خیلی وقتا شده
بیام محفل و
حال دلم خوب نباشه 💔
اما
با حرفای دلنشین خانوم شکوریان
حالم اساسی خوب شدههه 🥰😍
قدردان صحبت های دل انگیزتون هستیم
سرکار خانوم شکوریان عزیز ❤️
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
سیر نمیشیم از برنامه ها
منو دوستام پایه ثابت محفلیم
و اما تئاتر 🎭 امروز
دلم براتون بگه که
در مورد شهید مدافع حرمی بود که
یوسف محله شون بود ☺️
یه جوون خوش تیپ و خوش سیما
به نام بابک نوری هریس
آره منم مثل تو تا چهره ش رو دیدم
گفتم ایییین؟ بهش نمیاد! 😳😳
ولی راه شهدا رو ادامه داد
و رفت تا از حرم حضرت زینب سلام الله علیها
دفاع کنه ❤️
اینطوریه که
با علاقه ی زیاد برای مدافعان ثبت نام میکنه ولی
خانواده ش مخالفت میکنن
اما
سرباز مدافعی میاد و آقا بابک رو وساطت میکنه
تا ثبت نامش کنن و اجازه ی
صادر میشه که بعنوان مدافع حرم بره جنگ... 😊😊
که شهید میشه
حالا بعد از شهادتش تازه بقیه میفهمن که چه شخصیتی داشته
ظاهرش خلاف باطنش بوده.... 🥺🥺
دم شهادتش
✅میگه همیشه به حرف مادرش گوش میداده..
میدونی چی میخام بگم؟
هر چه داریم از دعای مادر است❤️
🖋نویسنده نمایش «در قاب عاشورا»
سرکار خانم پهلوان
🎭خادمیار تخصصی خانم غلامی
📷 خادمیار تخصصی خانم عروجی
#معصومانه
#دخترانه
#مجلس_عزای_حسینی
#محفل_دختران_بهشتی_حرم_مطهر
❀🍃 ⃟🖤❀❀🍃 ⃟🖤❀
https://eitaa.com/joinchat/3969187913C5562147d4c
🥀 قاسم داره میره سمت میدان
همچین که وارد شد
شروع کرد رجز خواندن،
من نوه ی علی ام✋
من نوه ی فاطمه ام✋
من پسر حسن ابن علی ام✋
جنگای نمایانی کرد خیلیارو به درک واصل کرد…
اما یه نانجیبی گفت داغش و به دل مادرش بزارید💔
یه وقت دیدن صدای اهل حرم بلند شد، قاسم رو دوره کردن،😭😭😭
همچین که افتاد صدا زد: عمو استخوان هام شکست، 😭😭
انقدر زیر دست و پا موند زیر سم های اسب ها،😭😭
حسین رسید بچه رو بغل گرفت،💔
تو مقاتل نوشتن وقتی میومد حسین سمت خیمه ،
پاهای قاسم رو زمین کشیده میشد😭
دوتا علت داشت
💔یا آنقد داغ سنگین بود حسین با قد خمیده برگشت سمت خیمه
💔یا آنقد بدن زیر سم اسب ها…
به یادگار کریم اهل بیت
از سویدای دلت بگو
یا حسین علیه السلام😭
ممنون از نوای گرم مداح عزیزمون
خانوم دهقان
📷خادمیار تخصصی خانم عروجی
#معصومانه
#دخترانه
#مجلس_عزای_حسینی
#محفل_دختران_بهشتی_حرم_مطهر
❀🍃 ⃟🖤❀❀🍃 ⃟🖤❀
https://eitaa.com/joinchat/3969187913C5562147d4c