چه ها با جان خود دور از رخ جانانِ خود کردم.
مگر دشمن کند اینها که من با جانِ خود کردم.
طبیبم گفت : درمانی ندارد دردِ مهجوری.
غلط میگفت؛خود را کُشتمُ درمانِ خود کردم . . !(:
- منچهکردمکهزِوصلِتوجُدااُفتادم؟
جُرمَمایندانکهزِجاندوستتَرَتمیدارم !