eitaa logo
مأوآ...
1.1هزار دنبال‌کننده
60 عکس
39 ویدیو
1 فایل
بسم ربِّ الحسین اینجا؟! به خواستِ دل، حرفِ دل میزنیم شاید که به دل بشینه...:) می‌شنومتون...:) https://abzarek.ir/service-p/msg/3534724
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‌‌‌ " 2427 "‌‌‌‌‌...؟! این عدد رو اینروزا زیاد دیدیم و شنیدیم؛ و احتمالا بعضیامون حتی حال کامل خوندنشم نداشتیم. ولی پیشنهاد میکنم بخونید! بار ها بخونید، یکی یکی بخونید، نفس به نفس بخونید، قطره قطره خون بخونید، چشم چشم انتظار بخونید، دل دل نگرانی بخونید، لحظه لحظه درد بخونید، این تعدادِ شهداییِ که ما تو دو روز، فقط تو دو روز! تو خاکِ خودمون، کفِ خیابونایِ خودمون دادیم...💔 پشت هر رقم این عدد یه جوونه، یه مادرِ، یه همسرِ، یه پدره، یه تازه دامادِ، یه دردونه‌ی سه ساله‌س... پشت هر یدونه عددِ این رقم؛ یه مادری چشم انتظار نشسته، یه پدری کمر خم کرده، یه نوزادی همزمانِ شهادتِ پدر چشم به جهان و بیرحمیش باز کرده، یه تازه‌عروس سیاه پوش شده، یه بچه‌ای بی‌قرارِ جایِ خالیِ مادر شده. این عدد ابدا عدد کمی نیست که ازش راحت بگذریم... مبادا یه وقت یادمون بره چیشد و چی‌گذشت! مبادا دِینمون به این خون‌ها و نفس‌های بی نفس شده رو یادمون بره! مبادا چشم انتظاری مادراشونو یادمون بره! مردم... مبادا این‌روزها رو یادمون بره...!
‌‌‌ ‌سلام بر آنان كه؛ بدون هيچ نسبت خوني در حضورشان امنيت مطلق داريم...:)
‌‌‌‌ هی سر به سر غیرت ما مگذارید... ما خشم کنیم سفره‌تان برچیدست
به اومدن کسی که ولادتش نزدیکه... اما این چشم ها لایق دیدارش نشده... داشتم به ولادت آقایی فکر میکردم که بخاطر غفلت من،ظهورش دیر شده...و تو انتظار و منتظر بودن نابلدم...بی معرفتم... به آماده نبودن این دل فکر میکردم... به آقایی فکر میکردم که برای گناهان من دلش می‌شکنه و چشماش بارونی میشه اما به قدری مهربونه که بازم برای منه روسیاه دعا میکنه... مهدی جان ببخش که متوجه حضور شما تو زندگیم نبودم...ببخش که بجای اینکه خوش‌حالت کنم همیشه رنجوندمت... مهدی جان ازت ممنونم که همه ی بدی هام رو دیدی و منو رها نکردی و هنوز کنارمی... آقای من،میدونی اینو چجوری فهمیدم؟؟چون اسمت تو ذهن من جاریه و ممنونم که اجازه دادی تا منم یکی از عاشقانتون باشم...گرچه رسم عاشقی رو بلد نیستم... خداروشکر که خدا تورو به قلب من هدیه داد تا بفهمم هرچقدر که دنیا پر از غم باشه،همینکه می‌دونم شما نزدیک منی و تو همین جهان و همین حوالی هستی و نفس میکشی،دنیا با حضورت برام جای قشنگی میشه....حتی اگر من با این چشمها نبینمت،تو نظاره گر منی...
تفکر ...! بیان همهمه خاموش ذهنم را چگونه شرح دهم تا اندکی جدال ها را نشان دهد ؟ تفکر جدال تن با روح ...! جدالی برای موجودیت خود جدالی که هیچ کس از بودنش آگاه نیست ..(: در این ره معبود کمک رسانمان باشد و بس ...(: تمنای کمک معبود را طلب میکنم ...! ز.خ
در سر جنگ های زیادی موجود است و تنها قربانی این جنگ روح من است ....! ز.خ
قلب اش در آن تخت سفید رنگ آرامیده است و روحش آشفته بازاری بیش نیست تمنای باز کردن آن مروارید ها را از معبود می‌کند..! قلبش با سخنان بدون تفکر گرفته است در این آشفتگی ها نثار عزیزش ناسزا روانه می‌شود همان عزیزی که امنیت را برایشان فراهم کرد همان عزیزی که ....(: و همه ما شرمنده ایم ...(: ز.خ
‌‌‌‌‌‌ به هر دو عالم کسی نباشد برای من آشناتر از تو آقایِ امام حسین...:)
لَیْتَ شِعْرِی أیْنَ اسْتَقَرِّتْ بِكَ النِّویٰ .. کاش می‌دانستم اکنون کجا اقامت داری! فرازی از دعای ندبه ‌‌
‌‌‌ و اما، امان از شب...:)
‌‌‌‌ خدا دید خلق علی برکت است علی،علی،علی،علی مکرر آفرید!🤍
‌ حتی شنیدن نام امام علی"ع" دشمن را عصبی می‌کرد، دوست نداشتند کسی‌ فرزندش را علی بنامد، اما امام حسین"ع" نام تمام پسرانش را علی گذاشت و فرمود: اگر براى من صد پسر متولد شود دوست دارم نام آنان را على بگذارم.