شاید زیبا ~
بیاین تصور کنیم من خوابم نمیاد و رفتم سر جلسه امتحان، امتحانم رو عالی دادم و دارم میرم خونه فاطمه ای
با این دست درد چجوری میخوام بنویسم؟!
شاید زیبا ~
بیاین تصور کنیم من خوابم نمیاد و رفتم سر جلسه امتحان، امتحانم رو عالی دادم و دارم میرم خونه فاطمه ای
رفتم پیش فاطمه.
کل زمانی که اونجا بودم ، من اونو میزدم اون منو میزد :))))
شاید زیبا ~
رفتم پیش فاطمه. کل زمانی که اونجا بودم ، من اونو میزدم اون منو میزد :))))
دستم بوی ادکلن فاطمه رو گرفته😔😂
شاید زیبا ~
رفتم پیش فاطمه. کل زمانی که اونجا بودم ، من اونو میزدم اون منو میزد :))))
خیلی عادی وایساده بودم داشتم مقنعه ام رو درست میکردم
یدفعه تعادل رو از دست دادم افتادم 😭🤣🤣
الان که فکر میکنم میبینم نه دوست کسیام، نه دشمن کسی و نه محبوب کسی. تقریبا هیچ نوع رابطهای با انسانها ندارم.
هی میام با یکی حرفی بزنم
میرم که پیام بدم پشیمون میشم .
همش به خودم میگم کهچی الان به اون چه ربطی داره تو چه درد و مرضی داری .💆🏻♀
شاید زیبا ~
الان که فکر میکنم میبینم نه دوست کسیام، نه دشمن کسی و نه محبوب کسی. تقریبا هیچ نوع رابطهای با انسا
بخدا این سه تا دوست صمیمی ام که دارم کلی هنر کردم :)