خانم / آقای درچیدا که پروفایلتون اینه و بیتون: "من از مصاحبت آفتاب میآیم ؛ کجاست سایه ؟!"
امیدوارم آفتاب زندگیتون طلوع کنه و دوباره جوونه بزنید..شبتون بخیر..توحید قبل خواب فراموش نشه
شـاید نویسنده:)
برای تو که معمولی نبودی، و من پس از تو ؛ دگر معمولی نخواهم بود! دلم برات تنگ شد:)¹¹
عزیزم؛
درسته خیلی دوست دارم،
ولی به محض شنیدن صدای تحویل سال،
تورو توی ۱۴۰۴ به عنوان یکی از بهترین خاطره هام جا میزارم
و فقط به نیکی ازت یاد میکنم!
و این اخرین دلم برات تنگ میشه اینجاعه:)¹²
امسال اینجا هرچند اوایل کمتر ولی هرچی بیشار گذشت اینجا
بیشتر شبیه شاید نویسنده شد؛
جایی که من حرف زدم و شما شنیدید
شما حرف زدین من گوش دادم:)
هرچی هم که بشه اینجا تا همیشه کلبه من باقی میمونه
هرچند یه سری "از خدا بی خبر" گاهی باعث میشن اینجا برام امن نباشه ولی وجود ممبر های مهربونی که
جزئیات من رو یادشون میمونه،
احساساتشون رو بیان میکنن
و نوشته های من رو میخونن
و حمایتم میکنن،
باعث میشه بفهمم هنوز شاید نویسنده کلبه امن من هست و هرچی هم که بشه تهش اینجا میتونم بیام
و حرف بزنم حتی اگه از همه جهان بریده باشم؛
یادمه
اولین بار که اینجا رو تاسیس کردم
هیچکس فکر نمیکرد من انقدر خوب شنیده شم، والان ۴۵۵+ نفر اینجا هستن که عضون فقط ؛ "بماند اون لف ها و آدمهایی که اومدن و رفتن "
خلاصه بگم،
دمتون گرم هستین و حمایتم میکنید:)
براتون سالی خوش آرزومندم
سالی با نشاط ولبخند و البته اندوه کمتر
و امیدوارم روشنایی رو تو تاریک ترین لحظات هم پیدا کنید.
عیدتون مبارک عزیز دلای ننجون
و هم کلبه ای های شاید نویسنده🤍🫂
شـاید نویسنده:)
امسال اینجا هرچند اوایل کمتر ولی هرچی بیشار گذشت اینجا بیشتر شبیه شاید نویسنده شد؛ جایی که من حرف زد
جای آقا سید علی هم تو قاب خالیه:)