📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات۱۱ الی ۱۶
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
🌧شأن نزول:
براى آیات فوق دو شأن نزول نقل شده است:
شأن نزول اول، که مشهورتر است، در کتب تفسیر اهل سنت آمده و در تفاسیر شیعه نیز بالواسطه نقل شده، چنین است:
عایشه همسر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) مى گوید: پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) هنگامى که مى خواست سفرى برود، در میان همسرانش قرعه مى افکند، قرعه به نام هر کس مى آمد او را با خود مى برد، در یکى از غزوات(۱) قرعه به نام من افتاد، من با پیامبر(صلى الله علیه وآله) حرکت کردم، و چون آیه حجاب نازل شده بود، در هودجى قرار داشتم، جنگ به پایان رسید، و ما بازگشتیم نزدیک مدینه رسیدیم، شب بود، من از لشکر گاه براى انجام حاجتى کمى دور شدم هنگامى که بازگشتم متوجه شدم گردنبندى که از مهره هاى یمانى داشتم پاره شده است، به دنبال آن باز گشتم و معطل شدم هنگامى که بازگشتم، دیدم لشکر حرکت کرده، هودج مرا بر شتر گذارده اند و رفته اند، در حالى که گمان مى کرده اند من در آنم; زیرا زنان در آن زمان بر اثر کمبود غذا سبک جثه بودند به علاوه من سن و سالى نداشتم، به هر حال در آنجا تک و تنها ماندم، و فکر کردم هنگامى که به منزلگاه برسند و مرا نیابند به سراغ من باز مى گردند، شب را در آن بیابان ماندم.
اتفاقاً صفوان یکى از افراد لشکر مسلمین که او هم از لشکر گاه دور مانده بود شب در آن بیابان بود، به هنگام صبح مرا از دور دید، نزدیک آمد هنگامى که مرا شناخت بى آن که یک کلمه با من سخن بگوید، جز این که: اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون را بر زبان جارى ساخت، شتر خود را خواباند، و من بر آن سوار شدم او مهار ناقه را در دست داشت، تا به لشکرگاه رسیدیم، این منظره، سبب شد که گروهى درباره من شایعه پردازى کنند و خود را بدین سبب هلاک (و گرفتار مجازات الهى) سازند.
کسى که بیش از همه به این تهمت دامن مى زد، عبداللّه بن ابى سلول بود.
ما به مدینه رسیدیم و این شایعه در شهر پیچید در حالى که من هیچ از آن خبر نداشتم، در این هنگام بیمار شدم، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دیدن من مى آمد ولى لطف سابق را در او نمى دیدم، و نمى دانستم قضیه از چه قرار است؟ حالم بهتر شد، بیرون آمدم و کم کم از بعضى از زنان نزدیک، از شایعه سازى منافقان آگاه شدم.
بیماریم شدت گرفت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دیدن من آمد، از او اجازه خواستم به خانه پدرم بروم، هنگامى که به خانه پدر رفتم از مادرم پرسیدم: مردم چه مى گویند؟.
او به من گفت: غصه نخور به خدا سوگند زنانى که امتیازى دارند و مورد حسد دیگران هستند، درباره آنها سخن بسیار گفته مى شود.
در این هنگام پیامبر(صلى الله علیه وآله) على بن ابیطالب (علیه السلام) و اسامة بن زید را مورد مشورت قرار داد که در برابر این گفتگوها چه کنم؟
اما اسامة گفت: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) او خانواده تو است و ما جز خیر از او ندیده ایم (اعتنائى به سخنان مردم نکن).
و اما على(علیه السلام) گفت: اى پیامبر! خداوند کار را بر تو سخت نکرده است، غیر از او همسر بسیار است، از کنیز او در این باره تحقیق کن.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) کنیز مرا فرا خواند، و از او پرسید: آیا چیزى که شک و شبهه اى پیرامون عایشه برانگیزد هرگز دیده اى؟
کنیز گفت: به خدائى که تو را به حق مبعوث کرده است، من هیچ کار خلافى از او ندیده ام.
