ای شهید
منو دست خودم نسپار
می دانم از اینجا که من نشسته ام
تا آنجا که تو ایستاده ای
فاصله بسیار است
اما کافیست تو فقط دستم را بگیری
دیگر فاصله ای نمی ماند
#کانال_مشق_عشق_دمشق
╰─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─----
مشقِ عشق ٬ دمشق
💢اطلاع رسانی 🔹تشییع پیکر شهید مدافع وطن #ایمان_یوسفی زمان:یکشنبه ۹۷/۴/۲۴ ساعت:۰۸:۳۰ مکان:مصلی بیرج
#از_اسارت_تا_شهادت
🌐مرزبانی که چندین ماه در اسارت تروریست ها بودو سپس به شهادت رسید.
درهنگ مرزی جکیگور
۲۲مرداد ۸۳ باتروریست ها درگیر شدند که به اسارت دراومد.
پس از تحمل ماهها اسارت و شکنجه ۱۲مهر ۸۳ به دست تروریستها به شهادت میرسد.
شهید مهدی ایمانپور
#شهید_شهیدت_میکند
#مشق_عشق_دمشق
خدا همهپدر مادر ها روحفظ کنه
اونهایئ همکه اسیر خاک صدند خدا غفرانو رحمت نصیبشون کنه
بابامهمیشهمیگه :
منوظیفمهبرای زنو بچه مخرید کنمو تامینشون کنم اما پدرم خدا بیامرز بهم یاد داد حتی برای زن و بچه ت میخوای میوه هم بخری یگو خدایا برای رضای تو میخرم
مومن همیشه باید زیرک باشه باهوش و بتونه از تموم فرصتهاش برای معامله با خدا استفاده کنه
اوس کریم خودش میگه منپاهل معامله هستم و هرکسی باهام معامله کنه بیشتر از حقش میدم
تو جرا بخیلی؟!
پس اب هم میخوای به کسی یکپلیوان بدی با خدا معامله کن
حالا تو هم اگر تو ایران کاسبی و شغل داری بگو : خدایا با اینکه این حسن گند زده تو مملکت و خیلی سخت شده درامد و زندگی ولی برای رضای تو میجنگم و تلاش میکنم (واسه شکم خودم و خانوادم نیست که واسه رضای تو هستش
الکی مثلا من و تو فقط برای خدا کار میکنیم) پس خودت ببیین و بخر و قبولش کن ...
درس میخونی بگو برای رضای تو میخونم تا تمومش کنم و جایگاهی پیدا کنم که خدمت نکنم نه مثل بعضی دولت مردامون دزدی کنم...
زنی و ازدواج کردی
بگو برای رضای تو برای همسرم خانومیمیکنم خدمت میکنم
تا تو ببینی و عاقبتم رو ختمبه خیرکنی
بچه ها تو خط مقدم همینجوری هستن
میگن خدایا
تو عملیات
وقتی اتفاقی برای کسی بیفته
میتونم جونمرو بردارمو فرار کنمولی برای رضای تو جون یکی دیگهرو حتی اگر جونم به خطر بیقته نجات میدم
اصن فلسفه ی شهادت خیلی از بچه ها همینه
مثلا؟!
#شهید_مرتضی_عطایی
چجوری؟
نحوه ی شهادتشرومیدونی یا برات بگم؟!
ماجرای شهادت اقا مرتضی از اینقراره
بذار از قبلترش بگم
اصنماجرای سفر اخرشوخوشگل تر شدنش روبگم
حالش رو داری؟!
پسبخون
اقا مرتضی همونطور که قبلاتومعرفیش گفتمهمیشهدوربینبدستبود واینبرای خیلی از اقایونسخت بود ...
واسه همین مدتی جلوی اعزامشروگرفتن
شیش ماه زمینگیر بود تا بتونه بره و بالاخره بی بی طلبیدش
رفت حلب یک عملیات بود و تو اون عملیات دو تا اسیر گرفت و پونصد دلار از حاج قاسم جایزه گرفت
همونجا گوسفند خرید و برای بچه های فاطمیون غذا درست کرد با پاداشش