شوهر عمه ها اینجوریه که اگه همون ادم عموت بود و همون شوخیای بی نمک رو باهات میکرد خیلیم باحال و خنده دار بود ولی چون شوهر عمس خیلی بی ربطه به موضوع
چرا یه اتفاق ریسکی کوچیکم تو زندگی من نمیوفته که مثلا ریسک کنم بعد بدبخت شم
همه ی بدبختیام در میزنن میان تو
واقعا نیاز دارم که امسال بعد تموم شدن ۱۷ سالگیم از خونمون گمشم بیرون و خودمو راحت کنم از دست این دیوونه ها
یادمه بچگیام لذت میبردم از تقسیم کردن خوراکیم با دیگران
بعدا انقد تو خونه این کارو زوری انجام دادم که الان ازش متنفرم چقد جالبه.