eitaa logo
مسیر شهدا
10 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
3.1هزار ویدیو
6 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از م ا
📖 داستان این روزها ⚠️مردی با چهره‌ای زیبا و نورانی وارد مغازه طلا فروشی شد فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد. مرد گفت: من عمل صالح تو هستم! مرد زرگر قهقهه‌ای زد وبا ناباورانه گفت: درست است که چهره‌ای دلربا دارید اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین شکلی داشته باشد! درهمین حین، یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند. مرد زرگر از آنهاخواست که تا اوحساب کتاب میکند، در مغازه بنشینند. باکمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نشست. با تعجب از زن سوال کرد: که چرا در بغل شیخ نشستی؟!! خانم جوان با تعجب گفت: کدام شیخ؟ حال شما خوبست؟ ازچه سخن میگوئی؟ اینجا کسی نیست. و با اوقات تلخی گفت: بالاخره طلا رابه ما میدهی یانه؟! مرد طلافروش با تعجب وخجالت، طلای زوج جوان را به آنها داد و مبلغ را گرفت و زوج جوان مغازه را ترک کردند. شیخ رو به زرگر کرد و گفت: غیر از تو کسی مرا نمی‌بیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق میشود. دوباره مرد و زن دیگری نیز وارد شدند و همان قصه تکرار شد!!! ‼️شیخ به زرگر گفت: من چیزی از تو نمیخواهم! این دستمال را بصورتت بمال تا رزق و روزیت بیشتر شود . زرگر باحالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به قصد تبرک به صورت مالید و نقش بر زمین شد. شیخ دروغین و دوستانش هرچه پول وطلا بود، برداشته و مغازه را جارو زدند! 👌بعد از ۴سال همان شیخ دروغین با غل و زنجیر، همراه پلیس وارد مغازه شد. افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آنها به نوبت بازگو کردند. افسرپلیس گفت: برای اطمینان بیشتر باید دقیقا صحنه جرم را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر بو کشید و به صورت مالید و دوباره نقش بر زمین شد و این‌بار شیخ و پلیس دروغین و دوستانش، دوباره مغازه را جارو زدند! 🛑نتیجه: هرچهارسال یکبار، انتخابات تکرار میشود، و ما ملت، همان زرگران غارت زده ایم. که فرق بین راستگو و دروغگو را نمیدانیم!!! دوستان انتخابات نزدیکست، مراقب مغازه زرگری و رأی طلائی خودتان باشید. به زودی بازار وعدهای دروغین و نطقهای آتشین و سینه چاک کردن افساد طلبان برای دفاع از آزادی! و دفاع از حق زن! و حقوق شهروندی! وحتی دفاع از قاتل! وخائن! و وطن فروش! گرم میشود! 🔆مراقب تغییر رنگها ازسبز به بنفش! واز بنفش به مخملی! باشیم چراکه هیچ رنگی جز همرنگی با مردم و انقلابی بودن حقیقت ندارد.رنگ فقط رنگ خاکی لباس سرباز ولایت! رنگ فقط رنگ وصیت نامه سردار دلها!‌ : « والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.» ❗️جامعه نیازمند آگاهیست. مردم باید هوشیار باشند ما به کمتر از رضایت نمی‌دهیم.پس می شود مثل رجایی، رئیسی،بهشتی شد. نگیم آنها زمان اوایل انقلاب بودند، آقای شهید رئیسی حجت را بر همه تمام کرد و ثابت کرد که می شود رییس‌جمهور شد و شهید شد. 🇮🇷 ┄┅══┅┄
🌧در جمکران مانند باران حس بگیریم 🌼ردّی، نشانی از گل نرگس بگیریم 🌧همچون پِرِ پروانه ها اوجی بگیریم 🌼اینک سراغی از گل نرگس بگیریم 🍃اَلّلهُمَّـ عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَجَّ🍃 💚 لطفا دیگران رو هم به امام زمان وصل کنید🙏 💚 به کانال امام زمانی ها بپیوندید👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1910374405Cad65d1faab
🍃🖐 گمشدگان "خاک" اگر می فهمیدن که تا "افلاک"🌙 راهی نیست این همه سرگردانی نمیکشیدند! 💔 | | @jomalat_talaei_olama_shohada
وسیله نقلیه تو زندگی خیلی مهمه ها۱🌟 وسیله نقلیه شهدا هواپیما بود؛ اونم از نوع جت!🚀 خلبانش حضرت زهرا(س) و ائمه (ع) مبدا دنیای🌏کوچیک ما آدما مقصدش هم صاف تو بغل خدا🕊 مسافراش هم که شهدا! بلیطش ؟ معلومه دیگه! اخلاص....🌿 میشه سوار هواپیما شد اونمVIP پیاده یا ماشین ؟!🚘 @jomalat_talaei_olama_shohada
♦️‌سلام امام زمانم 🔹‌بی تو ای صاحب الزمان 🔹‌بی قرارم هر زمان 🔹‌از غم هجر تو من دل خسته ام 🔹‌هم چو مرغی بال و پر بشکسته ام 💚 لطفا دیگران رو هم به امام زمان وصل کنید🙏 💚 به کانال امام زمانی ها بپیوندید👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1910374405Cad65d1faab
