https://eitaa.com/maybe_writer2
تو این کانال میتونید تقدیمی هاتون رو ببینید!
گوشه از اتاق سکنا گزید و سپس کلماتی بر زبانش جاری شد:
_من هیچوقت زندگی نکردم!
من یکبار این لحظات را تجربه کرده بودم و
از دستش دادم!
حالا دوباره این لحظات تکرار میشد...
من همیشه اولین کسی بودم که
حال بدتون رو میفهمیدم و تلاش برای بهتر شدنش میکردم
اما وقتی من حالم بد بود
کسی توقع نداشت که من حالم بد باشه!