eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.3هزار دنبال‌کننده
190 عکس
61 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
دکتر سید میثم میرتاج الدینیاستاد_میرتاج‌الدینی_خون_آورد_ج_۴_2.mp3
زمان: حجم: 36.1M
🔰 تبدیل ماجرا به مایجری! الگوی کنش اهل‌بیت در روزهای پس از شهادت امامِ جامعه چیست؟ راویان چه چیزی را چگونه روایت کنند؟ 6:00 نسبت خون و کلمه| تکمیل کننده خون شهید، کلمه است! 11:04 چهار کارویژه‌ی حضرت زینب در نحوه‌ی روایت خون 11:50 افشای خودفریبی کوفیان| دوراهی سهم‌خواهی یا تغییر؟! 16:21 پا پس کشیدن به‌هنگامه‌ی جنگ وجودی| نیمه‌کار رها کردن جهاد 22:50 رسوا کردن ایده‌ی "نجات از مسیر دشمنی نکردن با دشمن" 24:34 گشودن افقی جدید برای زیبایی‌شناسی| ایجاد کلان‌روایتی برای مصادره‌ی روایت‌های دشمن 29:28 گریه‌های مظلومانه نه منظلمانه| مرثیه‌ی حماسه‌ساز. @Masihane
اشهد انک قُتِلت و لَم تَمُت شهادت می‌دهم که تو کشته شدی ولی هرگز نمردی! @Masihane
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که کشت امام مرا چرا نکشیم که ننگ ماست اگر قاتل تو را نکشیم از این به بعد کفن، جای جامه بر تن ماست قسم به خون تو، قتل ترامپ گردن ماست ________ به‌زودی خطی شکل خواهد گرفت که این نوع فریادهای انتقام‌خواهی را تخطئه و خلاف مصالح و منافع کشور قلمداد می‌کند. آن هم با بیان‌های مختلف و متفاوت. آگاه باشید که این شعار خون‌خواهی و انتقام را از شما نگیرند. تخطئه این شعار سرآغاز پشیمان جلوه دادن ماست از مسیری که ۴۷سال پیموده‌ایم. میدان جنگ وجودی اینجاست. @Masihane
آدم‌ها معمولا بعد از جلوتِ تشییع پیکر عزیزشان به خلوتی روی می‌آورند و آنجا احتمالا به این فکر می‌کنند برای آن عزیز رفته چه کنند؟ چگونه یادش را زنده نگه دارند و یا راهش را ادامه دهند؟ گرامیان مشایعت‌کننده‌ی امامِ شهید! عجالتا سیره‌ی سیاسی‌اجتماعی امام‌مان را که فاکتور بگیریم، حضرتش در زندگی شخصی اهل این امور بود که به چشم همگان می‌آمد: ۱- انس با قرآن ۲- مشتاق کتاب ۳- اهل مناجات و دعا ۴- مقید به روضه ۵- علاقمند به شعر و... شما هم می‌توانید به این لیست اضافه کنید. برای قول دادن به خودتان در راستای ادامه دادن مسیر عزیز از دست رفته. @Masihane
این چند روز، ایام‌الحسرت بود. روزهایی که هرکس به‌نحوی حسرت می‌خورد چرا خامنه‌ای را دیر شناخته یا اصلا نشناخته یا چرا به او اتهام ناروا زده و یا چرا بیشتر برای اهداف ترسیمی او ندویده. این میان برخی چشم‌ها را به روی یک حقیقت بسته بودند تا طبقه‌بندی ذهنی‌شان به‌هم نریزد. این‌ها به این نتیجه رسیده بودند خامنه‌ای هیچ‌رقمه محبوب‌شان نیست. حالا با این حوادث رخ‌داده، این نتیجه‌گیری ذهنی و این تصمیم‌گیری قلبی می‌توانست مورد تردید قرار بگیرد و این جماعت از این تردید و بهم‌ریختگی نظم ذهنی واهمه داشتند. واهمه و وهم هم کاری می‌کند که فرد بیافتد روی دور بهانه‌جویی. یک روز بهانه بگیرد چرا بیت‌المال را خرج مراسم وداع و تشییع می‌کنید و روز دیگر بند کند به چیزی دیگر! این‌ها چشم‌ها را محکم بسته بودند تا فقط نبینند و خیال‌شان راحت باشد چیزی وجود ندارد. این‌ها شهامت مواجهه با حقیقت را نداشتند و یک روز حتما حسرت این به‌کوری‌زدن خود را خواهند خورد. من عمیقا دلم برای این افراد می‌سوزد ولی چه ‌می‌شود کرد که فضا، فضای سوءتفاهم است. @Masihane
چون بيو‌گان ننگ سلامت ماند بر ما تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما علی معلم دامغانی ۱۷ تیرماه سال ۵ @Masihane
1⃣ مادری را تصور کنید که پسر جوانش رفته سر خیابان، شاخ‌وشانه کشیده و یکی‌دوتایی زخم تیزی برداشته و خش‌وخراشی بر تن تازه‌بالغش افتاده. مادر بالای سر فرزند نشسته به پانسمان. گریه می‌کند و پسر را نصیحت که به جوانی خودت رحم کن. این ره عاقبت خوشی ندارد. اگر بخواهم آش را خیلی شور کنم می‌گویم همین مادر را تصور کنید که بالای سر جنازه‌ی پسرش نشسته که یا در اثر تیغ تیز چاقوی اراذلی کشته شده و یا بابت جنایتی اعدامش کرده و جنازه‌اش را تحویل داده‌اند. باز هم مادر گریه می‌کند، ضجه می‌زند، مویه می‌کند. اما بر لب‌هایش آوای پریشان پشیمانی و حسرت و سرزنش است که ای کاش چنین نکرده بودی و سرو قامت خود به خاک نیافکنده بودی. 2⃣ در مدینه و مکه‌ی بعد عاشورا، عده‌ای نشستند به گریه و عزا. ولی گریه‌هایی با آه سرزنش و حتی شماتت. می‌گفتند حیف پسر رسول خدا نبود که با زنازادگان درافتاد و عاقبتش چنین شد. او می‌توانست آقای مکه و مدینه باشد. آقازاده‌ای که تمام عبدالله‌های ریز و درشت مکه به گرد پایش نرسند. کاش همین‌جا می‌ماند، برای ابرقدرت‌های تشنه‌ی قدرت شاخ‌وشانه نمی‌کشید. عوضش دم‌ودستگاه نقل حدیث راه می‌انداخت و یک پهنه‌ی بزرگ از قلمروی اسلام مقلد فتاوایش می‌شد. از همین طریق خیرات و نذورات و وجوهات و تبرعات جمع می‌کرد. خیریه‌ای می‌زد در قواره‌ی تمدن بزرگ اسلامی و خیرش هم‌پای تلألو خورشید از شرق تا غرب می‌رسید به بیوه‌ها و بینواها و بی‌مایه‌ها و... 3⃣ عزیزان! ماجرای گریه‌های ما می‌تواند چنین سرنوشت‌هایی پیدا کند. اگر از منطق انقلاب اسلامی و منطق جهاد تهی شود. تا سرانجام معلوم، مدام تکرار کنیم سیدعلی خامنه‌ای، قتیل و شهید یک مسیر بلند بود. تئوریِ " خو اومد زد، جنگ می‌خواهید؟ بسازیم دوباره می‌زند" صاحبانی دارد که اکنون برای خامنه‌ایِ شهید گریه می‌کنند، دلسوزانه و صمیمانه. اما بی‌شباهت به عبدالله‌بن‌عباس و عبدالله‌بن‌جعفر نیستند. چنانچه بی‌شباهت نیستند به مادران زار و نزار نشسته بر پیکر جوان معدوم. خاک سرد است. شاید التیام بیاورد و حتی فراموشی. اما پشیمانی هرگز! ۱۸ تیر ماه سال ۵ @Masihane
قدیم‌ها دسته‌گل به آب می‌دادند.. اکنون، همین اکنون ولی ما دسته‌ی گلی را به خاک دادیم! ۱:۲۰ دقیقه شب‌جمعه @Masihane
🔰انحصار وراثت خامنه‌ای در تاریخ بسیار خوانده‌ایم که پس از فوت و رحلت حاکمان و بزرگان، عده‌ای از ورثه می‌افتند به میراث‌خواری و لاجرم نزاع و کشمکش. اما از خوش‌حادثه میراث خامنه‌ای چیزی نیست که انحصار بردارد و نزاع و کشمکش به بار بیاورد. میراث او چیزی نبود جز دویدن شبانه‌روزی برای بیشتر خدمت کردن، البته با لحاظ دشمنی‌های دشمن. خلاصه‌اش می‌شود جهاد. از این نمدِ جهاد هم کلاهی برای بر سر نهادن و سری‌توی‌سرها درآوردن، درنمی‌آید. پس جا به‌اندازه‌ی کافی برای همه‌کس و هرکس که می‌خواهد بدود و خدمت کند و مبارزه کند، هست. سهمیه‌ی ادای تکلیف هم فراوان است؛ بی‌دهک‌بندی. لاجرم چنین میراثی انحصار برنمی‌دارد. لکن خدا می‌گوید: لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا (بقره/٢٨٦). بیایید اینطور معنایش کنیم که: برای سهم یافتن در میراث خامنه‌ای و برای ارثیه بردن از این گنجینه‌ی جهاد، باید نفس خود را وسعت بدهیم و نفسانیت خود را ضیق کنیم تا به صرف یک اختلاف جزئی در رویکرد، بر خودی تیغ نکشیم. بار تکلیف بزرگ را بر شانه‌ی انسان بزرگِ وسعت‌یافته می‌گذارند تا این امانت را سالم به مقصد برساند. کوته‌نظران و کوچک‌هوسان را نسبتی با تکلیف‌های بزرگ و جهادهای عظیم نیست و از این رو، درعین انحصاری نبودن میراث خامنه‌ای، کوتوله‌ها سهمی در آن نخواهند داشت. @Masihane
