"بالأخره تو کدام طرفی هستی؟"
این مسخرهترین و لجنترین سؤالی است که این روزها میتوانید از کسی بپرسید! پس نپرسید! این وضعیتی که دارید ذیل آن دوگانههای غلط را به شیوههای گوناگون جا میاندازید، از بیخوبُن باطل است. هر صاحب خردی میداند در سپهر سیاسی ایران اختلاف بوده و هست. اما پادگانی و استادیومی نبینید ماجرا را.
با اجازه بزرگترها، من منتقد و مخالف صددرصدِ خارج کردن مردم از صحنهام.
یکی با آوردن اخبار پشتپرده و اعلام آن میخواهد به مردم بگوید شما نمیدانید؛ ندانستن هم انفعال میآورد؛ مخصوصا برای مردمی مؤمن که نمیخواهند آجری باشند برای بالا رفتن دیوار هوس عدهای حراملقمه.
دیگری هم با گفتن اینکه همهچی هماهنگ شده و اعتماد کنید، باز کلوخ ندانستن را سنگی میکند برای زدن بر سر مردم و بیرون راندنشان از صحنه.
در این دوگانه، مسخرهترین و لجنترین سوال این است: کدام طرفی؟
مسیر تحلیل با اخبار واقعی و مشاهدهپذیر را نباید مسدود کرد.
@Masihane
ما برای رهایی از شرّ شیطان بزرگ، گاهی نیمنگاهی امیدوارانه به خود آمریکاییها داریم. از آرزوی ترور شدن ترامپ به دست یک آمریکایی تا خداخدا کردن برای نتیجه دادن تلاشهای نمایندگان دموکرات و سناتورهای جورواجور و ناجورشان.
خدایا توبه که گاهی و حتی گهگاهی، به چیزی غیر از تو امید داریم!!
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
💢ترامپ قصهگو و تغییر ژانر 🔷 من سواد نظامی ندارم که دربارهی احتمال افزایش یا کاهش تنش، براساس حجم
منتظر باشیم و ببینیم از ماجرای تیراندازی دیشب و ترس و لرز ترامپ و ونس و.. که فیلمهاش بیرون اومده، چه روایتی در نهایت شکل میگیره! ژانر پلیسی یا جنگی :)
@Masihane
⁉️شما چه میکنید؟
در حوالی چهلمین روز از شهادت لاریجانی یادی کنم از این جملهی او که گفت:
"ترامپ را ولش نمیکنیم باید تاوان بدهد، رهبر ما را و مردم ما را به شهادت رسانده است این چیز سادهای نیست، تا مقابله بهمثل نکنیم ولش نمیکنیم."
.. و این جمله را بهانهای کنم برای گفتن اینکه: اگر فردا روزی یکی هم از کوچهی بیکسی سر برسد و بگوید خودِ رهبر شهید هم راضی نیست بابت انتقام خونش، یک مملکت بهفنا برود؛ شما چه جوابی میدهید؟
جریان غربگرای اهل "بدیم بره" که هیچ؛ برای من مثل روز روشن است برخی با ادبیات دینی همراهیاش میکنند و با گفتن "چارتا خاطره از رأفت قلبی امام شهید" و "بازنشر جملاتی از ایشان در باب دوست داشتن مردم ایران" و اینکه "رهبری در آسمانها حالش خوب است ما چرا حال مردم را بد کنیم" و اینکه "تمنای انتقام قساوت قلب میآورد و مسلمان نباید کینهای باشد"؛ سر و ته ماجرا را هم میآورند.
این را پیشدستانه گفتم چون روزهای آینده میتواند خیلی مسائل پدید آید. من مخالف سوءظن داشتن هستم و بارها همینجا نوشتهام. اما حتما مخالف حساسیتزدایی از برخی مسائل حساس و معامله بر سر اصول و ارزشها و آرمانهایم.
#انتقام #خون_رهبر_شهید
@Masihane
به "سرو" گفت کسی، میوهای نمیآری؟
جواب داد که آزادگان تهیدستند...
