″میم.ب″
بابام وقتی میبینه یه ذره پول داره میره یه چیزایی میخره که من شک میکنم هنوز یه پسر هیجده سالس یا یه م
مامانمم هنوز عین دخترای پونزده ساله وقتی به یه چیزی علاقه مند میشه آدمو باهاش میسابه
اون روزی رو به یاد میارم از چهار یا پنج سال پیش که به داداش کوچیکم میگفتم یه روز از اینجا میرم و تو دیگه هیچ وقت منو نمیبینی و اون گریه میکرد
و چقد زود این اتفاق داره میوفته
البته و اون دیگه گریه نمیکنه و این شاید قسمت مثبت ماجراس
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی که گربه بخرم قطعا این سمو روش انجام میدم🤣
هدایت شده از شاتل
اینکه پیام نمیدم یا باهات وقت نمیگذرونم دلیل نمیشه دوست نداشته باشم، فقط میبینم تو با بقیه خوشحال تری