دقت کرده‌اید ما در همین یک هفته‌ی اخیر چقدر زیاد به هم پریده‌ایم؟ بله! به‌هم‌پریدن همیشه بوده ولی این مدت شدت گرفته. از نقدهای به‌جا و بی‌جا به برگزاری مراسم تشییع تا اکنون که سر شعار مرگ بر سازشگر و رفتار افتاده‌ایم به گیس‌وگیس‌کشی. این به‌هم‌پریدن‌های غیر‌طبیعی نشانه‌ی واضحی است از اینکه بخشی از جامعه به موازات غم، خشم هم دارد. خشم انرژی تولید می‌کند و اگر این انرژی به سمت‌وسوی دشمن جهت‌دهی نشود و فرم و قالب نگیرد و عینیت نیابد، کمانه می‌کند سمت خودمان. مثل اکنون. اینجاست که می‌گویم نخبگان ما در بهترین حالت نقش تراپیست را ایفاء می‌کنند. با نوعی بیان الاهیاتی یا تحلیل سیاسی، فقط مسیر آرام کردن و رام کردن را دنبال می‌کنند نه تعریف نقش و کنشگری و جهت‌دهی. نتیجه هم می‌شود این به‌هم‌پریدن‌هایی که هیچ توصیه‌ی اخلاقی از پس آن برنمی‌آید و هر کلمه‌ای بروید از زمین سوءتفاهم می‌روید. @Masihane
وَسَرشدگی وقتی جلوی یک کودک بگویید هوس پفک کرده‌ام، چنان دهان کودک آب می‌افتد که تابش می‌رود. پا می‌کند در یک کفش تا برایش بخرند. در اینطور مواقع که کودکی با کلمه‌ای می‌افتاد روی دور خواستنی‌های مُصرانه، مادرم می‌گفت: وَسَر شد. پشت این وَسَرشدگی نوعی نفهمیدن اقتضائات و شرایط خوابیده بود. یعنی دل کودک هوس کرده و تا به مراد نرسد، کوتاه‌بیا نیست. چه‌طور و چه‌جور، برایش معنا ندارد. او وَسَر شده. راست‌وحسینی، برخی آقایان و شاید هم خانم‌ها، معتقدند مُشتی تندرو کلمه‌ی را گفته و تاب جمعیتی [ولو میلیونی] را برده‌اند. حالا مردم وَسَر شده‌اند. بی‌آنکه بدانند اقتضائش چیست و شرایطش چون است. ملت همچون کودکی، پا کرده‌اند در یک کفش و بپاخاسته‌اند. مگر نمی‌بینید آقایان با زبان‌بی‌زبانی و با شگردهای خبررسانی دارند به مردم می‌گویند باباجان! کجای کارید!؟ همان برگ‌برنده‌ی تنگه‌ی هرمز هم دارد از اعتبار می‌افتد. عمان را ببینید چه گفته؟ می‌خواهد مسیر شمالی-جنوبی درست کند. نمی‌بینید حرف باریکه‌ای بین‌المللی به‌میان آمده؟! لنگ ما هنوز در نقد کردن خواسته‌های قبلی مانده در گِل، شما سفارش جدید می‌گذارید روی میز؟! خونخواهی؟! چرا مردم را وَسَر می‌کنید؟ فقط روی‌شان نمی‌شود بعد از آنکه صبح‌تاشب گفته‌اند "ملت مبعوث ملت مبعوث"، حالا زُل بزنند در چشمان ما و بگویند ای مردمانِ کودک‌سانِ وَسَر شده! عه! بنشینید سرجای‌تان و بگذارید ما خیلی خسروانه صلاح مملکت را بدانیم! لذا از سر ناچاری، با یک ادبیات دیپلماتیک، خونخواهی را حواله به ظهور و رجعت می‌دهند یا خون‌خواهی را معادل بهبود اقتصاد و توسعه‌یافتن و حتی آزادی قدس می‌دانند. گول‌زنک‌طور، چون مردم را کودک پنداشته‌اند. پاورقی: ماجرا همینقدر ساده و روان، دو رویی دارد. وگرنه فرم دیگری برای نوشتن برمی‌گزیدم. ۲۱ تیر ماه سال ۵ @Masihane
هدایت شده از پاتوق اندیشه
24.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی رای مردم مهمه ! در گفتگو با دکتر سید میثم میرتاج الدینی (استاد دانشگاه و‌ پژوهشگر) لینک ویدئو کامل: https://www.aparat.com/v/crlh6sk ‌‌‌ |عضو شوید👇 ‌@patogh_andisheh