تو آنقدر خوبی که میخواهم خدایی که تو را آفریده ببوسم. راستی گفتی خدایت کجاست؟
نزدیک رگ گردنت؟
پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفانخیز، بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم؛ بادبان برچینم؛ پارو وا نهم؛ سُکان رها کنم؛ به خلوت لنگرگاهت در آیم
و در کنارت پهلو گیرم آغوشت را بازیابم.
استواری امن زمین را زیر پای خویش.
-مارگوت بیکل
آن پاسخهای بیرحمانه را فراموش نکن.
آن پاسخهای بیرحمانه را فراموش نکن.
آن پاسخهای بیرحمانه را فراموش نکن.