در این هنگام پیامبر(صلى الله علیه وآله) تصمیم گرفت این سخنان را با مردم در میان بگذارد، بر سر منبر رفت و رو به مسلمانان کرده، گفت: اى گروه مسلمین! آیا من معذورم مردى (منظورش عبداللّه بن ابى سلول بود) را مجازات کنم که: مرا در مورد خانواده ام ـ که جز پاکى از او ندیده ام ـ ناراحت کند؟!
و همچنین اگر دامنه این اتهام دامان مردى را بگیرد که من هرگز بدى از او ندیده ام، تکلیف چیست؟
سعد بن معاذ انصارى برخاسته، عرض کرد: تو حق دارى چنین کسى را مجازات کنى، اگر او از طایفه اوس باشد من گردنش را مى زنم (سعد بن معاذ بزرگ طایفه اوس بود) و اگر از برادران ما از طایفه خزرج باشد تو دستور بده تا دستورت را اجرا کنیم.
سعد بن عباده که بزرگ خزرج و مرد صالحى بود در اینجا تعصب قومیت او را فرو گرفت (عبداللّه بن ابى که این شایعه دروغین را دامن مى زد از طایفه خزرج بود) رو به سعد کرده، گفت:
تو دروغ مى گوئى! به خدا سوگند توانائى بر کشتن چنین کسى را اگر از قبیله ما باشد، نخواهى داشت!.
✍ پی نوشت:
۱ ـ جنگ بنى المصطلق ، در سال پنجم هجرت.
↩️ ادامه دارد.. https://eitaa.com/mefahimqoran
🎙 تفسیر صوتی آیات۱۲ الی ۱۶ سوره مبارکه نور
📝 مفسّر :https://eitaa.com/mefahimqoran حجتالاسلاموالمسلمین قرائتی.
02 Bar Madare Bimardelan(1403-09-12)Tehran.mp3
25.14M
🔈 #بر_مدار_بیماردلان
🎙 استاد امینی خواه
🔰 جلسه دوم
* بیماردلان در میانه فتنه؛ از لغزش تا سقوط در ولایت شیطان [2:38]
* ولایت یعنی اوج نزدیکی؛ تعریفی کاربردی از عمق المیزان [5:39]
* تو بخواه، من فرمانبردارم؛ ولایت به زبان عشق و اطاعت [8:32]
* از گاو شیرده تا نوکر حلقهبهگوش؛ تحقیر سعودیها زیر چتر ولایت کفار [10:25]
* احرام خونین به علت برائت از کفار! ؛ روایت تلخ کشتار حجاج در سال 66 [17:41]
* از اختلاف انصار تا ورود مهاجرین؛ چگونه سقیفه رقم خورد؟ [20:13]
* وقتی حق در مسجد خطبه میخواند؛ کلامی فراتر از دعواهای شخصی و حزبی [26:27]
* خلیفه دوم: نبوت برای قریش کافی است، خلافت برای دیگران [26:51]
* یهودیان در عربستان؛ منتظران پیامبر (صلاللهعلیهوآله) یا توطئهگران نابودی؟ [28:30]
* قانون تورات، داوری پیامبر (صلاللهعلیهوآله)؛ آزمونی برای شناخت منافقان [31:57]
* هوای نفس؛ شکاف میان اهل ولایت و اهل فتنه [34:18]
* وقتی دلها بیمار میشوند، جانبداری آغاز میشود [37:57]
* خطبه فدکیه در برابر سکوت سنگین مردم؛ ندای مظلومیت در برابر حاکمیت مسلح [44:10]
* "پسر ابوطالب، چرا سکوت؟"؛ کلامی که تلخی غربت را آشکار کرد [50:10]
* من که بودم حرمتت را نگه نداشتند؛ علی جان، بعد از من چه میکنند؟ [57:43]
⏰ مدت زمان: ۱:۰۱:۰۴
📅 ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
#نفاق
#ولایت
#سقیفه
#هوای_نفسhttps://eitaa.com/mefahimqoran
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات۱۱ الی ۱۶
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
🌧شأن نزول:
↩️ اسید بن خضیر که پسر عموى سعد بن معاذ بود رو به سعد به عباده کرده، گفت: تو دروغ مى گوئى! به خدا قسم ما چنین کسى را به قتل مى رسانیم، تو منافقى، و از منافقین دفاع مى کنى!.
