عباس عراقچی، وزیر امور خارجه:
از وزیر امور خارجه اوکراین، آندری سیبیها، اطمینان حاصل کردم که حمله به یک کشتی ایرانی، تصادفی بوده است و اوکراین به دنبال تشدید تنش نیست!
ایران نیز به دنبال تشدید تنش نیست، اما به صراحت اعلام کرد که هرگونه حمله به شهروندان یا منافع ما، غیرقابل قبول است، باید خسارات جبران شود.
__________
حمله اوکراین به کشتی ایرانی و شهادت یک ملوان، میتواند قلقگیری اروپا باشد برای باز کردن یک جبهه جنگ علیه ایران. این شکل از پاسخ وزیر خارجهی ما، میتوانست بعد از دادن یک پاسخ سخت نظامی، ظرافت هنر جنگ و سیاست را نمایان کند ولی پیش از هرگونه پاسخ سخت نظامی، یعنی اگر حدس قلقگیری اروپا درست باشد، بهزودی شاهد جبهه جدیدی در جنگ خواهیم بود.
پاورقی: البته چون توئیت با زبان انگلیسیه، یعنی این پاسخ خیلی به ما ربطی نداره😃 ولی خب ما نمیتونیم بگیم به ما چه، چون توی همون کشتی نشستیم که شوفرش امثال عباسآقاهایند!
@Masihane
🔴 عموترامپهای ایران در تاریخ
روزهایی که مورگان شوستر آمریکایی به ایران آمده بود تا به وضعیت درهمریختهی اقتصاد ایران نظم بدهد، روسها بابت از دست دادن جای پا در نظام ایران، بهشدت احساس خطر کردند. ابتدا مخالفتهای دیپلماتیک کردند و سپس بهصورت فشار سیاسی و نظامی، خواست خود را مبنی بر اخراج شوستر و آمریکاییها دنبال نمودند. این فشارها به اولتیماتوم جدی رسید.
مجلس ایران از روسیه خواست تا قبل از اجرای اولتیماتومش ۴۸ساعت به آنها فرصت بدهد. نمایندههای مجلس فکر میکردند این وقفه کوتاه، به آنها اجازه میدهد تا دست به دامن دادگاه افکار عمومی بینالمللی شوند. روسها با این فرجه ۴۸ساعته موافقت کردند و مجلس بلافاصله نامهای برای کنگره آمریکا فرستاد و از آنها خواست تا به عنوان یک نهاد قانونگذاری و دوست، از آنها در برابر قوای روس حمایت کند. در این نامه نوشته شده بود: «شما که مزایای آزادی را چشیدهاید، آیا حاضرید شاهد سقوط ملتی باشید که تنها تقصیرشان کمک طلبیدن از نظام شما برای نجات آیندهشان بوده است؟»
فکر میکنید آمریکا در برابر این درخواست چه واکنشی داشت؟ آیا به کمک مردم آزادیخواه و دموکراسیطلب آمد؟
در تاریخ آمده: این نامه به زبان فرانسوی نوشته شده بود و در صحن کاپیتول با خنده و بیتفاوتی مواجه شد. سفارت ایران هم بارها پیگیری کرد ولی نتیجه همچنان بیتفاوتی آمریکاییها به سرنوشت ایرانیان بود.
🔺این برگه از تاریخ عبرت روشنی است برای ما که بدانیم یک کشور نمیتواند با تکیه بر قدرتهای بیرونی و عموترامپها به آزادی و عدالت و... دست یابد. هر دستاورد مبارکی باید درونزا باشد و از داخل خاک کشور و توسط مردم آن رقم بخورد. قدرتهای بیرونی اهداف اخلاقی و انساندوستانه را درحد شعار دنبال میکنند ولی در میدان عمل، منافع قدرتها، تعیین کننده سیاستهاست.
📚 منبع: Yeselson, Diplomatic Relations, p. 119.
#عمو_ترامپ #استقلال #آزادی
🆔 @Qasas_school
رضا براهنی در کتاب "رازهای سرزمین من" تصویری از یک ایرانی ارائه میکند که شغل او مترجمی بوده و در واقع رابطی است بین مستشاران آمریکایی و نظامیهای ایرانی. این تصویر مرا یاد جماعتی از روشنفکران ایرانی میاندازد که با علومانسانی ترجمهای، آرامآرام آمریکایی شدهاند و البته خیلی هم خوب بلدند خودشان را دلداری بدهند. در ادامه متن براهنی را میآورم. شما هم بخوانید و ببینید یاد چه کسانی میافتید؟
ممکن است این طور تصور بکنید که در نتیجهی اقامت طولانی در آمریکا، من فلسفه و جهانبینی آمریکاییها را انتخاب کردهام، و فلسفه و جهانبینیهای دیگر را رها کردهام. باشد، اصلاً به شما چه؟ من پانزده سال پیش به آمریکا آمدم، از اول هم قصدم این بود که به ایران برنگردم، و حتی یک بار هم به ایران برنگشتهام. میگویید، خائن به سرزمین آبا و اجدادی خود هستم، مختارید. نهایتاً من با عصبانیت به شما خواهم گفت: «به شما چه؟» نُه سال مترجمی برای آمریکاییها، آن هم از سن هجده تا بیست و هفت سالگی، یعنی سنی که در آن ذهن آدم شکل میگیرد، مرا به آمریکاییها نزدیکتر کرد و از ایرانیها دورتر. من یکدفعه چشم باز کردم، دیدم آمریکایی فکر میکنم. شما میتوانید مرا بیریشه بدانید. باشد، آقای باریشه! شما با ریشههایتان کجا را گرفتهاید؟ چه غلطی کردهاید؟ ــ میبخشید ــ که من بیریشه آن کارها را نتوانسته باشم بکنم؟ به کجا رسیدهاید که من امکان دارد نرسیده باشم؟ ریشههای شما، ریشهی ورشکستگی شماست. به هر طریق، من یکدفعه چشم باز کردم، دیدم ینگهدنیایی فکر میکنم. و آخر سر تصمیم به مهاجرت گرفتم، و به آمریکا آمدم. البته گذرنامهی ایرانی خود را حفظ کردهام، و هنوز تابعیت ایران را هم دارم، ولی آنقدر حالا نسبت به روح و روحیهی آمریکایی نزدیک هستم و از روحیهی ایرانی دور هستم که دیگر هرگز به ایران فکر نمیکنم. ایران حتی به خوابم هم نمیآید. و فکر میکنم همهی مردم آمریکا در وضع من هستند. بالاخره، این آدمها، این قرن، یا قرن قبل، یا دو قرن قبل یا سه قرن قبل به آمریکا آمدهاند. اول فکر میکردند ریشه دارند، یواشیواش، دقیقاً به صورت من بیریشه شدهاند. در آمریکا تعداد آدمهای ریشهدار از چند صد هزار تجاوز نمیکند، و آنها هم سرخپوستها هستند، و سرخپوستها هم دیگر ریشه ندارند، ریشهی آنها را هم بیریشهها از زیر پاشان کشیدند. و میبینید که ریشهدار بودن، یعنی فقر سرخپوست و بیچارگی و فقر دهاتی ایرانی، و بیریشگی یعنی تمدن. من هم تمدن، یعنی بیریشگی، را انتخاب کردهام..
#استقلال #آزادی
@Masihane
زندگی، دورریز ندارد!
این روزها مرتب و مکرر به همین گزارهی ساده فکر میکنم. مخصوصا وقتی شبها خانوادگی مینشینیم به تماشای برنامهی "سرآشپز". نمیدانم دیدهاید یا خیر؟! برای مسابقهدهندگان، از بالا یک سکوی پر از مواد اولیه میرسد و افراد باید در یک مدت زمان محدود، برای غذای مدنظرشان مواد اولیه بردارند. از آن تنوع و فراوانی مواد اولیه، افراد مقدار مورد نیاز را برمیدارند و خلاص. گاهی حتی فرصت نمیکنند همهی آنچه نیاز دارند را بردارند. این یعنی باید از خیلی چیزها که به کار نمیآیند صرف نظر کنند و حتی دور بریزند.
اما زندگی، فرصت پختوپز یک یا دو غذا نیست. فرصت ساخت انسان است و وقتی از بالا سکوی مواد اولیه میرسد، کسی نمیتواند شادی را بردارد و رنج را نه. نه بدین دلیل که چه بخواهیم چه نخواهیم رنج هست و ما ملزم هستیم به باز کردن جایی برایش در زندگیمان؛ نه!! بلکه چون برای راستوریست کردن یک انسان قوام یافته، باید همهی زندگی را به کار بست. از همهی مواد برداشت و تمامش را از آن خود کرد. اعم از شادی و رنج، شیرینی و تلخی، فراز و فرود، بأساء و ضراء. زندگی دورریز ندارد.
@Masihane
یکی از شاخصهای سنجیدن تحولات فرهنگ عمومی، بررسی مقوله نامگذاری نوزادان است. مثلا بعد از برگزاری جشنهای 2500ساله شاهنشاهی، درحالیکه پهلوی به شدت روی شخصیتهای باستانی تبلیغات میکرد، جامعه در جهت عکس، از انتخاب نامهای باستانی برای فرزندان خود پرهیز نموده و در یک شیب قابل اعتناء، به سمت اسامی مذهبی مدرن و مذهبی ایدئولوژیک حرکت کرده است.
به بیان بهتر هرچقدر پهلوی زور زد تا باستانگرایی را ترویج کند، مردم دستکم در فقره نامگذاری، از اسامی باستانی فاصله گرفته و به اسامی مذهبی روی آوردند.
طبق یک تحقیق مفصل و دادههای آماری با سطح اطمینان 99درصدی، اسامی اسلامی مدرن مانند: ایمان، حمید، عرفان، حامد و... و اسامی ایدئولوژیک مانند: عمار، یاسر، میثم، مقداد و... جزء 50 اسم پربسامد قرار داشتند. (ر.ک: مقاله «بررسی تحولات فرهنگ عمومی در ایران براساس تحلیل نامگذاری»؛ غلامرضا جمشیدیان و مجید فولادیان)
پاورقی: حالا میتوانم بگویم پدرم آدم ایدئولوژیکی بوده. اسم برادر بزرگ ما را یاسر گذاشته (هرچند بعدها به دلیل توصیه یک منبری صاحبنفسی نام را تغییر داده)، اسم یک برادر دیگرمان که عمرش به دنیا نبود را مقداد نهاده و بنده حقیر را هم میثم.
الحمدلله مذهبی سنتی و مذهبی مدرن نیستیم:))
@Masihane
هدایت شده از پاتوق اندیشه
44.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ بحران جانشینی!
🎙️در گفتگو با دکتر سید میثم میرتاج الدینی
(استاد دانشگاه و پژوهشگر)
📽️لینک ویدئو کامل:
https://www.aparat.com/v/crlh6sk
#ولایت فقیه #رهبری #جمهوری_اسلامی #ایران
ایتا، آپارات، روبیکا
#پاتوق_اندیشه |عضو شوید👇
@patogh_andisheh
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"توافق مکه" بناست چه کشورهایی را بترساند؟!
اگر عجله نکنیم صدای این ساز بهزودی درخواهد آمد!
شخصا بعید میدانم این اتفاق به معنای خروج از نظم آمریکایی یا حتی ناامیدی از تأمین امنیت توسط آمریکا باشد..
#توافق_مکه #اسلام_آمریکایی
@Masihane
هدایت شده از هیئت الرضا(علیه السلام)محفل رهروان ولایت
مهمانی کریمانه ۷
مراسم عزاداری ایم پایانی ماه صفر
«الهم عجل لویک الفرج»
به کلام:
حجت الاسلام سیدمیثم میرتاج الدینی
با نوای:
کربلایی مهدی جمشیدی
کربلایی مهدی نعمتی
از یکشنبه ۱۸ مرداد ماه لغایت پنجشنبه ۲۲ مردادماه ساعت ۲۰/۳۰
خیابان شهید مفتح انتهای کوچه ۱۷ مسجد حضرت اباالفضل(ع)
درپایان مهمان سفره کریمانه اهلبیت میباشید
هیئت الرضا(علیه السلام)
37.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این تیزر گفتگویی است که لینک کامل آن در انتهای پیام آمده. بهنظرم مناسب همین روزهاست که آقایان اصولگرا و اصلاحطلب و اعتدالی، از قالیباف تا خاتمی و ظریف تا روحانی و عراقچی و... توافق اسلامآباد را سندی زرین قلمداد میکنند!
حالا این گفتگو بر سر چیست؟
۱- بررسی دو پیشفرض غلط!
الف) آیا توافق با آمریکا ما را از جنگ دور کرده و آیا همین توافق مانع نابودی زیرساختهای ما شده است؟
ب) آیا آمریکا نگران پا گرفتن بنیادگرایی در ایران و سیل مهاجران به اروپاست که بهطور گستردهتر زیرساختهای ایران را نمیزند؟
۲- بهراستی چرا آمریکا ما را به عصر حجر نمیبرد؟
۳- آیا میشود در مذاکره با آمریکا چیزی به دست آورد؟ تجربهی تاریخی ما گویای چیست؟
۴- اگر مذاکره نکنیم، چارهی دیگری برایمان میماند؟ آیا ما بدبخت نشده و تنها و بیچاره رها نشدهایم؟
لینک ویدئو کامل گفتگو
https://www.aparat.com/v/umolp0t
@Masihane
مذاکره یا انتقال پیام پشت میز یا در میدان.mp3
زمان:
حجم:
42.8M
🎙صوت کامل:
گفتگویی بر سر جنگ کنونی که دشمن در آن، روی محاسبات غلط مسئولان ما حساب ویژهای کرده است!!
🔺اینجا مروری کردیم بر ذهنیت غلط و محاسبههای اشتباه‼️
لینک ویدئو کامل گفتگو:
https://www.aparat.com/v/umolp0t
به همت دوستان #پاتوق_اندیشه کرمان
#مرگ_بر_آمریکا
#ایران
@Masihane
از دیرباز کرمان را با قالیاش میشناختند. یکبار همسرم میگفت، قالی کرمان و بالتبع "پته"هایش، بازآفرینی گل و گیاهی است که در کویر نیست و اگر هست اندک است. یعنی چیزی که نداریم، زمینهی حرکت و سپس تولد خلاقیت و درنهایت محصول شده. یعنی نقطهی ضعف، امکان ساخت نقطهی قوت است. یعنی همان جملهی معروف "فرصتی که در بحرانها هست، در خود فرصتها نیست". یعنی پایگاهِ اصلیِ مزیتِ یک قوم، یک اقلیم، یک بوم، یک فرهنگ، یک جهان و...، نداشتهها و فقدانهایش است؛ البته به شرط وجودِ یک عقلِ اداره کننده و باورمند!
اگر در طول تاریخ، فرهنگ ما اینگونه به نقطهی ضعفها مینگریسته و اینگونه بحرانها را تبدیل به خاستگاه فرصت میکرده، چرا در لحظهی کنونیِ ایران، از قد و قوارهی برخی مسئولان استیصال میریزد و هر سخنرانی بعض حضرات، میشود خط تولید ناامیدی؟! و از آن بدتر چرا ارجاع به دستاوردهای عینی خودمان در تاریخ هم میشود تخدیر و خر کردن جامعه یا نادیده گرفتن واقعیتها و آرمانخواهی متوهمانه؟ گویا مسئله در دو چیز مترتب بر یکدیگر است: ۱) نداشتن باور به "توانستن" و ۲) نداشتن عقلانیتی برای خلق فرآیند رسیدن از بحران به فرصت!
۲ شهریور سال ۵
@Masihane
خیلی ساده عرض کنم
آرایش صحنه داره به این سمت میره که:
وضعیت اقتصادی خرابه.
عامل این خرابی؟ آمریکا!
راهحل؟
دوتا راه بیشتر نیست:
الف) مقاومت و در شکل کنونی جنگ!
ب) تسلیم و در شکل کنونی پذیرفتن خواستههای دشمن در مذاکره!
سوال اکنون ما: کدام راهحل هزینهی کمتر و فایدهی بیشتری داره؟
افراد مختلفی دارن زمینهی پاسخ دادن به این سؤال رو مهیا میکنند! لذا فضای رسانهای و نیروهای تازهنفس درحال بسیجشدنند تا بگن مقاومت هزینهی بیشتری نسبت به تسلیم شدن داره!
یه عده هم به اسم "پیچیدگی شرایط" و "عقلانیت اداره کشور" ولی درواقع نداشتن مبانی قوی، همچنان گیج میزنند و سواری میدن!
دوستان! ما در خلأ نیستیم! در ایرانِ ۱۴۰۵ هستیم که دوبار وسط مذاکرههایی بهش حمله شده که گویا به تمام خواستههای دشمن پاسخ مثبت داده. از تجربه تاریخی سایر کشورهای منطقه درس نمیگیریم نگیریم. ولی تجربههای خودمون رو که نمیتونیم دور بریزیم! از یک سوراخ هزار بار باید گزیده شد؟
@Masihane