eitaa logo
شاید‌ زیبا ~
298 دنبال‌کننده
707 عکس
154 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
من میخواستم برم بیرون ولی خب به هرکی گفتم داشتن درس میخوندن( اصلا هم با عسل نیستم)فاطمه هم با مبینا کلاس بود .
دقیقا زمانی که میخواستم حاضر بشم فاطمه زنگ زد که بیا بریم یچیز بخوریم
اصلا شماها نمیدونید چقدر خوشحال شدم 😭🤣
هدایت شده از -NoteBook
بعد از کلاس کاملا یهویی تصمیم گرفتیم بریم بیرون بگردیم و یه چیز بخریم بخوریم به هستی هم زنگ زدیم و خلاصه سه تایی رفتیم بیرون
هدایت شده از -NoteBook
رفتیم یه جا نشستیم منو فاطمه اسنک سفارش دادیم هستی هم سالاد سزار😔😂
هدایت شده از -NoteBook
💗👾
هدایت شده از -NoteBook
آره خلاصه بعدش پاشدیم قدم زدیم یکم و سمت خونه فاطمه اینا داشتیم میرفتیم که بعدش برگردیم خونه
هدایت شده از -NoteBook
بعد که رسیدیم سر خیابونشون ، منو هستی از فاطمه خدافظی کردیم و فاطمه رفت بعد از اینکه فاطمه رفت یه سری اتفاقای هیجان انگیز افتاد که اینجا قابل گفتن نیست😭😂😂
هدایت شده از -NoteBook
و تا اون اتفاق افتاد منو هستی اینجوری بودیم : الان بدویم بریم پیش فاطمه خبر بدیم یا زنگ بزنیم؟ و کاملا با حالت هول طور دویدیم پیش فاطمه و اون اتفاقو تعریف کردیم و حس میکنم خیلی ضایع هم بودیم حتی🤣