هدایت شده از مصاف آخر🇮🇷 🇵🇸
ملکوت ترجیح حب دنیا به قرآن.mp3
1.57M
🎙#پادکست
🔸 ملکوت ترجیح حب دنیا به قرآن
📌 برگرفته از جلسات 《سه دقیقه در قیامت 》
@Masafe_akhar
هدایت شده از مصاف آخر🇮🇷 🇵🇸
👤 توییت استاد #رائفی_پور
✍️ امام جواد علیهالسلام: نفاق با خدا بدتر از کفر است.
همین که دستگاهها و سازمانهای مختلف تصویب محرمانه ماندن #اموال_مسئولان را گردن یکدیگر میاندازند و از پذیرش نتیجه تصمیم خود شانه خالی میکنند یعنی خودشان هم قبول دارند این مصوبه عینالنجاست است.
#نفاق
#بديهيات
🌐 https://twitter.com/A_raefipur/status/1449887748467437575?s=19
🆔 @Masafe_akhar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : اثر دعا برای فرج
👤 #حجت_الاسلام_میرهاشم_حسینی
@Masafe_akhar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : تفاوت انفاق، مواسات و ایثار
👤 #حجت_الاسلام_میرهاشم_حسینی
@Masafe_akhar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : نتیجه امر به معروف و نهی از منکر
👤 #حجت_الاسلام_میرهاشم_حسینی
@Masafe_akhar
1400-07-26(farahzad).mp3
12.43M
🔊 فایل صوتی برنامه سمت خدا
👤 #حجت_الاسلام_فرحزاد
📚 موضوع: شرح دعای ۳۰ صحیفه سجادیه ( ادای دِین و بدهی )
🗓دوشنبه بیست و ششم مهر ماه ۱۴۰۰
🗂 حجم : ۱۲ مگابایت
@Masafe_akhar
💠 آیات و احادیثی که در برنامه امروز حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد با موضوع " شرح دعای ۳۰ صحیفه سجادیه (ادای دِین و بدهی) " قرائت شد.
« وَ لا تَجْعَلْ يَدَکَ مَغْلُولَةً إِلي عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً »
🔸 هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن ، ( و ترک انفاق و بخشش منما ) و بیش از حدّ ( نیز ) دست خود را مگشای ، تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی!
⬅️ سوره اسراء ، آیه ۲۹
—------------------------------------
🔸 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :
« اِنّی لا اَخافُ عَلی اُمَّتِیَ الْفَقْرَ وَ لكِنْ اَخافُ عَلَیْهِمْ سوءَ التَّدْبیرِ »
🔹 من براى امّتم از فقر نمىترسم ؛ ولى از سوء تدبير ترسانم.
—------------------------------------
🔸 حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمودند :
« أيُّما مؤمنٍ حَبَسَ مؤمنا عن مالِهِ و هُو مُحتاجٌ إلَيهِ لَم يَذُقْ و اللّه ِ مِن طَعامِ الجَنّةِ ، و لا يَشْرَبُ مِن الرَّحيقِ المَخْتومِ »
🔹 هر مؤمنى كه برادر مؤمن نيازمند خود را از مال خويش محروم كند، به خدا قسم كه طعم خوراك بهشت را نچشد و از شراب ناب سر به مهر [بهشت] ننوشد.
—------------------------------------
🔸 موسى بن عمیر از پدرش نقل مى کند که امام حسین (علیه السلام) (در روز عاشورا) به من فرمود:
« نادِ اَنْ لا یُقْتَلَ مَعی رَجُلٌ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَ نَادِ بِها فِی الْمَوالی فَاِنّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) یَقُولُ: مَنْ ماتَ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ اُخِذَ مِنْ حَسَناتِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ »
🔹 میان همه یارانم اعلام کن هر کس دَیْنى بر عهده دارد با من کشته نشود ؛ زیرا که من از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) شنیدم فرمود : «هر کس از دنیا برود و دَیْنى بر عهده داشته باشد، از حسنات وى در فرداى قیامت برداشته مىشود».
