1_90365594.mp3
9.34M
پیغامِ کربلا به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی ،
پسری داشتی چه شد..
مَهِ بالانشین شدی نقشِ زمین
بدونِ علمداریلِ ام البنین😭
#حاج_محمود_کریمی👌👌
#دلداده_حسین
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza
❤️حاجآقا پناهیـان میگفت:
✨توے دلت بگو
حسین علیهالسلام نگاهـم مےکنه
عباس نگاهـم مےکنه
حتی اگـرم اینطـور نباشه
خدا به حسین میگه:
⭐️حسینـم...
نگاه کن این بندمـو
خیلے دلـش خوشه!
ناامیـدش نکـن..
یه نگاهیم بهش بکـن
این خیلے مطمئـن حرف میـزنهها!
🌺 #امید_به_خدا
#من_عزادار_حسینم
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza
8.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #فیلم
▪️تازه ترین اثر گروه سرود آوای رضوان در رثای حضرت سیدالشهدا(ع)
#من_عزادار_حسینم
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⁉️ اولین مؤسس عزاداری دهه اول محرم که بود؟
#ببینید
#صل_الله_علیک_یااباعبدالله
▪️دوستانتان را نیز مهمان کنید؛
#من_عزادار_حسینم
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹کجایی بابا
عزا گرفته دختر تو
.
.
.
.
.
#رقیه_خاتون
#من_عزادار_حسینم
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza
✔️بعد از کربلا دیگر هیچ بهانه ای برای یاری نکردنِ امام پذیرفته نمی شود.
👈حضرت رقیه به ما آموخت که می شود حتی با سلاح اشک، در گوشه یک خرابه، خواب را از چشم پلید یزیدیان ربود...
◾️ سومِ #محرم
#من_عزادار_حسینم
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza
#روضه
#روز_سوم_عاشوراست
.
.
🌀آندم که من از ناقه افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
.
آن دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی
من بر سر نی بودم کی از تو جدا بودم؟
.
آن دم که مرا ظالم اظهار ..... کرد
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
.
آندم که تو را ظالم اظهار ..... داد
در طشت طلا بودم؛ مشغول دعا بودم
.
آندم که مرا سیلی شمر لعین می زد
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
.
آندم که تو را سیلی شمر لعین می زد
با تو همه جا بودم کی از تو جدا بودم
__________
#مقتل :
.
🖤در يكي از شب ها در آن منزل خرابه، شور ديدن پدر به سرش افتاد، و از هجران پدر اشك مي ريخت، سر روي خاك نهاد آن قدر گريه كرد كه زمين از اشك چشمش گل شد. در اين اثنا به خواب رفت.خواب پدر ديد، از خواب بيدار شد،فَبَك وَ تَقُول: وا أَبتاهُ، واقُرَّةَ عَيناهُ، واحُسَيناهُ،
چنان صيحه كشيد كه خرابه نشينان پريشان شدند...
هر چه خواستند او را آرام كنند ممكن نشد. امام زين العابدين عليه السلام پيش آمد و خواهر را در بر گرفت و به سينه چسبانيد و تسلّي مي داد. آن مظلومه آرام نمي گرفت و نوحه مي كرد، آن قدر روي دامن حضرت گريه كرد«حَتّي غُشيَ عَليهْا وَ انْقَطعَ نَفَسُها»
«تا آن كه غش كرد و نفس او قطع شد»
.
✨امام به گريه درآمد. اهل بيت به شيون آمدند
«فَضجُّوا بِالْبُكاءِ و جَدَّدُوا الْأَحْزانَ وَ حَثُّوا عَلي رُؤُسِهمُ التُّرابَ، وَ لَطمُوا الْخُدودَ وَ شَقُّوا الْجُيوبَ، وَ قامَ الصِّياحُ»
آن ويرانه از ناله اسيران يك پارچه گريه شد.
دختر بيهوش افتاده بود و مخدّرات در خروش بر سر مي زدند و به سينه می كوبيدند
خاك بر سر مي كردند گريبان مي دريدند، كه صداي ايشان در قصر به گوش يزيد رسيد.
طاهر بن عبدالله دمشقي گويد: سر يزيد روي زانوي من بود. سر پسر فاطمه هم در ميان طشت بود، همين كه شيون از خرابه بلند شد، ديدم سرپوش از طبق به كنار رفت، سر بلند شد تا نزديك بام قصر، به صوت بلند فرمود:«أُخْتي سَكِّتي اِبْنَتي»
«خواهرم زينب، دخترم را ساكت كن».
طاهر گويد:ديدم آن سر برگشت رو به يزيد كرد و فرمود: يا يزيد، من با تو چه كرده بودم، كه مرا كشتي و عيالم را اسير كردي؟!
يزيد از اين ندا و از آن صدا سر برداشت، پرسيد: طاهر چه خبر است؟
گفتم: نمي دانم در خرابه چه اتّفاق افتاده ولي ديدم سر مبارك حسين را كه از طشت بلند شد و چنين گفت.
آن ملعون گفت: سر پدرش را برای او ببريد تا آرام گيرد.
آن سر مطهّر را در طشت نهادند و رو به خرابه آوردند....
.
#من_عزادار_حسینم
🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال
#سفر_به_سرزمین_خورشید
┄┅═══✼☀✼═══┅┄
🆔 @mashhad_emamreza