eitaa logo
شـاید‌ نویسنده:)
543 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
376 ویدیو
9 فایل
[این منم بخشی از خودم که اینجا نشونش میدم☁️⚽️] _شیعه علی ابن ابیطالب:) کپی متون؟ از دل برآمده را کجایش میبرید؟ جوانه زدن؟دوم سومین ماه پاییز هزار چهارصد دو ناشناس:https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341
مشاهده در ایتا
دانلود
_چیشد عاشقش شدی؟ +فقط به چشاش نگاه کردم...
Love is different,please save me! عشق متفاوته،لطفا نجاتم بدید!
هر سال برای نزدیک شدن به سالروز میلادم خیلی لحظه شماری میکردم اما امسال، دیگه اون ذوق رو ندارم...
۱۴۰۲ سال خیلی خوبی بود من رو بزرگ کرد...
ناگهان چقدر زود دیر میشود! _قیصر امین پور
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+اگه همه ولم کنن تو دوست داری با من بمونی؟ _من:
شـاید‌ نویسنده:)
+اگه همه ولم کنن تو دوست داری با من بمونی؟ _من:
ولی این ویدیو رو هرچی میبینم برام تکراری نمیشه...
گاهی وقتا روشنایی زندگی ما تو یه چیز بزرگه ولی ما کوچیکترشو ارزو کردیم...
یه سختی برای هر ادم میتونه متفاوت باشه...
۲۳_پیامی از طرف یک ناشناس! امروز طبق عادت هر روزم بعد از خماری اشک دیشب که حالا صبح شده بود گوشی بی‌انتها و خبرهای تمام نشدنی‌ام را چک کردم. در همین گام بودم که پیامی را که  نوتیفش برای چشمان اول صبح ام زیادی می‌درخشید و برق می‌زد را باز کردم! پیام از شماره‌ای ناشناس بود! شماره‌اش حتی برای من آشنا نیز نبود؛ در آن پیام نوشته بود: _ سلام جان من:) خوبی؟ کجایی؟... آنقدر متعجب شدم که هیچ حواسم نبود ادامه پیام را بخوانم. کلمه جان من کنار سلام آنقدر برایم عجیب آمد که کعنهو هنوز در خواب دیشب غرق شده باشم! دستی بر روی صورتم کشیدم تا اطمینان حاصل کنم زنده ام! نفس عمیقی کشیدم! گوشی را دوباره در دست گرفتم از جان من به هر سختی بود گذشتم اما به راستی نمی‌شود از خوبی و کجایی گذر کنم... یعنی یک نفر بعد از مدت‌ها حال من را جویا شده بود؟ منی که حال این روزهایم به تلخی دیشبم بود و به تاریکی شب تارم چه باید می‌گفتم در جواب؟ به هر حال انسان‌ها کلمه خوبی را می‌پرسند تا بی‌شک جواب خوبند را بشنوند... چه بگویم؟ پس کلماتی را با دستان سرد یخ کرده‌ام نوشتم: +خوپم آنقدر متحیر بودم که هیچ حواسم نبود که لفظ خوبم را خوپم نوشته ام. حالا باید به بخش دوم پیام که نوشته بود کجایی پاسخ می‌دادم چه باید می‌گفتم در خانه یا در کنج اتاق یا در زیر اقیانوس افکار؟ لحظه ای به حالم تامل کردم برایم دردی به همراه لبخند داشت پس از مدت‌ها کسی حالم را جویا شد و خواست بداند من کجا می‌توانم باشم! دلم نمی‌خواست کسی را که احوال دم صبح خوب به من هدیه کرده است را بی‌جواب بگذارم پس نوشتم: +در خانه‌ای کنج اتاق در ژرف اقیانوس افکارم! و سپس پیام را نیز ارسال کردم. از صفحه میخواستم برگردم که در یک ان پیامی دیگر که پس از پیام کجایی امده بود چشمانم را غافلگیر کرد؛ هیچ حواسم نبود که علاوه بر جویا شدن حالم پیامی دیگر نیز او ارسال کرده است برایم در آن پیام نوشته بود: _معذرت می‌خوام اشتباه فرستادم. "_سیده زهرا موسوی🌱"