هدایت شده از انجمنِویرانهها.
روزهایی که توانِ مکتوبکردن ندارم؛ باید نگرانم شد.
فهمیدم کدوم پارگراف رو بزارم...
این پاراگراف رو من ننوشتم
خواهرم نوشته
و از اونجایی که همیشه حامی من بوده تو تموم مراحل نویسنده شدنم
دوست دارم پاراگرافی رو که برای تولدم نوشته رو براتون بزارم تا شاید
جبرانی باشه برای حمایت هاش...
#پاراگراف
۲۴_میلاد تو:)
و قلم و کلمات ناتوانند در بیان احساس من به تو ...
تو همیشــــه هستی حتی زمــان هایی که نبودم حتی
زمان هایی که نبودی!
میدانم اگر نباشم اگر بد باشم اگر از همه عالــم بریـده
باشم تو با آن روحیهی گاها کودکانه و گاها بزرگسالانه
کنــج اتاقــــت نشســته ای و آغوشـــت برای اشــــک و
لبخند های من باز است.
و من هر بار همچـــو باتری های شــارژ شده موبایل از
کنارت میروم تا باری دیگر که دوباره و دوباره اخـطار
اتمام باتری ام به فغان درآید نزدتت باز گردم!
اما تو همیشــــه بودی هستی و خواهــی بود!
و باید به خود افتخــار کنی که شانه های کوچـکت در
روزهای بی کسی و تنهـــایی و غمم تکیـه گاه محکمی
بود برایم ...
آنقـــدر که با خود میگفتم در این جهان که هیچــکس
زبانت را نمیفهمد پیدا کردن کسی که بفهمــــد تو چـه
میگــــویی و چــه میخـواهی، نعمـــت بزرگــی است!
حال وقـت آن رسیده که بابت تمام لحظات سخــت و
جـــان فرســا ، شادی و شعـــف ، امیـــد و نا امیـــدی،
حتی روزمرگی ها ؛ که تو در کنارم بودی تشــــکر لازم
را به عمل آورم :
سپـــاس ای زیبــــاترین مـــن 🥹🫂✨️
و میلادت مبارک ای تنها شنوای مگوهای قلبم :)
[ ســوماردیبهشتماه هزاروچهارصدوسه شمسی ]
📝 mousavi.213
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۲۴_میلاد تو:) و قلم و کلمات ناتوانند در بیان احساس من به تو ... تو همیشــــه هستی حتی زمــ
دوستان موقع خوندنش برای اولین بار
اشکام یه جوری میچکید که نگم...
میدونم از من بهتر مینویسه:)))
پ.ن:تولدم ۳ اردیبهشته امروز نیست🌱
پ.ن تر:خواهرم از من بزرگ تره🤝
میخوام از تکتک لحظاتم لذت ببرم و ازاین لذتم اگاه باشم:))
-جودیابوت
اینکه ما شبیه همسن سالامون نباشیم
کتاب بخونیم
تلاش کنیم
تو این سن دنبال پارتنر نباشیم
پدرمادرمون رو دوست داشته باشیم و
از خط قرمزاشون رد نشیم
دلیلش این نیست عقب مونده ایم
دلیلش اینه درست زندگی کردیم🕶