eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.3هزار دنبال‌کننده
173 عکس
50 ویدیو
44 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
بیایید تا اطلاع ثانوی از کلمه‌ی "راهبرد" در متن‌هایی که شبیه ادبیات ترجمه‌ای است، کمتر استفاده کنیم! فعلا همان ترکیب "مردم مبعوث" را از ریخت بیاندازیم. کماکان جا دارد.. ۱۱ اردیبهشت سال ۵ روزهایی که اعصاب متلاشی است! @Masihane
1️⃣ حتمی شنیده‌اید که خدا در قرآن از دو مسجد سخن گفته. اولی مسجدی که «أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‌» بر پایه تقوا تأسیس شده و دیگری مسجدی که «أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى‌ شَفا جُرُفٍ هار» بنیانش بر پرتگاه سست است. بعد به مسلمانان دستور می‌دهد که در مسجد اول نماز اقامه کنید. چرا؟ چون در این مسجد افرادی هستند که دوست دارند پاک شوند. به تعبیر علامه طباطبایی، علت ترجیح دادن یکی بر دیگری، وجود مردمان حاضر در مسجد است. 2️⃣ شاید بشود به جای «مسجد» بگذاریم «خیابان». این شب‌ها در خیابان مردمانی هستند که دوست دارند پاک شوند. به این عبارات دقت کنید: «فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ» این مردمان مدعی پاکی و طهارت نیستند. بلکه پاک شدن را دوست دارند و خدا هم دوست دارد کسانی که خود را در مسیر پاک شدن قرار می‌دهند. برکت خیابان هم به حضور همین‌هاست. 3️⃣ 18 و 19 دی ماه هم «خیابان» بود. اکنون هم «خیابان» است. به نظرم نباید در گفتن از خطای سهمگین شورش خیابانی دی‌ماه لکنت داشت. آن بنای خیابان «سست» بود. ساخته شده بود «بر لبه پرتگاه». بنایی بود «ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ» تماما زیان‌رسان، کفرآمیز، تفرقه‌انداز میان مؤمنان و کمین‌گاهی برای هرکس که با خدا و رسول سر جنگ داشت. «وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى‌ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ» هرچند برپا دارندگان آن خیابان مدعی شوند جز نیکی اراده‌ای نداشتند، ولی خدا شهادت می‌دهد که دروغ‌گویند. 4️⃣ یکبار در 88 محافظه‌کاری کردند و در محکوم نمودن آن فتنه لکنت پیدا کردند و یکبار هم در 1401... و هر دوبار این کشور سخت آسیب دید. حالا هم اگر در محکوم نمودن زشتی دی ماه 1404 محافظه‌کارانه رفتار کنیم، این زشتی می‌تواند دوباره تکرار شود و بنا شود و برپاداشته شود. آری! آدم‌ها می‌توانند اشتباه کنند و توبه کنند. اما به شرط آنکه عمل تقبیح شود و زشتی‌اش هویدا. باید از بیخ‌وبن آن بنای «ضرار» را در هم کوبید تا پایگاه دوباره‌ای نشود. اگر آن عمل را تقبیح نکنیم و آن پایگاه را نکوبیم، در اشتباه بودنش تردید پدید می‌آید و آدم‌های مردّد توبه‌ای نخواهند داشت. 12 اردیبهشت سال 5 روز خیرگی به روزهای بعد! @Masihane
💢 یکبار برای همیشه| طرح یک دو راهی قطعی با زاویه‌ی دید الاهیاتی اگر ما بپذیریم در دوره‌ی ظهور "الرحمان" قرار داریم [توضیح آن در جای خود ارائه شده و در صورت اجازه‌ی نهاد دعوت‌کننده در کانال منتشر می‌کنم]، آن‌گاه امتداد این گزاره‌ی الاهیاتی، می‌شود پذیرفتن آراء متکی به اراده‌های مقاوم مردم. پشت کردن به خواست چنین مردمی یعنی اِدْبار نسبت به حقیقت ظهور یافته در عالم! اِدْبارْ به‌دنبال خود قبض و فروبستگی می‌آورد و در نهایت نيز به باطل می‌رسد. درباره‌ی