شـاید نویسنده:)
تو میتوانستی گلویم را با تیزی بِبُری
و من بابت خونی شدن دست هایت
معذرت بخواهم!
شـاید نویسنده:)
تو میتوانستی گلویم را با تیزی بِبُری و من بابت خونی شدن دست هایت معذرت بخواهم!
او داشت گور تورا میکند و
تو نگران خسته شدن دستهایش بودی!
تو زندگی بابت چیزهایی که خودت
تو کســـب کــردنش نقشی نداشـتی
[مثلمدلِچشم،بینی،قد،لحجهو ...]
نه بنــاز ؛ نه بنــال ...!
#میم
@*
برام یه پشیمونی بنویسید؛
که اگه اون اتفاق نمیوفتاد ،
الان این شکلی نبودید!
[بدترین پشیمونی که یادتون مونده]
*ویدیو درست میشه*
شـاید نویسنده:)
@* برام یه پشیمونی بنویسید؛ که اگه اون اتفاق نمیوفتاد ، الان این شکلی نبودید! [بدترین پشیمونی که یاد
البته بگم
یه سری پشیمونی ها هستن که باعث درس میشن؛
مثلا من اگه هیچوقت اونهمه اشتباه رو نمیکردم هیچوقت اینجا نبودم..
شـاید نویسنده:)
@* برام یه پشیمونی بنویسید؛ که اگه اون اتفاق نمیوفتاد ، الان این شکلی نبودید! [بدترین پشیمونی که یاد
مال خودمم بین ناشناس مینویسم..