—------------------------------------
🔸 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :
« يُغفَرُ للشَّهيدِ كُلُّ ذَنبٍ إلّا الدَّينَ »
🔹 همه گناهان شهيد بخشوده مى شود مگر قرض و بدهی(به مردم)
—------------------------------------
🔸 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :
« مَا اختَلَطَ حُبّي بِقَلبِ عَبدٍ إلاّ حَرَّمَ اللّه ُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ »
🔹 دوستى من، با قلب بنده اى آميخته نمىشود، مگر آن كه خداوند، پيكرش را بر آتش، حرام خواهد كرد.
#احادیث
#برنامه
@Masafe_akhar
7.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : وصیتهای امام حسن عسکری علیهالسلام
👤 #حجت_الاسلام_میرهاشم_حسینی
@Masafe_akhar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : حقیقت انتظار فرج
👤 #حجت_الاسلام_میرهاشم_حسینی
@Masafe_akhar
.
💎مردی به نزد حلوا فروشی رفت وگفت:
«مقداری حلوای نسيه به من بده»
حلوا فروش قدری حلوا برايش در کفه ترازو گذاشت و گفت :
« امتحان کن ببين خوب است يانه.»
مرد گفت:« روزه ام باشد موقع افطار »
حلوا فروش گفت:« هنوز ۱۰ روز به ماه رمضان مانده ؛
چطور است که حالا روزه گرفته ای .»
مرد گفت:« قضای روزه پارسال است.»
حلوا فروش حلوايش را از کفه ترازو برداشت وگفت :
«تو قرض خدا را به يک سال بعد می اندازی
قرض من را به اين زودی ها نخواهی داد .
من به تو حلوا نمی دهم .
@Masafe_akhar
.
🌿حكايت شنيدني مرد خدايي كه يك شبه حافظ كل قران شد
📖 کربلایی کاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق اراک بدنیا آمد و در همان روستا هم زندگی میکرد. سواد خواندن و نوشتن نداشت که داستان حافظ قرآن شدن او در دوران جوانیش اتفاق افتاد.
او در روستا مشغول کار کشاورزی بود، در آن سال یک روحانی جهت تبلیغ و بیان احکام حلال و حرام به روستا آمده بود و در منبر و سخنرانی خود از خمس و زکات، مسائلی را گفت و توضیح داد که کسانی که گندم و جو و... آنها به حد نصاب برسد و زکات و حق فقرا را ندهند، مالشان مخلوط به حرام میشود و اگر با عین پول آن گندمهای زکات نداده، خانه یا لباس تهیه کنند، با آن لباس و در آن خانه نمازشان باطل است، مسلمان واقعی باید به احکام الهی و حلال و حرام توجه کند و اهمیت دهد و زکات مالش را بدهد.
(کربلایی) کاظم چون میدانست، صاحب زمینی که در آن کار میکند، مقید به پرداخت زکات و حق فقرا نیست، به این فکر فرو رفت که پس مال او مخلوط به حرام و زندگی او با پول حرام مخلوط یا شبههناک است. این مسئله را با صاحب زمین، در میان گذاشت و از او خواست تا او زکات مالش را پرداخت کند ولی او زیر بار نرفت.
از این رو کاظم تصمیم گرفت از آن روستا هجرت کرده و درجای دیگر مشغول کار شود که اجرت او حلال و پاک باشد. چند سالی خارج از آن روستا به فعالیت پرداخت تا این که از او خواستند به روستای خود برگردد.