باطل هم خدا فرموده: "إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا" بی‌ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩﺷﺪنی ﺍﺳﺖ (اسراء/٨١). این کشور با تمامیت و کثرت خود در لایه‌ی تصمیم‌گیری، بر سر دوراهی بسیار خطیری قرار دارد. یا به لالایی جریان غرب‌گرا (از عباس عبدی گرفته تا محقق داماد) در نادیده گرفتن خواست مردم حاضر در خیابان گوش می‌سپارد و به چرتی کوتاه فرو می‌رود که بیداری‌اش زیر چکمه‌ی دشمن است و عاقبتش نابودی قطعی. یا اینکه به حقیقت ظهور یافته اقبال می‌کند و به فداکاری و جان‌فدایی مردم اعتماد می‌نماید و به فرمان ولیّ‌زمانه گردن می‌نهد و به نصرت الهی امیدوار می‌ماند که عاقبتش همان پیروزی است که خدا وعده داده و وعده‌ی خدا تخلف‌ناپذیر است: "رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ" (آل‌عمران/٩) توجه به خواست این مردم برانگیخته، دیگر یک تاکتیک سیاسی برای حفظ قدرت و در دست گرفتن کنترل اوضاع نیست! یک اقبال به یک حقیقت قطعی در عالم است که منجر به فتح و گشایش می‌شود. آیا این حرف‌ها یعنی بی‌اعتمادی به مسئولان نظام؟! خیر. قطعا خیر. این حرف‌ها یعنی مقابله با فشارهای ابلهانه‌ی غرب‌گرایان. یعنی دل‌گرمی دادن به آن تصمیم‌گیرانی که می‌خواهند پای حرف و حق مردم بایستند. ۱۳ اردیبهشت سال ۵ @Masihane
🔰 صداقت حضور صدق گاهی صفت گفتار است و گاهی صفت رفتار و گاهی ملکه‌ی نفسانی که منجر به "حضور صادقانه" است. وَ قُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (اسراء/٨٠) مابین داخل شدن و خارج شدن به جایی، یعنی لحظات حضور در آن جا! صدق حضور و حضور صادقانه بسیار مهم و البته مغفول است. شاید در مقابل این حضور صادقانه‌ای که می‌گوییم، حضور منافقانه باشد. قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ (حجرات/١٤) بادیه‌نشینانی که به دایره اسلام داخل شدند ولی چون ایمان در قلب آن‌ها داخل نشده بود، حضور صادقانه‌ای نداشتند که: الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَ نِفَاقًا (توبه/٩٧) چه بسا حضورهای منافقانه‌ای که در لحظه‌ی حضورشان، گفتارشان راست و رفتارشان راستی باشد. ولی حضورشان صادقانه نباشد. پس فریب نخوریم! 🔺یادمان نرود که نصرت الهی با حضور صادقانه به دست می‌آید. [ر.ک: آیه‌ی ۸۰ از سوره اسراء] @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
🔰 صداقت حضور صدق گاهی صفت گفتار است و گاهی صفت رفتار و گاهی ملکه‌ی نفسانی که منجر به "حضور صادقانه"
👆عطف بماسبق ..و رمز صدق حضور یا حضور صادقانه، "ایمان" است. به‌قول فروغ فرخزاد: و هیچ کس نمی‌دانست، که نام آن کبوتر غمگین کز قلب‌ها گریخته، ایمان‌ست! چه بسیار حضورهایی که به پیروزی ملت ایران ایمان ندارد. این جماعت امیدواری‌شان هم روان‌شناختی است و مرتبط با مزخرفی به نام "تاب‌آوری". یک "امید" در پیوند با ایمان نیست. این حضورهای بی‌ایمان، صدق گفتار و رفتار هم دارد و چه‌بسا در خیابان هم بیاید و الله‌اکبر هم بگوید. اما ته ماجرا باور دارد: "از این مردم کاری برنمی‌آید، پس باید سیاستی چید پیش از آنکه آمریکا بساط همه‌چیز را برچیند." @Masihane
