ببخشید که دغدغه هایی که توی سن اصلیم باید میداشتم الان برام عقده شده آخه همیشه مجبور بودم دغدغه های بیشتری از سن خودم داشته باشم.
کافیه یه هفته نرم ورزش
یه جوری از بدن خودم نا امید میشم که انگار تو این یه هفته چه تغییری میتونستم ایجاد کنم
″میم.ب″
کتابایی که تو زندگیم باهاشون گریه کردم:
وای واقعا خیلی کتاب احساساسی و غمگینی بود🥺🥺🥺🥺🥺🥺
″میم.ب″
وای واقعا خیلی کتاب احساساسی و غمگینی بود🥺🥺🥺🥺🥺🥺
آره منم باهاشون خیلی احساساسی شدم😭
به معنای واقعی کلمه از اینکه حریم شخصیم شکسته بشه متنفرم. و اوه این کار همیشه توسط خانوادم انجام میشه.