✳️ #عراق_بزرگ_امیدمقاومت
سعدالله زارعی
«عراق» یک نقطه کانونی در تحولات منطقهای و به خصوص در منطقه عربی است. اگر به وضع 22 کشور عربی نگاه بیندازیم، عراق را به نسبت بقیه در «وضعیت ویژه» میبینیم. کشوری که از نظر سیاسی «دموکراتیکترین»، از نظر اقتصادی «پویاترین»، از نظر فرهنگی «الهامبخشترین»، از نظر تمدنی «دیرپاترین» و از نظر آمار نخبگان سیاسی و فرهنگی « بیشترین» است. به همین دلیل تحولات درونی عراق بیش از هر کشور دیگر بر محیط عربی اثرگذار است. پس عراق برای اینکه به عنوان اولین کشور عرب شناخته شود، از ظرفیت لازم برخوردار است. در این میان قدرتهای بیگانهای که نمیخواهند در کشورهای عرب، قدرت قابل ملاحظهای وجود داشته باشد تا در برابر آنان قد علم کند، تلاش زیادی به خرج میدهند تا عراق هم مثل کشور مصر مضمحل شده و از دور خارج شود. درخصوص این موضوع، نکتههایی وجود دارد:
1- کشورهای عربی در این 100 سال به ندرت «قائمه»ای داشتهاند. مصر در برههای کوتاه در حدفاصل اوایل دهه 1330 تا اول دهه 1350 نقش رهبریکننده، انسجامبخش و پیشرو کشورهای عربی ایفا کرد و توانست از اعراب، قدرتی فراهم کند. آزادسازی کانال سوئز، براندازی رژیم سلطنتی وابسته به انگلیس، شکلدهی به جنبش عدمتعهد، مقابله با اشغال فلسطین، شکلدهی به ارتش بزرگ، راهاندازی یک جنبش عربی، تأسیس نظام جمهوری و مقابله با نفوذ غرب در کشورهای عربی، به مصر یک هویت کانونی داد و به کشورهای عربی نیز هویت بخشید. با مرگ «جمال عبدالناصر»، شیرازه جنبشی که به راهانداخته بود، از هم گسست و امروز از این جنبش و افتخارات آن فقط نامی و یادی باقی مانده است. خود مصر امروز به طور مطلق به حاشیه رفته و گرفتار انواعی از حوادث است. آن مصر جمهوری و دموکرات، امروز و البته 50 سال است با سرنیزه نظامیان اداره میشود، سادات، مبارک و سیسی به غرب وابسته شدند و اهمیت به مردم مصر ندادند و با دیکتاتوری بر آنان حکومت کردند. مصر پیشتاز در نهضت غربزدایی از حوزه عربی و مصر خطمقدم مبارزه با اشغال فلسطین امروز به مصر تحقیر شده، وابسته، آلوده و منزوی تبدیل شده است به گونهای که در هر ده سال هم یک خبر قابل ملاحظه از آن به گوش کسی نمیرسد. سایر کشورها -نظیر عربستان، سودان و الجزایر- که میتوانند قدرتی باشند، هم هر کدام به وضعی اسفناکتر از مصر گرفتار شدهاند. در اینجا سوگمندانه باید گفت غرب در انهدام کشورهای عربی خیلی موفق عمل کرده است. اما البته از آن طرف در جان ملتهای عربی هنوز امیدی شعله میزند و از اینرو به پیامهایی که به «تغییر وضع موجود» فرامیخوانند، واکنش مثبت نشان میدهند. این پیامها گاهی صادقانهاند نظیر آنچه به بیداری اسلامی یا بهار عربی موسوم گردید و گاهی هم پیامهایی کاذبند نظیر آنچه به نام احیای خلافت عربی در پروژهای غربی -تکفیری مطرح گردید. پس در میان ملتهای عرب هنوز امید به پیدایی یک «منجی عربی» وجود دارد.
ادامه مطلب 👇