برخی رفقا می‌پرسند چرا در پست اخیر نوشتی "مزخرفی به نام تاب‌آوری"؟! تاب‌آوری هم از آن کلمات است که باید دید از دهان چه کسی می‌روید و از چه خاستگاهی بروز می‌کند! شاید من و شما آن را ترجمه‌ی کلمه‌ی مقاومت بدانیم، ولی آن‌ها که "مقاومت" را جنگ‌طلبی قلمداد می‌کنند و نوعی ماجراجویی مبتنی بر یک امت‌گرایی بی‌حاصل که نهال‌های تازه‌سال مملکت را [از صنعت تا منابع انسانی] می‌برد زیر لگدکوب قلدرها و همه‌چیز را فدای توقعات حاکمانی می‌کند که در توهم قبله‌ی عالم شدنند؛ مثل من و شما از تاب‌آوری استفاده نمی‌کنند. برای همین گره‌اش می‌زنند به یک‌سری تکنیک روان‌شناختی. بگذارید اصلا تاریخ بگویم تا منظورم بهتر رسانده شود. اکتبر سال ۱۸۷۱، شهر شیکاگو دو روز در آتش سوخت. قریب ده‌ها هزار خانه خاکستر شد و حدود صدهزار نفر [یک‌سوم] جمعیت شهر بی‌خانمان شد و حتی ۳۰۰ کشته نیز داد. کای اریکسون به‌عنوان جامعه‌شناس درباره‌ی از خاکستر برخاستن ققنوس‌وار شیکاگو و آن نوشت: "یکی از وظایف کلیدی فرهنگ این است که به افراد کمک کند تا مخاطرات واقعی جهان پیرامون‌شان را استتار کنند، با ویرایش واقعیت آن را مهارشدنی نشان دهند و تمام خطرها را از افق دید دور نگاه دارند." آری! ما هم در وجود انسان، به قوه‌ی نسیان قائلیم که نعمتی الهی است. ولی در نگرش آن‌ها که تاب‌آوری را محصول یک تکنیک روان‌شناختی می‌بینند ما با یک سانسور تعمدی و از آن بدتر یک دروغ آگاهانه طرف هستیم. شاید بگویید دروغش مصلحتی است. بله! مصلحت خوب است ولی نه در زمانی که دشمن به شما تجاوز کرده. اینجا ویرایش واقعیت عین خیانت است. تاب‌آوری اسم رمز تخدیر و تحمیق و تحمیر است. شبیه آنچه که برخی سلبریتی‌ها از خود بروز می‌دهند. مثلا به مادران میناب تسلیت می‌گویند ولی واقعیتی به نام عامل کشتار و خونریزی را از افق دید دور نگاه می‌دارند. هشتگ می‌زنند و جامعه‌شناسان‌شان کلمه‌ی تاب‌آوری را قرقره می‌کنند تا بپرهیزند از کلمه‌ی مقاومت. چون مقاومت در نظرشان یعنی جنگ‌طلبی. یعنی خروج از دایره‌ی اطوارهای مدنی سهل‌اندیشان روغنفکر. باید مثل ژاپن، اگر روزی از ما هم درباره‌ی بمب اتمی که روی سرمان ریخته پرسیدند، فقط بگوییم لابد لازم بوده است. ولی تاب بیاوریم تا توسعه بیابیم. ژاپنِ قشنگِ اسلامی!! @Masihane
این هم فلاکتی است که آدمی نتواند حرف دلش را رُک و راست بزند. این روزها کم نمی‌بینم تحلیل‌گرانی که عمری رؤیای سقوط جمهوری‌اسلامی را به دایره‌ی مخاطبان مفلوک‌ترشان فروخته‌اند ولی حالا با تو زرد از آب درآمدن تئوری‌ها، جرأت صریح سخن گفتن از ایستادگی و اقتدار جمهوری‌اسلامی را جز در خلوت با امثال ما ندارند... و چقدر در این لحظات ترحم‌برانگیزند. مخصوصا وقتی مستأصل از "استبداد عوام" حرف می‌زنند تا درد فقدان حرّیت را التیام ببخشند. درس امروز اینکه: به دور‌وبری‌های‌تان نگاه کنید. اگر برای گفتن واقعیت ترس از فحش و فضیحت و کامنت و حتی استیکر دارید، اول خودتان را تغییر دهید بعد آدم‌های اطرا‌ف‌تان را! این عاقبت لاس زدن با اراذل و وانهادن حقیقت است به‌هوای به‌به و چه‌چه و لایک و هورای‌شان. شعله‌ی حرّیت خود را زیاد کنید تا عوام مستبد بسوزند. @Masihane