امیرمومنان علیه‌ السلام به اصحاب خود فرمودند من دلم خیلی به حال‌ ابوذر می سوزد خدا رحمتش کند. اصحاب علت‌ را سوال کردند؟ مولا فرمودند آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت از ابوذر برای عثمان به خانه‌ی‌او رفتند چهار کیسه اشرفی به ابوذر دادند ، که با عثمان بیعت کند ابوذر خیلی‌ناراحت شد به آنها گفت شما دو توهین به‌ من کردید اول آنکه فکر کردید من‌علی فروشم و آمدید من‌ را بخرید دوم آنکه بی‌انصاف‌ها آیا ارزش‌مولا چهار کیسه‌اشرفی است؟ شما با این‌ چهار کیسه اشرفی می‌ خواهید من علی‌ فروش شوم؟ اگر تمام ثروت‌ های دنیا را هم جمع‌ کنید با یک‌ تار موی علی عوض نمی‌ کنم و آنها را بیرون کرد ... امیرالمومنین گریه می‌کرد و فرمود به‌ خدایی که جان علی در دست‌ اوست قسم، آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی آنها محکم بست سه‌ شبانه روز بود که خانواده‌ی او هیچ ‌نخورده بودند ... همراه ما باشید با جملات ناب 📄 @jomelatenab
🔻الا مسافر دنیا بیا که منتظریم یگانه یوسف زهرا بیا که منتظریم... 🔹بهار بی تو صفایی ندارد آقاجان بیا بهار دل ما بیا که منتظریم... 💚 لطفا دیگران رو هم به امام زمان وصل کنید🙏 💚 به کانال امام زمانی ها بپیوندید👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1910374405Cad65d1faab
ملاعلی همدانی رفت مشهد خدمت آقای نخودکی و به ایشان گفت مرا موعظه کن. آقای نخودکی گفت مرنج و مرنجان گفت خب مرنجانش که‌راحت است. کسی را نمیرنجانم ولی مرنج را چه کنم؟ جواب داد خودت را کسی ندان ... عیب کار ما این است که ما خود را کسی می‌دانیم تا کسی به ما می‌گوید بالای چشمت ابروست عصبانی می‌شویم. وقتی خود را کسی بدانیم ، از همه می رنجیم همراه ما باشید با جملات ناب 📄 @jomelatenab
فردی از اهل سنت ﺑﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﺍﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ پایین ﻣﯽ آﻣﺪ ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﯽ ﻏﻠﻮ می کنید، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﯾﺪﺍﻟﻠﻪ می گویید ﻋﻼﻣﻪ ﺍﻣﯿﻨﯽ فرمودند ﺍﮔﺮ ﻋُﻤَﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﮔﻔﺖﺳﺨﻦ ﻋُﻤﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺖ ﺍﺳﺖ ﻋﻼﻣﻪ امینی كتاب‌ ریاض النضره ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﺍی از آن ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ آﻥ ﺑﻮﺩ: ﺭﻭﺯﯼ شخصی مشغول ﻃﻮﺍﻑ ﮐﻌﺒﻪ بود ؛ و ﺩﺭ همین مکان مقدس ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻋﯽ ﮐﺮﺩ امیرالمومنین علی علیه‌ السلام ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﮐﺮﺩ او ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻧﺰﺩ ﻋﻤﺮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ برای او بیان کرد. ﻋُﻤَﺮ در پاسخ گفت: ﻗَﺪ ﺭَﺍﯼ ﻋَﯿﻦُ ﺍﻟﻠّﻪِ ﻭَ ﺿَﺮَﺏَ ﯾَﺪُ ﺍﻟﻠّﻪ همانا چشم‌خدا دید و دست‌ خدا زد رياض النضره ، جلد ۳ ، صفحه ۱۶۴ كنایه از اینكه: چشم علی علیه السلام آنچه میبیند خطا نمی‌ كند و دست علی علیه السّلام نیز جز در راه رضای خدا حركت نمی‌ نماید. همراه ما باشید با جملات ناب 📄 @jomelatenab
هدایت شده از حس مادرانه
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🖤یادی كنیم از ❤️مسافرانی که روزی 🖤در کنارمان بودند و اكنون ❤️فقط یاد و خاطرشان 🖤در دلمان باقیست ❤️با دعای خیر روحشان را شاد کنیم •••🍃🌺JOiN👇🏻 •••••••❥•  @hesemadar
هدایت شده از کوچه شهدا✔️
یک مدت می دیدم می آید و می رود. بچه ها خیلی تحویلش می گرفتند‌. نمی دانم چرا نپرسیدم این کی هست اصلا. همین طوری خوشم آمده بود ازش. گفتم برویم یک گپی بزنیم. با هم رفتیم توی سنگر فرماندهی. رفت چای آورد، چهار زانو نشست کنار من. دستم را گرفت توی دستش، از اصفهان و خانه شان و چایی های مادرش حرف زد. اصلا به نظرم نمی آمد فرمانده لشکر باشد. ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ "کوچه شهدا"💫 ╭┅─────────┅╮ @kooche_shohadaa ╰┅─────────┅╯
هدایت شده از کوچه شهدا✔️
حاج قاسم، جانباز ۷۰ درصد بود و به‌لحاظ قانونی، حق پرستاری به او تعلق می‌گرفت. اما وقتی کارت حق پرستاری برایش صادر شد، آن کارت را به همراه رمزش به من داد و گفت: یک ریال از موجودی این کارت، حق من نیست؛ ببرید بنیاد شهید، هرکس از خانواده شهدا آمد آنجا و معطل کرایه راه یا گرفتار پول دارو و درمان بود، از موجودی این کارت به او بدهید... راوی: مدیر کل سابق بنیاد شهید استان کرمان 💚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ "کوچه شهدا"💫 ╭┅─────────┅╮ @kooche_shohadaa ╰┅─────────┅╯