eitaa logo
فردای بدون من
124 دنبال‌کننده
9 عکس
3 ویدیو
0 فایل
محال عشق من و تو شبیه این باشد.. دو خط صاف که... در انتها بهم برسند #سماواتی
مشاهده در ایتا
دانلود
روزی که خاک پر شده از جهل بی امان روزی که‌ مانده ننگ به دامان این جهان روزی که از تمام جهان درد می‌چکید دستی سیاه حنجرخورشید می درید روزی که‌ صف کشیده هزار دیو بد نهاد در سینه‌شان بغض اُحد کینه و عناد روزی که‌آب مهریه‌ی مادرش حرام روزی که ننگ باد به مردان اهل شام آن روز پاره شد گلوی کودکی به تیر هم قطعه قطعه شد بدن نوجوان شیر الشمر جالسُ، نفس مادری گرفت بغضی عظیم حنجره ی خواهری گرفت از گوشه ایی ناله ی مادرشنیده شد آه از میان سینه ی خواهر کشیده شد اسبان رسیده اند کنون سمت قتلگاه تا بگذرند از بدن چاک چاک شاه افتاده بودخاک و ولی روی عرش بود از خون او دشت بلا رنگ و نقش بود افتاده بود و بر بدنش زخم بی شمار حالا سرش روی سر نیزه ای سوار @massima0
✋ سلام‌بر‌شما‌ای‌صاحب‌عزای‌محرم‌... مآگُم‌‌شُدِگآنـیم‌‌‌کِه‌اَندَرخَم‌دُنیآ؛ تَنهآهُنَرمآست‌کِه‌مَجنون‌حُسِینیم:)♥️ دورهم‌جمع‌شدیم‌برای‌یه‌قدم‌نزدیک‌تر شدن‌به‌آقای غریبمون... برای‌لحظه‌ای‌جدا‌شدن ازاین‌دنیای‌فانی‌ و‌رسیدن‌به‌آرامش... شمارا‌دعوت‌میکنم‌به‌‌ سرای‌دلتنگی؛ "در خیال تو"☘ مارا‌درایتا‌دنبال‌کنید‌.🤝 لینک عضویت درکانال؛👇👥 https://eitaa.com/dar_khial_to
🍃🌸🍃 مثل یک ترانه ی حزین و ماندگار مثل واژه واژه های تلخ انتظار مثل ثانیه اسیر ساعت و زمان مثل آینه. پر از خطوط ناگوار مثل پرسه در میان کوهسار و دشت مثل یک مسافر بدون کوله بار مثل افتاب صبح بر ستیغ کوه مثل ارزوی دیدن تو در بهار مثل ابی کبود رنگ اسمان مثل اشک های سرد و گرم روزگار مثل ها کشیدن نفس بروی دست مثل بغض کهنه در هجوم انفجار مثل شعله های سرکش خیال من مثل قاب عکس خالی ازحضور یار مثل انعکاس نور ماه روی اب مثل چرخش زمین به دور این مدار مثل شرم جان گرفته روی گونه ها مثل خاطرات عاشقان بیقرار میرسم به اخر غزل هنوز هم مانده حرفهای سالهای انتظار @massima0
باران اگر ببارد برشاخسار ت ای دوست یک باغ می شکوفد در هر بهارت ای دوست یک کهکشان زیبا داری میان چشمت چرخید صد ستاره بین مدارت ای دوست خورشید آسمان ها چرخیده ای و انگار امد پدید گویی لیل و نهارت ای دوست چون ذره ای معلق جا مانده در هوایت ای کاش تا بمانم گرد و غبارت ای دوست باقی نمانده از عمر،یک چند روز اما.. قلبم که تا ابد هست در اختیارت ای دوست @massima0
تو مقصدی و فقط بین ما چند قدم است تمام هول دلم آه...باز می رسم است؟ برای ان که به کویت مرا بخوانی باز دلم فقط به امید تو صاحب کرم است اگرچه لایق همسایگی نبوده ام اما دلم دوباره همین جا حوالی حرم است سلام دادم و چون موج سینه ام لرزید چقدر نام شما نزد عشق محترم است برای خاص شدن ها همیشه شرطی هست ارادت است که فرق عرب یا عجم است بخوان مرا که دلم بیقرار گنبد توست قرار صبح همین هفته در سپیده دم است...... @massima0