قالیباف: همهٔ ما باید بدانیم که درگیر یکی از بزرگترین جنگ‌‌های معاصر ایران شده‌ایم و پیروزی نهایی در این جنگ، ایران را به یک بازیگر موثر در نظام بین‌المللی تبدیل می‌کند. رسیدن به این دستاورد بزرگ با سختی‌هایی همراه است. این حرف قالیباف درحالی است که ترامپ در روزهای اخیر یک گزاره را زیاد تکرار می‌کرد: تحمل سختی گرانی بنزین و... آسان‌تر از تحمل سختی‌های ایران با بمب اتمی است. ساده‌اش می‌شود: قالیباف خیلی واقع‌گرایانه سعی دارد برای ایرانی‌ها "رؤیا" خلق کند. درحالی که ترامپ زور می‌زند برای کنترل افکار عمومی با دروغ "کابوس" بسازد. تاریخ دوباره شاهد جدال کابوس و رؤیا و دروغ و راستی‌ست. @Masihane
برای بخش زیادی از غرب‌گرایان ایرانی، یک آرکتایپ (Archetype) یا کهن‌الگو وجود دارد به‌نام "محمدعلی فروغی". این جماعت عقب‌مانده از دوران، مدام با هر حادثه‌ای، ایران را در وضعیت فقدان اقتدار می‌فهمند. درنتیجه برای فروغی زمانه شدن از یکدیگر سبقت می‌گیرند که درنهایت یکی مثل به یاوه‌گویی علیه مردم هم می‌رسد. البته به‌نظرم حرف قبلی این بالارونده‌ی از دیوار سفارت آمریکا، بسی بدتر از خبط و خطای اخیرش با کلیدواژه‌ی بود. چون می‌شد اینطور برداشت کرد که این تعبیر را علیه جلودارهای در خیابان به‌کار برده نه همه‌ی مردم حاضر در خیابان. در هر صورت چیزی از عقب‌ماندگی این جماعت کسر نمی‌کند. همین! @Masihane
💢 متولدان ایران، متوطنان آمریکا به پیشنهاد دوستی نرم‌افزار بهخوان را نصب کردم. آنجا افراد درباره‌ی کتاب‌هایی که می‌خوانند، می‌نویسند یا ذیل نوشته‌ی دیگران نظر می‌دهند. برخی یادداشت‌ها و نظرات ذیل کتاب "کورسرخی" را می‌خواندم؛ کتابی از عالیه عطایی که صریحا درباره‌ی تجاوز بیگانه به وطنش نوشته. اما به‌طرز عجیبی جملات مبارزاتی کتاب، توسط کاربرانی با شمایل مشخص و تقریبا یکسان، نه دست‌مایه‌ی یادداشت‌ها و نظراتی علیه دشمن بیگانه‌ی متجاوز که منبع الهامی برای ستیز با حاکمیت و جامعه‌ی ایران شده بود. مثلا عالیه عطایی در بخشی از کتابش گلایه‌آمیز می‌نویسد: "مردان ما کجای جنگ جا مانده بودند وقتی ما فرزندان دورگه‌مان را باردار بودیم؟ بیگانه‌ها خاک ما را فتح کردند یا ما را؟" و طرف این جمله را چماقی کرده بود برای کوفتن بر سر مردان ایرانی و بدین‌سان از نبودن آن‌ها در فعالیت‌های ضد حاکمیت گلایه داشت. واقعا چرا برخی افراد (عموما با ژست جوجه‌روشنفکری) در وسط یک جنگ با آمریکای متجاوز، حتی با خواندن متن‌های دشمن‌ستیز و آمریکاستیز از سایر ملت‌ها، نمی‌توانند با قربانیان تجاوز آمریکایی هم‌ذات‌پنداری کنند و دشمن را با همان مختصات، درون مرزهای جامعه و کشور جستجو می‌کنند؟ آیا این تسامح از تجاوز بیگانه، دلیلی جز این دارد که این جماعت اگرچه متولد و ساکن ایران‌اند، ولی متوطن آمریکایند؟! @Masihane
خالدبن‌ولید، از زمره‌ی شخصیت‌های تاریخی صدراسلام است که هرگز با معیارهای شیعی ما تناسبی ندارد. ولی این جماعت اعرابی و برج‌نشینانِ بادیه‌منزلت، به‌ویژه شرف‌فروش‌های امارات متحده‌ی عبری کاری کرده‌اند که ما در دل‌مان می‌گوییم حالا که نمی‌توانید سلمان فارسی باشید، کاش دست‌کم خالدبن‌ولید بودید. چیزی که اکنون هستید از فرط بی‌چیزی و بی‌همه‌چیزی در تاریخ مشابه ندارد مگر در میان مخنثان. @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
خالدبن‌ولید، از زمره‌ی شخصیت‌های تاریخی صدراسلام است که هرگز با معیارهای شیعی ما تناسبی ندارد. ولی ا
و اگر بگویم در همین ایران هم جماعتی هستند که بگویند ما حاضریم "مخنث" قلمداد شویم ولی کشورمان توسعه پیدا کند، این بار باور می‌کنید چون قبلا درباره "تئوری باسن‌بوسی" نوشته بودم! @Masihane