#پاراگراف
۶۵_ قاتل من
همه این ادمهای اطرافت که به قتل رسیدن؛
نمیدونستن تو اونی هستی که هرشب کابوسش
رو میبینن!
اما در لحظه که همشون میفهمیدن تو همون ادمی،
ازت فاصله گرفتن
و در تلاش بودن که قانعت کنن نکشیشون
تا یکم اجل دیر تر برسه!
اما من اینجا وایستادم و منتظرم،
با وجود اینکه بیشتر از هرکدومشون مطمعنم
که تو قراره من رو از این دنیا رها کنی
البته به روش خودت؛
مثل یک اجل معلق زمینی!
من اینجا وایستادم
برای اینکه میخوام زودتر اجلم برسه،
ولی تو دست به کشتن من نمیزنی ، چرا؟
چون ادمها در تلاشن کاری رو کنن که برخلاف میل ادمهای دیگست!
کار راحتیه،
نکنه میخوای بگی تو کشتن من رو بلد نیستی!؟
_سیده زهرا موسوی
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۶۵_ قاتل من همه این ادمهای اطرافت که به قتل رسیدن؛ نمیدونستن تو اونی هستی که هرشب کابوسش
بگو قاتل زنجیره ای عاشقته
بدون اینکه مستقیم بگی:
هدایت شده از جانان :)
میگه آزادی نداریم؛
اونوقت توی تجمعات شبانه که
کل خیابون رو انقلابیون دربر گرفتن،
راحت بدون هیچ استرس یا ترسی
بدون روسری تردد میکنه!
حالا زمانی که اینا تو خیابون بودن،
اگه یه چادری میونشون تردد میکرد
معلوم نبود برگرده خونه یانه..
آره آزادی چیزیه که ما ازش دم میزنیم
نه شما..!
شـاید نویسنده:)
خب دور سرتو بگردم من:)
امروز هم تیمی هام دور تا دور زمین با توپ پشت هم به صورت صف حرکت میکردن و ما گلرها وسط زمین وایستاده بودیم؛
دقیقا همین شکلی دورت میگردم:)✨
حقیقتا شیفته روزاییم که همه کارام رو طبق لیست دقیق انجام میدم و البته تو روزم هم درس خوندن دارم، هم کمک به مامان ، هم خوندن زبان، هم باشگاه، هم نویسندگی، هم تمیز بودن
و این شکلیم🤌🏼🤌🏼
من از هیچ مکتبی پیروی نمیکنم،
از هیچ استادی چاپلوسی نمیکنم،
دیوانه ای هستم که قایقم را خودم هدایت میکنم.
-گوته-