″میم.ب″
یکی از اهداف امسالم اینه که قسمتی از شادی ها و غم ها و خشم ها و احساساتم رو قربانی آرامشم کنم
۹ آبان داره تموم میشه و من یادم اومد دقیقا برعکس این عمل کردم پس از همینجا شروع خواهم کرد
هدایت شده از نرگس خانوم
سلام من هربار ادیت از بر و بچ سامدالری میبینم یه «خاک تو سرت اگه اونا دارن زندگی میکنن تو داری چه کار میکنی؟» نصیب خودم میکنم
هدایت شده از نرگس خانوم
نمیدونم چرا مردم به این دوماه یه بار گریه کردن من میگن الکی
بابا یعنی چی که الکی من دو فا.کینگ ماه تو این دنیا دووم آوردم دیگه نیم ساعتو باید عر بزنم تا خالی شم دیگه؛ خیلیم منطقی و عالی.
هدایت شده از واسهپنین (چنل انتقال داده شده)
اجازه دادم ترس خیلی چیزها را از من بگیرد
فرصتها خاطرهها و رشد کردنها را
اما در سالهای اخیر یک سوال از خود پرسیدهام
اگر نمیترسیدم چه میکردم ؟
از ما که گذشت ولی واقعا کاش سیستم مزخرف آموزشیمون درست بشه چون ابتدا و انتهای 99 درصد مشکلاتمون به همین سیستم مزخرف برمیگرده
چه مداد رنگیا چه دکمه های رنگی چه کاموا های رنگی
هر چیزی که اینجوری باشه میتونه شادم کنه
متنفرم از اینکه بچه ی اول خانواده ام و هر کاری میخوام بکنم به خاطر اون توله های بعدی باید انجام ندم