با آزادگان میتوان به مصاف شیاطین رفت!
پاکبان محلهی نیکزادشون
@Masihane
💢آیا ما قوی و خطرناک شده بودیم که دشمن به ما حمله کرد یا ما ضعیف و نابودشدنی نمایاندیم که دشمن به ما هجوم آورد؟
سوال سادهای است اما نیازمند تعمیق. به ویژه اگر دو روایت در فضای عمومی جولان بدهد.
اول؛ روایتی که بخش مهمی از حوادث بعد فتنه 88 را پشت سرهم قطار میکند و با رسیدن به اتفاقات 18 و 19 دی، صحبت از تضعیفی به میان میآورد که منجر به طمع دشمن برای کندن کلک جمهوریاسلامی شد!
دوم؛ روایتی که با شمردن دستاوردهای جبهه مقاومت از سال 2000 و سپس پیشرویهای نظم جدید منطقهای با محوریت ایران به موازات عقبنشینی و شکستهای پیدرپی استعمارگران و سگ هار منطقهایشان، تنور درک قوی شدن ایران و جبهه مقاومت را گرم میکند تا بگوید ما برای دشمن خطرناک شدیم و تنها یک گزینه تقابل سخت نظامی روی میز آمریکا باقی ماند.
با اندک دقتی میتوان دریافت هر دو روایت فارغ از نتیجهای که میگیرند، در جای خود صحیحاند. لذا باید دانست در پدیدایی یک جنگ که طرفین آن سالها برای آن آماده میشدند و در تقدیر تاریخی خود آن را ناگزیر میدانستند، ضعف و قوت توأمان حضور دارد.
با این توضیح مختصر که:
از یک سو: طرح نظم منطقهای شما چنان موفق بود که طرح آمریکایی [داعش] را در کشورهایی مانند سوریه و عراق به بنبست کشاند و درست در لحظهای که کشورهای وابسته به نظم آمریکایی مانند عربستان و کویت و... مهیای عادیسازی روابط با اسرائیل بودند، طوفانالاقصی رقم خورد و به تعبیر امام شهید، اسرائیل را به هفتاد سال قبل بازگرداند.
از سوی دیگر: سرمایهگذاری بلند مدت دشمن روی شکاف اجتماعی و تغییر ادراک ایرانیان به ضمیمه قصور و تقصیر برخی عناصر داخلی، به ثمردهی خود نزدیک شد و نتیجه آن را در کم شدن فاصله زمانی میان اغتشاشات خیابانی و تشدید خشونت دیدیم.
اینجاست که ایران در یک ضعف و قوت توأمان، به سیبل تجاوز نظامی دشمن تبدیل شد. یعنی احساس خطر قطعی از جانب قوی شدن ایران، دشمن را مترصد فرصتی برای سوءاستفاده از چشم اسفندیار ایران کرد. [شاید بتوان گفت علت مُعدّه تمام جنگها همین وضعیت ضعف و قوت توأمان است.]
لذا مسئول جنگ کنونی دو گروهاند:
1) گروهی که ایران را قوی کردند.
2) گروهی که ایران را ضعیف کردند.
هردو گروه هم در یک تقابل، یکدیگر را مقصر جلوه میدهند.
بنمایهی تئوری گروه اول برای برونرفت از وضعیت جنگی، قویتر شدن و اتخاذ سیاستهایی است که منجر به ناامیدی دشمن از غلبه است.
برآیند تئوری گروه دوم برای برونرفت از وضعیت جنگی، ضعیفتر شدن و اتخاذ سیاستهایی است که منجر به بینیازی دشمن از حمله نظامی است.
خیابان نیز تا این لحظه کنار گروه اول ایستاده. نتیجه چنین ایستادگی هم در میدان سیاست خود را نشان داده و خواهد داد. طبعا گروه دوم باید زمینه جدایی مردم از گروه اول را فراهم کند. با چه ابزاری؟ کوبیدن طلبکارانه بر طبل «مردم خیابان را چه به تعیین سیاست»؟! باور ندارید؟! این بخشی از متن عباس عبدی [ظاهرا اصلاحطلب] است: «قرار نیست خیابان که مسئولیتی در برابر مصالح ملی ندارد و حتی آن را تشخیص نمیدهد، سیاست تعیین کند.»
اینجاست که پای کلونیهای اقتصادی و باشگاههای سرمایهداری همآخور با این مدعیان دموکراسی که اکنون دیکتاتورمآبانه ضد مردم موضع میگیرند، به میان میآید تا با ایجاد نارضایتی اقتصادی بگویند: بفرمایید! دستپخت خود را تحویل بگیرید! نتیجه خواست شما مردم و زیادهروی در خیابان و میدان، خودش را در دخل و خرجها نشان داده!
امیدوارم ساده گفته باشم!
9 اردیبهشت سال 5
روزهایی که میل سخن نیست :)
@Masihane
بیایید تا اطلاع ثانوی از کلمهی "راهبرد" در متنهایی که شبیه ادبیات ترجمهای است، کمتر استفاده کنیم! فعلا همان ترکیب "مردم مبعوث" را از ریخت بیاندازیم. کماکان جا دارد..
۱۱ اردیبهشت سال ۵
روزهایی که اعصاب متلاشی است!
#غر_درمانی
@Masihane
1️⃣ حتمی شنیدهاید که خدا در قرآن از دو مسجد سخن گفته. اولی مسجدی که «أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى» بر پایه تقوا تأسیس شده و دیگری مسجدی که «أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هار» بنیانش بر پرتگاه سست است. بعد به مسلمانان دستور میدهد که در مسجد اول نماز اقامه کنید. چرا؟ چون در این مسجد افرادی هستند که دوست دارند پاک شوند. به تعبیر علامه طباطبایی، علت ترجیح دادن یکی بر دیگری، وجود مردمان حاضر در مسجد است.
2️⃣ شاید بشود به جای «مسجد» بگذاریم «خیابان». این شبها در خیابان مردمانی هستند که دوست دارند پاک شوند. به این عبارات دقت کنید: «فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ» این مردمان مدعی پاکی و طهارت نیستند. بلکه پاک شدن را دوست دارند و خدا هم دوست دارد کسانی که خود را در مسیر پاک شدن قرار میدهند. برکت خیابان هم به حضور همینهاست.
3️⃣ 18 و 19 دی ماه هم «خیابان» بود. اکنون هم «خیابان» است. به نظرم نباید در گفتن از خطای سهمگین شورش خیابانی دیماه لکنت داشت. آن بنای خیابان «سست» بود. ساخته شده بود «بر لبه پرتگاه». بنایی بود «ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ» تماما زیانرسان، کفرآمیز، تفرقهانداز میان مؤمنان و کمینگاهی برای هرکس که با خدا و رسول سر جنگ داشت. «وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ» هرچند برپا دارندگان آن خیابان مدعی شوند جز نیکی ارادهای نداشتند، ولی خدا شهادت میدهد که دروغگویند.
4️⃣ یکبار در 88 محافظهکاری کردند و در محکوم نمودن آن فتنه لکنت پیدا کردند و یکبار هم در 1401... و هر دوبار این کشور سخت آسیب دید. حالا هم اگر در محکوم نمودن زشتی دی ماه 1404 محافظهکارانه رفتار کنیم، این زشتی میتواند دوباره تکرار شود و بنا شود و برپاداشته شود. آری! آدمها میتوانند اشتباه کنند و توبه کنند. اما به شرط آنکه عمل تقبیح شود و زشتیاش هویدا. باید از بیخوبن آن بنای «ضرار» را در هم کوبید تا پایگاه دوبارهای نشود. اگر آن عمل را تقبیح نکنیم و آن پایگاه را نکوبیم، در اشتباه بودنش تردید پدید میآید و آدمهای مردّد توبهای نخواهند داشت.
12 اردیبهشت سال 5
روز خیرگی به روزهای بعد!
#خیابان #تاریخ_خیابان
@Masihane
💢 یکبار برای همیشه| طرح یک دو راهی قطعی با زاویهی دید الاهیاتی
اگر ما بپذیریم در دورهی ظهور "الرحمان" قرار داریم [توضیح آن در جای خود ارائه شده و در صورت اجازهی نهاد دعوتکننده در کانال منتشر میکنم]، آنگاه امتداد این گزارهی الاهیاتی، میشود پذیرفتن آراء متکی به ارادههای مقاوم مردم. پشت کردن به خواست چنین مردمی یعنی اِدْبار نسبت به حقیقت ظهور یافته در عالم! اِدْبارْ بهدنبال خود قبض و فروبستگی میآورد و در نهایت نيز به باطل میرسد. دربارهی باطل هم خدا فرموده: "إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا" بیﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩﺷﺪنی ﺍﺳﺖ (اسراء/٨١).
این کشور با تمامیت و کثرت خود در لایهی تصمیمگیری، بر سر دوراهی بسیار خطیری قرار دارد.
یا به لالایی جریان غربگرا (از عباس عبدی گرفته تا محقق داماد) در نادیده گرفتن خواست مردم حاضر در خیابان گوش میسپارد و به چرتی کوتاه فرو میرود که بیداریاش زیر چکمهی دشمن است و عاقبتش نابودی قطعی.
یا اینکه به حقیقت ظهور یافته اقبال میکند و به فداکاری و جانفدایی مردم اعتماد مینماید و به فرمان ولیّزمانه گردن مینهد و به نصرت الهی امیدوار میماند که عاقبتش همان پیروزی است که خدا وعده داده و وعدهی خدا تخلفناپذیر است: "رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ" (آلعمران/٩)
توجه به خواست این مردم برانگیخته، دیگر یک تاکتیک سیاسی برای حفظ قدرت و در دست گرفتن کنترل اوضاع نیست! یک اقبال به یک حقیقت قطعی در عالم است که منجر به فتح و گشایش میشود.
آیا این حرفها یعنی بیاعتمادی به مسئولان نظام؟! خیر. قطعا خیر. این حرفها یعنی مقابله با فشارهای ابلهانهی غربگرایان. یعنی دلگرمی دادن به آن تصمیمگیرانی که میخواهند پای حرف و حق مردم بایستند.
۱۳ اردیبهشت سال ۵
#خیابان #مردم
@Masihane
🔰 صداقت حضور
صدق گاهی صفت گفتار است و گاهی صفت رفتار و گاهی ملکهی نفسانی که منجر به "حضور صادقانه" است.
وَ قُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (اسراء/٨٠)
مابین داخل شدن و خارج شدن به جایی، یعنی لحظات حضور در آن جا! صدق حضور و حضور صادقانه بسیار مهم و البته مغفول است.
شاید در مقابل این حضور صادقانهای که میگوییم، حضور منافقانه باشد. قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ (حجرات/١٤) بادیهنشینانی که به دایره اسلام داخل شدند ولی چون ایمان در قلب آنها داخل نشده بود، حضور صادقانهای نداشتند که: الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَ نِفَاقًا (توبه/٩٧)
چه بسا حضورهای منافقانهای که در لحظهی حضورشان، گفتارشان راست و رفتارشان راستی باشد. ولی حضورشان صادقانه نباشد. پس فریب نخوریم!
🔺یادمان نرود که نصرت الهی با حضور صادقانه به دست میآید. [ر.ک: آیهی ۸۰ از سوره اسراء]
#صدق #نصرت_الهی
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
🔰 صداقت حضور صدق گاهی صفت گفتار است و گاهی صفت رفتار و گاهی ملکهی نفسانی که منجر به "حضور صادقانه"
👆عطف بماسبق
..و رمز صدق حضور یا حضور صادقانه، "ایمان" است. بهقول فروغ فرخزاد: و هیچ کس نمیدانست، که نام آن کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته، ایمانست!