در این هنگام، چیزى نمانده بود که قبیله اوس و خزرج به جان هم بیفتند و جنگ شروع شود، در حالى که پیامبر(ص)بر منبر ایستاده بود، حضرت بالاخره آنها را خاموش و ساکت کرد.
این وضع همچنان ادامه داشت، غم و اندوه شدید وجود مرا فرا گرفته بود، یک ماه بود که پیامبر هرگز در کنار من نمى نشست.
من خود مى دانستم که از این تهمت پاکم و بالاخره خداوند مطلب را روشن خواهد کرد.
سر انجام روزى پیامبر(صلى الله علیه وآله) نزد من آمد در حالى که خندان بود، و نخستین سخنش این بود: بشارت باد بر تو که خداوند تو را از این اتهام مبرا ساخت، این هنگامى بود که آیات: إِنَّ الَّذِینَ جاؤُ بِالاْ ِفْکِ... تا آخر آیات نازل گردیده بود.
(و به دنبال نزول این آیات آنها که این دروغ را پخش کرده بودند، بر همگى حدّ قذف جارى شد).(۲)
شأن نزول دوم، که در بعضى از کتب در کنار شأن نزول اول ذکر شده است چنین است: ماریه قبطیه یکى از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوى عایشه مورد اتهام قرار گرفت; زیرا او فرزندى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) به نام ابراهیم داشت، هنگامى که ابراهیم از دنیا رفت پیامبر(صلى الله علیه وآله) شدیداً غمگین شد، عایشه گفت: چرا این قدر ناراحتى؟ او در حقیقت فرزند تو نبود، فرزند جریح قبطى بود!!
هنگامى که رسول(صلى الله علیه وآله) خدا این سخن را شنید، على(علیه السلام) را مأمور کشتن جریح کرد که به خود اجازه چنین خیانتى را داده بود.
هنگامى که على(علیه السلام) با شمشیر برهنه به سراغ جریح رفت و او آثار غضب را در چهره حضرت مشاهده نمود، فرار کرده از درخت نخلى بالا رفت، و زمانى که احساس کرد، ممکن است على(علیه السلام) به او برسد خود را از بالاى درخت بزیر انداخت در این هنگام پیراهن او بالا رفت و معلوم شد او اصلاً آلت جنسى ندارد.
على(علیه السلام) به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده، عرض کرد: آیا باید در انجام دستورات شما قاطعانه پیش روم یا تحقیق کنم؟
فرمود: باید تحقیق کنى، على(علیه السلام) جریان را عرض کرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) شکر خدا را به جاى آورده، فرمود: شکر خدا را که بدى و آلودگى را از دامان ما دور کرده است.
در این هنگام، آیات فوق نازل شد و اهمیت این موضوع را بازگو کرد.(۳)
* * *
تحقیق و بررسى
با این که نخستین شأن نزول ـ همان گونه که گفتیم ـ در بسیارى از منابع اسلامى آمده ولى جاى گفتگو، چون و چرا و نقاط مبهم در آن وجود دارد از
جمله:
۱ ـ از تعبیرات مختلف این حدیث ـ با تفاوت هائى که دارد ـ به خوبى استفاده مى شود: پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) تحت تأثیر موج شایعه قرار گرفت تا آنجا که با یارانش در این زمینه به گفتگو و مشاوره نشست، و حتى بر خورد خود را با عایشه تغییر داد، و مدتى طولانى از او کناره گیرى نمود، و رفتارهاى دیگرى که همه حاکى از این است که: پیامبر(صلى الله علیه وآله) طبق این روایت شایعه را تا حدّ زیادى پذیرا شد.
این موضوع نه تنها با مقام عصمت سازگار نیست، بلکه یک مسلمان با ایمان و ثابت القدم نیز نباید این چنین تحت تأثیر شایعات بى دلیل قرار گیرد، و اگر شایعه در فکر او تأثیر ناخودآگاهى بگذارد، در عمل نباید روش خود را تغییر دهد و تسلیم آن گردد، چه رسد به معصوم که مقامش روشن است.
