هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵
_آقا شما پدر منو ندیدید؟
+پدرت کیه پسرم؟
_اونکه هرشب برامون غذا میاورد و باهامون بازی میکرد.
+پسرم اون دیگر نمیاید
_نه او باید بیاید خبر خوشی برایش دارم
+چه خبری؟!
_خبر مرگ علی
میدونم خوشحال میشه
هر شب من و مادرم و او نفرینش میکردیم ...
+او نفرین میکرد؟؟؟
_آری !
میگفت خدایا مرگ علی را برسان...💔
#آخبابایمظلومم
مأوایِ او ؛
مولایِ من .. #باباعلی
تمامِ دلخوشی زندگی من این است
که وقت مرگ بیایی و مرگ شیرین است ..
#باباعلی
-یهاهلِدلیمیگفت:
وقتهاییکه قفسهیِسینتازحجمِکلماتو غمودردگرفتہوحرفی
برایِگفتننداشتی،
بگو:
«یٰامَنْیَعْلَمُضَمیرَالصّٰامِتینَ» ایکسیکهازحالِدلِمنِساکتخبرداری..:)