چه بسیار حضورهایی که به پیروزی ملت ایران ایمان ندارد. این جماعت امیدواریشان هم روانشناختی است و مرتبط با مزخرفی به نام "تابآوری". یک "امید" در پیوند با ایمان نیست.
این حضورهای بیایمان، صدق گفتار و رفتار هم دارد و چهبسا در خیابان هم بیاید و اللهاکبر هم بگوید. اما ته ماجرا باور دارد: "از این مردم کاری برنمیآید، پس باید سیاستی چید پیش از آنکه آمریکا بساط همهچیز را برچیند."
#صدق #نصرت_الهی
@Masihane
برخی رفقا میپرسند چرا در پست اخیر نوشتی "مزخرفی به نام تابآوری"؟!
تابآوری هم از آن کلمات است که باید دید از دهان چه کسی میروید و از چه خاستگاهی بروز میکند! شاید من و شما آن را ترجمهی کلمهی مقاومت بدانیم، ولی آنها که "مقاومت" را جنگطلبی قلمداد میکنند و نوعی ماجراجویی مبتنی بر یک امتگرایی بیحاصل که نهالهای تازهسال مملکت را [از صنعت تا منابع انسانی] میبرد زیر لگدکوب قلدرها و همهچیز را فدای توقعات حاکمانی میکند که در توهم قبلهی عالم شدنند؛ مثل من و شما از تابآوری استفاده نمیکنند. برای همین گرهاش میزنند به یکسری تکنیک روانشناختی.
بگذارید اصلا تاریخ بگویم تا منظورم بهتر رسانده شود. اکتبر سال ۱۸۷۱، شهر شیکاگو دو روز در آتش سوخت. قریب دهها هزار خانه خاکستر شد و حدود صدهزار نفر [یکسوم] جمعیت شهر بیخانمان شد و حتی ۳۰۰ کشته نیز داد. کای اریکسون بهعنوان جامعهشناس دربارهی از خاکستر برخاستن ققنوسوار شیکاگو و #تاب_آوری آن نوشت: "یکی از وظایف کلیدی فرهنگ این است که به افراد کمک کند تا مخاطرات واقعی جهان پیرامونشان را استتار کنند، با ویرایش واقعیت آن را مهارشدنی نشان دهند و تمام خطرها را از افق دید دور نگاه دارند."
آری! ما هم در وجود انسان، به قوهی نسیان قائلیم که نعمتی الهی است. ولی در نگرش آنها که تابآوری را محصول یک تکنیک روانشناختی میبینند ما با یک سانسور تعمدی و از آن بدتر یک دروغ آگاهانه طرف هستیم. شاید بگویید دروغش مصلحتی است. بله! مصلحت خوب است ولی نه در زمانی که دشمن به شما تجاوز کرده. اینجا ویرایش واقعیت عین خیانت است. تابآوری اسم رمز تخدیر و تحمیق و تحمیر است. شبیه آنچه که برخی سلبریتیها از خود بروز میدهند. مثلا به مادران میناب تسلیت میگویند ولی واقعیتی به نام عامل کشتار و خونریزی را از افق دید دور نگاه میدارند. هشتگ #نه_به_جنگ میزنند و جامعهشناسانشان کلمهی تابآوری را قرقره میکنند تا بپرهیزند از کلمهی مقاومت. چون مقاومت در نظرشان یعنی جنگطلبی. یعنی خروج از دایرهی اطوارهای مدنی سهلاندیشان روغنفکر. باید مثل ژاپن، اگر روزی از ما هم دربارهی بمب اتمی که روی سرمان ریخته پرسیدند، فقط بگوییم لابد لازم بوده است. ولی تاب بیاوریم تا توسعه بیابیم. ژاپنِ قشنگِ اسلامی!!
@Masihane