آیا مى توان باور کرد عتاب ها و سرزنش هاى شدیدى که در آیات بعد خواهد آمد که: چرا گروهى از مؤمنان تحت تأثیر این شایعه قرار گرفتند؟.
چرا مطالبه چهار شاهد ننمودند؟ شامل شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز بشود؟!.
این یکى از ایرادهاى مهمى است که ما را در صحت این شأن نزول، لااقل گرفتار تردید مى کند.
۲ ـ با این که ظاهر آیات، چنین نشان مى دهد که: حکم مربوط به قذف (نسبت اتهام عمل منافى عفت) قبل از داستان افک نازل شده است، چرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) در همان روز که چنین تهمتى از ناحیه عبداللّه بن ابى سلول و جمعى دیگر پخش شد، آنها را احضار نفرمود، و حدّ الهى را در مورد آنها اجرا نکرد؟ (مگر این که گفته شود: آیه قذف و آیات مربوط به افک همه یک جا نازل شده و یا به تعبیر دیگر، آن حکم نیز به تناسب این موضوع تشریع گردیده که در
این صورت این ایراد منتفى مى شود ولى ایراد اول کاملاً به قوت خود باقى است).(۴)
✍ پی نوشت:
۲ ـ آنچه در بالا آوردیم مضمون روایتى است که در بیشتر کتب تفسیر، با کمى تفاوت آمده و ما آن را با کمى اختصار ذکر کردیم.
۳ ـ نقل با تلخیص از تفسیر المیزان ، نور الثقلین ، و صافى .
۴ ـ المیزان ، جلد ۱۵، صفحه ۱۱۱.https://eitaa.com/mefahimqoran
📝 شرح و تفسیر حکمت ۴۲۸
✅ روز عید واقعی
امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه كه در يكى از اعياد (عيد فطر) فرموده، اشاره به نكته مهمى درباره عيد كرده، نخست مى فرمايد: «امروز تنها براى كسانى روز عيد است كه روزه آن ها مقبول درگاه پروردگار و عبادت هاى شبانه آنان مورد پذيرش او قرار گرفته باشد»; (فِي بَعْضِ الاَْعْيَادِ: إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللّهُ صِيَامَهُ وَشَكَرَ قِيَامَهُ).
سپس نتيجه گسترده و مهمى از آن گرفته، مى افزايد: «(بنابراين) هر روزى كه در آن عصيان خداوند نشود آن روز، عيد است»; (وَكُلُّ يَوْم لاَ يُعْصَى اللّهُ فِيهِ فَهُوَ عِيدٌ).
حقيقت اين است كه همه مردم جهان براى خود روزهاى شادى خاصى دارند كه آن را عيد مى نامند. اين روزها يا مانند عيد نوروز است كه تحول جالبى در جهان طبيعت رخ مى دهد; گياهان مى خندند، درختان شكوفه مى كنند و حيات و زندگى در طبيعت تجديد مى شود. يا اين كه در آن روز، فتح مهمى در تاريخ مردم يك منطقه واقع شده و يا تحول اجتماعى و علمى صورت گرفته كه ياد و خاطره آن را زنده مى دارند و عيد مى شمرند.
جالب اين كه در اسلام، اعياد به دنبال اطاعت اوامر مهم الهى قرار دارد. در عيد فطر، ملت مسلمان بعد از يك ماه روزه داشتن به فرمان خدا و عبادات روزانه و شبانه و بر شيطان پيروز شدن، اين پيروزى را جشن مى گيرند; جشن اطاعت فرمان حق. در عيد قربان كه دومين عيد اسلامى است بعد از انجام فريضه حج توسط زوار خانه خدا و به پايان رساندن قسمت عمده اين فريضه، حاجيانى كه در مِنا هستند عيد مى گيرند و ساير مسلمانان نيز با آن ها هم صدا مى شوند و آن را روز عيد اعلام مى كنند كه آن هم عيد اطاعت است.