به روستا برگشت و زمینی با مقداری گندم در اختیارش گذاشتند تا خودش مستقل کشاورزی کند، او همان سال اول نصف آن گندم را به فقرا داد و نصف دیگر را در زمین کاشت و خدا به زراعت او برکت داد، به حدی که بیش از معمول برداشت کرد و از همان سال بنا گذاشت که نیمی از برداشت خود را به فقرا بدهد و (با اینکه مقدار زکات یک دهم و یا یک بیستم است) هر ساله نصف محصول خود را به فقرا و مستمندان میداد.
یک سال هنگام برداشت محصول، پس از چند روز که خرمنش را کوبیده بود که مشغول باد دادن خرمن شد تا کاه آن جدا شود.
نزدیک ظهر شد، باد متوقف و هوا گرم شد و نتوانست به کار خود ادامه دهد، مجبور شد به خانه برگردد. در راه یکی از فقرای روستا به او میرسد و میگوید: امسال از محصولت چیزی به ما ندادی و ما را فراموش کردی!
کاظم به او میگوید: خیر! فراموش نکردم ولی هنوز نتوانستم محصولم را جمع کنم. او خوشحال میشود و به طرف ده میرود اما کاظم دلش آرام نمیگیرد و به مزرعه برگشته، مقداری گندم با زحمت زیاد جمع آوری میکند تا برای آن فقیر ببرد.
قدری علوفه برای گوسفندانش میچیند و گندمها و علفها را بر دوش میگذارد و روانه دهکده میشود. به باغ امامزاده مشهور به هفتاد و دو تن که محل دفن چند امامزاده است، میرسد. برای استراحت روی سکویی کنار درِ باغ امامزاده مینشیند و گندم و علوفه را گوشهای میگذارد و به فکر فرو میرود.
چند لحظه بعد دو جوان بسیار زیبا و جذاب را میبیند که به طرف او میآیند و وقتی به او میرسند، میگویند: کاظم! بیا برویم در این امامزاده فاتحهای بخوانیم!
کاظم میگوید: میخواهم به منزل بروم و این علوفه را به منزل برسانم.
آنها میگویند: خیلی خوب، حالا بیا تا با هم فاتحهای بخوانیم.
آنها از جلو و کاظم دنبال آنها به سوی امامزاده روانه میشوند، ابتدا به امامزاده نزدیکتر میشوند و فاتحهای میخوانند و آنگاه به امامزاده بعدی میروند و داخل میشوند. آن دو نفر مشغول خواندن ذکرهایی میشوند که کاظم نمیفهمد، ناگهان کاظم متوجه میشود که در اطراف سقف امامزاده کلمات روشنی نوشته شده است و یکی از آن دو به او میگوید: چرا چیزی نمیخوانی؟ او جواب میدهد: من سواد ندارم، آن جوان میگوید: باید بخوانی، آنگاه دست به سینه کاظم میگذارد و فشار میدهد و میگوید: حالا بخوان. کاظم میگوید: چه بخوانم؟ آن آقا آیهای را میخواند و میگوید: اینطور بخوان!
کاظم آیه را میخواند تا تمام میشود . بعد برمیگردد که به آن آقا حرفی بزند یا چیزی بپرسد که میبیند کسی همراهش نیست و خودش تنها در حرم ایستاده و ناگهان دچار حال خاصی میشود و بیهوش روی زمین میافتد.
هنگامی که به هوش میآید، احساس خستگی شدید میکند و به این فکر فرو میرود، که اینجا کجاست و او در این جا چه میکند؟
آنگاه از امامزاده بیرون میآید و بار علوفه و گندم را برمیدارد و روانه دهکده میشود ولی در میان راه متوجه میشود که چیزهایی را میخواند و سپس داستان آن دو جوان را به خاطر میآورد و خود را حافظ تمام قرآن مییابد.
*مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری که از مراجع بزرگ روزگار خود بود و نماز باران او مشهور است، از کربلایی کاظم آزمون مفصلی گرفت و در نهایت از وی خواست تا سوره بقره را از آخر به اول به طور معکوس بخواند. و او براحتي خواند.
@Masafe_akhar