eitaa logo
˼سفربه‌ سرزمین‌خورشید˹
3.4هزار دنبال‌کننده
9.7هزار عکس
2.5هزار ویدیو
179 فایل
⟮بِسمِ‌رَبِ‌الشاه‌ِخراسان💛⟯ مشاور مذهبی: @vahid_sadeghii زیارت نیابتی: @Naebozeeyareh تو دعوت شده‌ی امام رئوفی🌿..!'
مشاهده در ایتا
دانلود
🔔🍃 🏴🏴السلام علیک یا قتیل العبرات🏴🏴 ✨نور ازل حسین و سلامٌ علی‌الحسین 🖤سفر به سرزمین خورشیدی ها سلام ✨همزمان باعزای سرور و سالارشهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام لگوی کانالهای سفر به سرزمین خورشید در تمامی پیام رسان ها تا پایان عزای آل الله تغییر یافت. بدینوسیله ضمن عرض تسلیت به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ودر همراهی با این عزای عمومی کمپین را راه اندازی میکنیم. ✅ نحوه شرکت در مسابقه 💫 شعار امسال ما اینه: 👈 در پیام رسانهای ایتا ؛ بله ؛ سروش و گپ برروی پروفایل شخصیتون این هشتگ رو کار کنید و تصویر پروفایلتون رو برای ما بفرستید. 👈 هشتگ طراحی شده را در گروههای خانوادگی و سایر گروهایی که عضو هستید منتشر کنید و اسکرین شات آن را به ادمینی که معرفی میکنیم ارسال بفرمایید 👈 در اینستاگرام پست‌هاتون رو با این هشتگ کار کنین؛ چون هـر پستی با این هشتگ بارگذاری شه، سراغش میایم و حتما می‌خونیمش .. ❇️ همه ی بزرگوارانی که در این حرکت ارزشی شرکت کنند و اقدام خودشون رو برای ما ارسال کنند در قرعه کشی شرکت داده خواهند شد ❇️آیدی ارسال اثر👇 @vahid_sadeghii 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
1_90365594.mp3
9.34M
پیغامِ کربلا به نجف برد جبرئیل یا مرتضی علی ، پسری داشتی چه شد.. مَهِ بالانشین شدی نقشِ زمین بدونِ علمداریلِ ام البنین😭 👌👌 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
❤️حاج‌آقا پناهیـان می‌گفت: ✨توے دلت بگو حسین علیه‌السلام نگاهـم مےکنه عباس نگاهـم مےکنه حتی اگـرم اینطـور نباشه خدا به حسین میگه: ⭐️حسینـم... نگاه کن این بندمـو خیلے دلـش خوشه! ناامیـدش نکـن.. یه نگاهیم بهش بکـن این خیلے مطمئـن حرف میـزنه‌ها! 🌺 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
8.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ▪️تازه ترین اثر گروه سرود آوای رضوان در رثای حضرت سیدالشهدا(ع) 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⁉️ اولین مؤسس عزاداری دهه اول محرم که بود؟ ▪️دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹کجایی بابا عزا گرفته دختر تو . . . . . 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
✔️بعد از کربلا دیگر هیچ بهانه ای برای یاری نکردنِ امام پذیرفته نمی شود. 👈حضرت رقیه به ما آموخت که می شود حتی با سلاح اشک، در گوشه یک خرابه، خواب را از چشم پلید یزیدیان ربود... ◾️ سومِ 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
. . 🌀آندم که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی . آن دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم کی از تو جدا بودم؟ . آن دم که مرا ظالم اظهار ..... کرد بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی . آندم که تو را ظالم اظهار ..... داد در طشت طلا بودم؛ مشغول دعا بودم . آندم که مرا سیلی شمر لعین می زد بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی . آندم که تو را سیلی شمر لعین می زد با تو همه جا بودم کی از تو جدا بودم __________ : . 🖤در يكي از شب ها در آن منزل خرابه، شور ديدن پدر به سرش افتاد، و از هجران پدر اشك مي ريخت، سر روي خاك نهاد آن قدر گريه كرد كه زمين از اشك چشمش گل شد. در اين اثنا به خواب رفت.خواب پدر ديد، از خواب بيدار شد،فَبَك وَ تَقُول: وا أَبتاهُ، واقُرَّةَ عَيناهُ، واحُسَيناهُ، چنان صيحه كشيد كه خرابه نشينان پريشان شدند... هر چه خواستند او را آرام كنند ممكن نشد. امام زين العابدين عليه السلام پيش آمد و خواهر را در بر گرفت و به سينه چسبانيد و تسلّي مي داد. آن مظلومه آرام نمي گرفت و نوحه مي كرد، آن قدر روي دامن حضرت گريه كرد«حَتّي غُشيَ عَليهْا وَ انْقَطعَ نَفَسُها» «تا آن كه غش كرد و نفس او قطع شد» . ✨امام به گريه درآمد. اهل بيت به شيون آمدند «فَضجُّوا بِالْبُكاءِ و جَدَّدُوا الْأَحْزانَ وَ حَثُّوا عَلي رُؤُسِهمُ التُّرابَ، وَ لَطمُوا الْخُدودَ وَ شَقُّوا الْجُيوبَ، وَ قامَ الصِّياحُ» آن ويرانه از ناله اسيران يك پارچه گريه شد. دختر بيهوش افتاده بود و مخدّرات در خروش بر سر مي زدند و به سينه می كوبيدند خاك بر سر مي كردند گريبان مي دريدند، كه صداي ايشان در قصر به گوش يزيد رسيد. طاهر بن عبدالله دمشقي گويد: سر يزيد روي زانوي من بود. سر پسر فاطمه هم در ميان طشت بود، همين كه شيون از خرابه بلند شد، ديدم سرپوش از طبق به كنار رفت، سر بلند شد تا نزديك بام قصر، به صوت بلند فرمود:«أُخْتي سَكِّتي اِبْنَتي» «خواهرم زينب، دخترم را ساكت كن». طاهر گويد:ديدم آن سر برگشت رو به يزيد كرد و فرمود: يا يزيد، من با تو چه كرده بودم، كه مرا كشتي و عيالم را اسير كردي؟! يزيد از اين ندا و از آن صدا سر برداشت، پرسيد: طاهر چه خبر است؟ گفتم: نمي دانم در خرابه چه اتّفاق افتاده ولي ديدم سر مبارك حسين را كه از طشت بلند شد و چنين گفت.  آن ملعون گفت: سر پدرش را برای او ببريد تا آرام گيرد. آن سر مطهّر را در طشت نهادند و رو به خرابه آوردند.... . 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza