استرس آیندم هر روز داره روانمو میجوه و واقعا باید بگم که
I hate seventeen and eighteen years old
″میم.ب″
استرس آیندم هر روز داره روانمو میجوه و واقعا باید بگم که I hate seventeen and eighteen years old
درسته من همونی ام که بچگیم همیشه عاشق عدد 18 بودم چون دوست داشتم به سنش برسم
آره خانواده ی عزیز در هر صورت حتی اگه گند شماها باشه، توی زندگی من خورده پس نمیتونم انتظاری ازتون داشته باشم و خودم مجبورم درستش کنم.
″میم.ب″
آره خلاصه منم دارم درس میخونم🎀 (از سه ساعتی که کتابخونه بودم یک ساعتشو سریال دیدم)
بماند که سر گرفتن این عکس گوشیم فلش زد و در حد لالیگا ضایع شدم
″میم.ب″
امروز فقط نودل داغی که تو مدرسه با هوای سرد خوردم بهم چسبید بیا از بقیش حرف نزنیم
دقیقا همین + اون زمانی که با دوستام رفتیم زیر بارون و عین بارون ندیده ها موش آب کشیده شدیم و بعدم از معاون فرار کردیم چون درصد مقتول شدنمون بالای صد بودD: