحتی می رفتی و بر می گشتی ، تا این كه سگی بالای سر پسرت آمد و او را گاز گرفت و تو بخاطر شدت علاقه ای كه به فرزند داشتی سنگی به طرف سگ انداخته سر فرزندت را شكستی ، كودك صیحه زد و تو می ترسیدی صبح شود و رازت فاش گردد، پس برگشتی و اضطراب خاطر و تشویش فراوان داشتی ، در این هنگام دست به دعا برداشته و گفتی : بار خدایا! ای نگهدارنده ودیعه ها. زن گفت : بله ، بخدا سوگند همین بود تمام سرگذشت من و من از گفتار شما بسی در شگفتم . پس امیرالمومنین علیه السلام رو به جوان كرد و فرمود: پیشانیت را باز كن ، و چون باز كرد آن حضرت جای شكستگی پیشانی جوان را به زن نشان داد و به او فرمود: این جوان پسر توست و خداوند با نشان دادن آن علامت به او نگذاشت به تو نزدیك گردد؛ و همان گونه از خدا خواسته بودی فرزندت را حفظ كند، او را برایت نگهداشت ، پس شكر و سپاس ‍ خدای را به جای بیاور. 📚قضاوتهاي اميرالمومنين علي(ع) / محمد تقي تستري ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌ 🎙کانال جامع‌ سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇 https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf 📌