eitaa logo
متروکه.
1.2هزار دنبال‌کننده
666 عکس
152 ویدیو
16 فایل
مقصد بهانه بود، سفر جز مسیر نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ـــ🌱 چه اتفاقاتی رو پشت سر گذاشتیم.. چقدر سال عجیبی بود.. چقدر بزرگتر شدیم، چقدر پخته‌تر شدیم.. چقدر دیر گذشت اما همونقدر سریع ازشون رد شدیم. چطور گذشت؟ چطور اینهمه اتفاق ممکنه توی یکسال افتاده باشه؟ نمیتونم بگم سال بدی بود، با اینکه خیلی اتفاقات تلخی افتاد.. شاید این اتفاقات بود که باعث وصل شدن دلهامون شد به هم.. اما نمیتونمم بگم که سال خوبی بود.. امسال هم منجی‌مون نیومد.. چه آیه‌هایی که نسوختن، چه مسجدهایی که حرمتشون شکسته نشد، چه انسان‌های بزرگی رو که از دست ندادیم.. چه دخترکان مظلومی که بی گناه کشته نشدن.. چه چیزهایی بود که ندیدیم و نشنیدیم.. چه خون دلهایی که نخوردیم.. چه وقتایی که تو تنهایی فکر نکردیم تهه دنیا رسیده.. گذشت.. نمیخوام خوبی‌هارو نگه دارم و بدی‌هاشو فراموش کنم.. میخوام با تمام خاطرات خوب و بدش توی خاطرم و تهه دلم تمامشونو نگه دارم تا هیچ‌وقت فراموشم نشه چه کسانی بودن که واقعا بودن؛ چه کسانی که نیستن اما جاودانه‌ان تا همیشه توی قلب تک تکمون.. و چه کسانی‌ هم بودن که خودشون خواستن هیچ وقت متوجه نشن و چشماشون رو روی هر حقیقتی ببندن تا اینطوری دنیای مادیِ بی‌دردسرتری داشته باشن.. دعا میکنم سال جدید سال ظهور حضرت مهدیِ منتظر؏ باشه.. که حتی تاحالا اندازه‌ی یک لیوان آب تشنه‌ی ظهورش نبودیم تا بیاد..
اللهم عجل لولیک الفرج
هدایت شده از قم آنلاین
دعوت محسن چاوشی از مردم برای بازسازی مدارس آسیب دید: باهم می‌سازیم؛ برای فرزندان عزیز ایران بسم‌الله... @Qomonline /قم‌آنلاین
سال‌ها بعد که مشتی خاک سرزمینت شدی، باران که میزند، بویی به مشام خواهد رسید. کاش بوی عشق به وطن بلند شود، نه خیانت و ذلت..
بسوز ای سعیِ باطل، پرچم ایران نمی‌سوزد!
اللهم عجل لولیک الفرج
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راستشو بخوای دلم که نه.. جانم برات تنگ میشه..
.
هدایت شده از ᗪᖇᗴᗩᗰ •
از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید ، پاکتی سیگار گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور ؛ احتمال گریستن ما بسیار است. در برابر چشم های آسمان ابر را ، در برابر چشم های ابر باد را ، در برابر چشم های باد باران را ، در برابر چشم های باران خاک را دزدیدند؛ و سر انجام در برابر همه چشم ها دو چشم زنده را ، زنده به گور کردند ! ما همه ، از حضور دیگری آمده ایم . آمده‌ایم از حوالی اُمید و آدمی آوازی بشنویم و برویم؛ نرفتیم هم . . نرفتیم مهم همین حوالی اُمید و آدمی‌ست ! زمین سومین سیاره نزدیک به خورشید است. من آخرین مسافر بازمانده از آن منزل می‌کشان پس . . نشانی تو کجاست؟ اگر عشق آخرین عبادت ما نیست ، پس آمده ایم اینجا برای کدام درد بی شفا شعر بخوانیم و باز به خانه بازگردیم؟! هنوز هم هرکجا که ظلمت از وحشت واژه زاده می‌شود، کافی‌ست رخسار آرام تو را به یاد آورم؛ راه روشن خواهد شد آرامش به خانه باز خواهد گشت و کلمات به یاری‌اَم می‌آیند. باید چمدانم را ببندم راه بیفتم و بروم و می‌رَوَم. اما به درگاه نرسیده از خود می‌پرسم کجا؟ . . کجا را دارم ؟ کجا بروم . . می‌ترسم ! مضطربم‌؛ و با آنکه می‌ترسم و مضطربم باز با تو تا آخر دنیا هستم. می‌آیم کنار گفتگویی ساده تمام رویاهایت را بیدار می‌کنم و آهسته زیر لب می‌گویم : برایت آب آورده‌ام تشنه نیستی؟ . .