از اين جا روشن مى شود، اين كه امام(عليه السلام) مى فرمايد: روز عيد فطر عيد براى كسانى است كه روزه و طاعات آن ها قبول شده، يك واقعيت است. كسانى كه خداى نكرده اصلاً روزه نگرفته اند و يا روزه هاى آن ها آلوده به گناهان و نافرمانى ها بوده و به همين دليل مقبول درگاه حق واقع نشده نمى توانند شاد و خوشحال باشند; شادى از آن كسانى است كه طاعاتشان مقبول درگاه حق شده است. بر اساس اين منطق هر روزى كه انسان در آن گناه نكند و از صبحگاهان تا آخر شب از معصيت پروردگار بپرهيزد آن روز، روز عيد او محسوب مى شود و به اين بيان، ما مى توانيم تمام ايام سال را ايام عيد خود قرار دهيم.
البته در اسلام اعياد ديگرى وجود دارد كه مربوط به حوادث بسيار مهم است ازجمله عيد غدير كه همان عيد ولايت و منصوب شدن اميرمؤمنان(عليه السلام) به خلافت و جانشينى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است و عيدالله الاكبر ناميده شده است. ميلادهاى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام) نيز هركدام عيد محسوب مى شود چون يادآور واقعه مهمى است و آن بهره مند شدن از يك پيشواى بزرگ الهى است. شاعر عرب مى گويد:
قالوا أتى العِيدُ و الأيّامُ مُشرِقَةٌ * وأنتَ تَبكى وكُلُّ النّاسِ مَسرورُ
فَقلتُ إنّ وَصْلَ الأحبابِ كانَ لنا * عِيداً وإلاّ فهذا اليومُ عاشورُ
گفتند: روز عيد آمده و ايام نورانى و توأم با شادمانى است پس چرا تو گريه مى كنى در حالى كه همه مردم مسرورند؟ گفتم: اگر وصال محبوب رخ دهد عيد ما خواهد بود و الا روزعاشوراى ماست.[1]
✍ پی نوشت:
[1]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، ص 73.
↩️ ادامه دارد .https://eitaa.com/mefahimqoran
6.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#موعظه
☀️ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله؛ رحمتی برای دو عالم...
🎥 استاد کاشانیhttps://eitaa.com/mefahimqoran
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات۱۱ الی ۱۶
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
🌧 شأن نزول
↩️ و اما در مورد شأن نزول دوم، مشکل از این بیشتر است، چرا که:
اولاً: مطابق این شأن نزول، کسى که مرتکب تهمت زدن شد، یک نفر بیشتر نبود، در حالى که آیات با صراحت مى گوید، گروهى در این مسأله فعالیت داشتند، و شایعه را آنچنان پخش کردند که تقریباً محیط را فرا گرفت، و لذا ضمیرها در مورد عتاب و سرزنش مؤمنانى که در این مسأله درگیر شدند، همه به صورت جمع آمده است، و این، با شأن نزول دوم به هیچ وجه سازگار نیست.
ثانیاً: این سؤال باقى است که: اگر عایشه مرتکب چنین تهمتى شده بود و بعداً خلاف آن ثابت گردید، چرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) حدّ تهمت بر او اجرا نکرد؟
ثالثاً: چگونه امکان دارد، پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) تنها با شهادت یک زن حکم اعدام را در مورد یک متهم صادر کند، با این که رقابت در میان زنان یک مرد عادى است، این امر ایجاب مى کرد احتمال انحراف از حق و عدالت یا حداقل اشتباه و خطا در حق او بدهد.
به هر حال، آنچه براى ما مهم است این شأن نزول ها نیست، مهم آن است که: بدانیم از مجموع آیات استفاده مى شود شخص بى گناهى را به هنگام نزول این آیات متهم به عمل منافى عفت نموده بودند، و این شایعه در جامعه پخش شده بود.
و نیز از قرائن موجود در آیه استفاده مى شود: این تهمت درباره فردى بود که از اهمیت ویژه اى در جامعه آن روز برخوردار بوده است.
و نیز گروهى از منافقان و به ظاهر مسلمان ها مى خواستند از این حادثه بهره بردارى غرض آلودى به نفع خویش و به زیان جامعه اسلامى کنند، که آیات فوق نازل شد و با قاطعیت بى نظیرى با این حادثه بر خورد کرد، و منحرفان بد زبان و منافقان تیره دل را محکم بر سر جاى خود نشاند.