🌱◾️🌱 کم کم غروب حضرت کوثر شروع شد بابا گریست روضه ی مادر شروع شد دیگر برای درد دلش همدمی نداشت بانو که رفت غربت حیدر شروع شد این درد ها ی کوچه نشد عاقبت تمام در کربلا مصیبت دیگر شروع شد لرزید اسمان و زمین بعد فاجعه چون بوسه های تیر به پیکر شروع شد وقتی که عشق بر سر نیزه روانه شد دنیا رسید اخر و محشر شروع شد مادر که گریه کرد... ملایک گریستند ان لحظه که اسارت دختر شروع شد @massima0 🌱◾️🌱
......: شکسته سینه و پهلو شفا نمیخواهی "به جای شانه ی زینب عصا نمیخواهی ؟" ورم نشسته به دستت چقدر بی تابی برای دست شکسته دوا نمیخواهی؟ کمی مرهم تازه برای زخم دلت شفای درد خود از مرتضی نمیخواهی؟ بیا حدیث کسا را دوباره زمزمه کن علی نشسته کنارت عبا نمیخواهی؟ منم گدای همیشه  به آستان شما برای نوکری خود مرا نمیخواهی؟ هوای صحن و سرای حسین کرده دلم مگر که زائر کرب و بلا نمیخواهی؟ هزار و سیصد و اندی گذشته است مادر برای منتقمت جان فدا نمیخواهی؟ _سماواتی @massima0
کسی می آید و حسرت بر این دوران نمی‌ماند جهان تا انتها اینگونه هم ویران نمی ماند نمی ماند به دل ها رنج های بیشمار آنگه دگر بغضی میان سینه ها پنهان نمی ماند همین که میزند آینه لبخندی بروی صبح دگر رد سیاه شب به قلب و جان نمی ماند دگر ابری نخواهد شد برای چشم ها سایه وحتی قطره ای شبنم بر این مژگان نمی‌ماند گلستان می‌شود دنیا پر از آرامش و شادی برای باغبان دیگر غم گلدان نمی ماند بهار آرزو  آید تمام  کوچه ها  سبز است گمانم بیدِ پیرِ کوچه هم عریان نمی ماند ستاره می‌شود روشن  میان دامن شب‌ها غم مهتاب روی شانه ی کیهان  نمی‌ماند صدای مهربانی در مناره، منبر و محراب می‌پیچد دگر جایی برای خنده ی شیطان نمی‌ماند جهان حتما به سمت عشق خواهد رفت  میدانم دگر رازی از این هستی به ما پنهان نمی‌ماند @massima0
جز جز کهکشان گوید ماه در اوج اسمان گوید پهنه ی خاکِ بی کران گوید بحر و دریا که بی امان گوید مصطفی نیز از جنان گوید هیچکس مثل او غریب نبود شان او بود دختر طاها جلوه ماه در رخش پیدا سیرت و صورتش ملک آسا وز ملک برتر آمده زهرا ماه با ماه می‌شود همتا هیچکس مثل او غریب نبود وادی علم بود ودریا بود حضرت از جهل هم مبرا بود بی کران مثل اسمان ها بود زیر پایش اگر چه دنیا بود قسمتی از بهشت اعلا بود هیچکس مثل او غریب نبود دست او بود فاتح خیبر از همان دست داده انگشتر شاه شد در رکاب پیغمبر وحی آمد علی شده سرور دست مولا که رفت بالاتر دین ما نیز گشته کامل تر هیچکس مثل او غریب نبود دین حق در سقیفه شد پامال زیر پا رفت آیه اکمال مردمان یک به یک شده اغفال حق مولا که می‌شود اهمال خیر و شر رفت ورطه ی غربال هیچکس مثل او غریب نبود بعد از آن ماجرا به کوچه رسید کینه شان پرده ی حیا درید نسل در نسل شان سیاه و پلید شعله های ستم زبانه کشید مادری قامتش ز درد خمید زخم آن سینه راکسی که ندید هیچکس مثل او غریب نبود درد دارد که در شبی تنها سر برد در میان چاه مولا برترین مرد عالم و تنها عشق بی او نمی‌شود معنا هیچکس مثل او غریب نبود شیعه ی مرتضی علی هستم تا ابد دل به لطف او بستم منتظر تا که لحظه مرگم فرصت دیدنش دهد دستم هیچکس مثل او غریب نبود @massima0