آروم آروم خراب میشه
مثل پوسیده شدن در اثر زمان
من در سکوت ایستاده و منتظر روز های بدتریه تا زمانش برسه و فریاد بزنه، همه چیز رو این دفعه به میل خودش خراب کنه تا دیگه چیزی اذیتش نکنه..
یادتونه همیشه توی اسباب بازیای پزشکی بچگیمون یه سری چیزا بود که هیچ وقت نمیفهمیدیم چی ان و یه کاربرد الکی براش میساختیم تا بیکار نمونه و تو بازیمون باشه؟
حافظه ی من خیلی عجیبه
یه چیزایی رو بدون استثنا یادم میمونه و اصلا امکان نداره از یادم برن
و یه سری چیزارو هرررر چقد به خودم یادآوری کنم آخرش یادم میرن
چقد دوس دارم برم بشینم تو اتاقش و بهش بگم تو فک کن من اینجا نیستم هرکار میخوای بکن من فقط نگات کنم.