بدیهى است، این احکام شأن نزولش هر که باشد انحصار به او و آن زمان و مکان نداشته، و در هر محیط و هر عصر و زمان جارى است.
بعد از همه این گفتگوها به سراغ تفسیر آیات مى رویم تا ببینیم چگونه قرآن با فصاحت و بلاغت تمام، این حادثه خاص را پى گیرى و مو شکافى نموده و در نهایت حل و فصل کرده است.
* * *
📝 تفسیر:
داستان پر ماجراى افک (تهمت عظیم)
نخستین آیه مورد بحث، بى آن که اصل حادثه را مطرح کند، مى گوید: کسانى که آن تهمت عظیم را مطرح کردند گروهى از شما بودند (إِنَّ الَّذِینَ جاءوُ بِالاْ ِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ).
زیرا از فنون فصاحت و بلاغت آن است که: جمله هاى زائد را حذف کنند و به دلالت التزامى کلمات، قناعت نمایند.
واژه افک (بر وزن فکر) بنا به گفته راغب به هر چیزى گفته مى شود که از حالت اصلى و طبیعیش دگرگون شود، مثلاً بادهاى مخالف را که از مسیر اصلى، انحراف یافته مؤتفکه مى نامند، سپس به هر سخنى که انحراف از حق پیدا کند و متمایل به خلاف واقع گردد، ـ و از جمله دروغ و تهمت ـ افک گفته مى شود.
مرحوم طبرسى در مجمع البیان معتقد است: افک به هر دروغ ساده اى نمى گویند، بلکه دروغ بزرگى است که مسأله اى را از صورت اصلیش دگرگون مى سازد، بنابراین کلمه افک خود بیانگر اهمیت این حادثه و دروغ و تهمتى است که در این زمینه مطرح بود.
واژه عُصْبَه (بر وزن لقمه) در اصل از ماده عصب به معنى رشته هاى مخصوصى است که عضلات انسان را به هم پیوند داده و مجموعه آن سلسله اعصاب نام دارد، سپس به جمعیتى که با هم متحدند، پیوند، ارتباط، همکارى و همفکرى دارند عصبه گفته شده است.
به کار رفتن این واژه، نشان مى دهد: توطئه گران در داستان افک ارتباط نزدیک و محکمى با هم داشته و شبکه منسجم و نیرومندى را براى توطئه تشکیل مى دادند.
بعضى گفته اند: این تعبیر، معمولاً در مورد ده تا چهل نفر به کار مى رود.(۵)
به هر حال قرآن به دنبال این جمله، به مؤمنانى که از بروز چنین اتهامى نسبت به شخص پاکدامنى سخت ناراحت شده بودند، دلدارى مى دهد که گمان نکنید این ماجرا براى شما شرّ و بد است بلکه براى شما خیر خواهد بود (لا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ).
چرا که پرده از روى نیات پلید جمعى از دشمنان شکست خورده و منافقان کور دل برداشت، و این بد سیرتان خوش ظاهر را رسوا ساخت، و چه خوب است که محک تجربه به میان آید تا آنان که غش دارند سیه رو شوند.
و چه بسا اگر این حادثه نبود و آنها همچنان ناشناخته مى ماندند، در آینده ضربه سخت تر و خطرناک ترى مى زدند.
این ماجرا به مسلمانان درس داد که پیروى از شایعه سازان، آنها را به روزهاى سیاه مى کشاند، باید در برابر این کار، به سختى بایستند.
درس دیگرى که این ماجرا به مسلمانان آموخت این بود که: تنها به ظاهر حوادث ننگرند، چه بسا حوادث ناراحت کننده و بد ظاهرى که خیر کثیر در آن نهفته است.
✍ پی نوشت:
۵ ـ در تفسیر روح المعانى این معنى از کتاب صحاح نقل شده است.
↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/mefahimqoran
📝 شرح و تفسیر حکمت ۴۲۸
✅ روز عید واقعی
↩️ در قرآن مجيد نيز اشاره به يكى از اعياد مسيحيان شده و آن روزى است كه براى حواريين مائده آسمانى فرارسيد. آن ها قبلا به حضرت مسيح(عليه السلام) چنين گفته بودند كه آيا پروردگار تو مى تواند مائده اى از آسمان براى ما فرو فرستد كه از آن بخوريم و اطمينان كامل به نبوت تو پيدا كنيم؟
در اين جا حضرت مسيح(عليه السلام) به پيشگاه خداوند چنين عرضه داشت: خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده اى بر ما بفرست تا براى اول و آخر ما، عيدى باشد و نشانه اى از تو; و به ما روزى ده! تو بهترين روزى دهندگانى; (اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيداً لاَِوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ)[2] يكى از علماى اهل سنت به نام ابوالفتح ديرينى در كتاب طهارة القلوب چنين نقل مى كند كه مردى در يكى از روزهاى عيد خدمت على(عليه السلام) رسيد. مشاهده كرد آن حضرت نان خشكى مى خورد عرض كرد: اى اميرمؤمنان! روز عيد، شما نان خشك و خشن مى خوريد؟
امام(عليه السلام) فرمود: «اليَومَ عِيدُ مَن قُبِل صَومُه و شُكِرَ سَعيُه و غُفِر ذَنبُه ثم قال: اليَومَ لَنا عِيدٌ و كُلُّ يوم لا نَعصِى اللهَ تَعالى فيهِ فَهُوَ عِيدٌ; امروز عيد است براى كسانى كه روزه آن ها قبول شده و به سعى آن هاپاداش داده شده و گناهانشان بخشوده شده است».
سپس فرمود: «امروز براى ما عيد است و هر روزى كه در آن معصيت خداوند را نكنيم آن روز هم براى ما عيد است».[3]
و در كتاب من لا يحضره الفقيه چنين آمده كه در يك روز عيد فطر امام حسن(عليه السلام) گروهى را ديد كه بازى مى كنند و (بيهوده) مى خندند امام(عليه السلام) به يارانش فرمود: خداوند ماه رمضان را وسيله آزمايش خلق خود قرار داده كه از طريق اطاعتش براى رسيدن به بهشت و رضايت او از يكديگر پيشى گيرند. جمعى به سرعت در آن شتافتند و به مقصد رسيدند و گروهى تخلف كردند و گرفتار خسران شدند. بسيار مايه تعجب است از كسى كه در اين روز بيهوده مى خندد و به بازى مشغول است; روزى كه نيكوكاران پاداش داده مى شوند و مقصران نااميد مى گردند. به خدا سوگند اگر پرده ها كنار رود نيكوكاران به اعمال نيكشان سرگرم خواهند بود و بدكاران به بدى هايشان[4]. [5]
*
✍ پی نوشت:
[2]. مائده، آيه 114
[3]. شرح احقاق الحق، ج 17، ص 594.
[4]. من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 511، ح 1479.
[5]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم خطيب در ذيل اين كلام نورانى هيچ مدرك ديگرى اضافه نمى كند و وعده مى دهد كه در پايان كتاب پس از بررسى، مدارك آن را بياورد و همان گونه كه قبلا نيز اشاره كرديم متأسفانه توفيق اين كار براى او حاصل نشد. اضافه مى كنيم: در شرح احقاق الحق همين مضمون با تفاوت هايى از جمعى از دانشمندان اهل سنت از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است ازجمله شيخ ابو الفتح ديرينى در طهارة القلوب.
✔️ پایانhttps://eitaa.com/mefahimqoran
شرح_صوتی_حکمت_۴۲۶_-_۴۲۷_-_۴۲۸.mp3
14.31M
🎙شرح صوتی حکمت های نهج البلاغه
https://eitaa.com/mefahimqoran
🔷 حکمت های: ۴۲۶ الی ۴۲۸.
#در_محضر_اهل_بیت
☀️ امام على (ع) :
🔶 بدانيد در قرآن خواندنى كه با تدبّر همراه نباشد، خيرى نيست.
🔶 بدانيد در عبادتى كه با فهم و انديشه توأم نباشد، خيرى نيست.
🔸 ألا لا خَيرَ في قِراءةٍ ليسَ فيها تَدَبُّرٌ ، ألا لا خَيرَ في عِبادَةٍ ليسَ فيها تَفَقُّهٌ.
📚 بحار الأنوار : 92/211/4https://eitaa.com/mefahimqoran