مهندسی آرزوها 01.mp3
4.53M
مهندسی_آرزوها ۱
"بِسم اللّهِ منتهی أَمل الآمِلین "
👈آرزو،سلطانِ قلبِ هر انسـانه؛
بطوریکه؛
محور همه انتخاب هاش میشه!
از امروز؛
مهندسی آرزوها رو باهم می آموزیم
علما سنگر مقاومت (۲)
تشکیلات امریکایی بهاییت
به گفته شوقی « تاسیس و استقرار» تشکیلات بهایی در آمریکای شمالی بسیار اهمیت داشت. وی سرگذشت بهاییت در آمریکا را طی چهل سال نخست به چهار دوره تقسیم می کند: دوره نشر، دروه امتحانات و اضطراب حاکم بر بهاییت، دوره تقویت و دوره رشد داخلی و خارجی.
شوقی می گوید پس از رفتن عبدالبها به امریکا و پیوند خوردن بهاییت با مراکز قدرت آن کشور بود که بهاییت تقویت شد و مخالفت ها نتوانست آن را متزلزل سازد. شوقی تصریح می کند تشکیلات و موسسه هایی که اعضای امریکایی («بهاییان ممتحن و ثابت قدم») برپا داشتند، بهاییت را به ثبات رسانید و زان پس سبب افزایش افراد این سازمان گردید. ( حمید رضا اسماعیلی، همان، صص: 169-170)
پس از آن که بهاییت به دست آنگلوساکسون های مسیحی- صهیونیستی در امریکا به سازمان سیاسی تبدیل گردید دچار انقلاب ساختاری شد و تغییر ماهیت داد. بدین سان زمینه ای فراهم آمد تا پس از تسلط امریکا بر ایران، بهاییت نیز نفوذ بیشتری در کانون های قدرت ایران بیابد. گام های اولیه پس از شهریور 1320 برداشته شد و با کودتای 28 مرداد 1332 فرایند به قدرت رسانیدن بهاییت جنبه نهادینه گرفت و ظرف 25 سال محقق شد. «در همین دوره، بهاییت برای رشد خود و در واپسین سال های حیات شوقی، اقدام به طراحی «نقشه ده ساله» کرد. این برنامه در تثبیت خاصیت سازمانی بهاییت در ایران نقش داشت و از جمله مراحل سازمانی شدن بهاییت در ایران محسوب می شود. فرایند سازمانی که با مرگ او به رسمیت رسید. عنصر رهبری فردی که تا آن روز در تشکیلات بهاییت وجود داشت حذف شد و مدیریت گروهی و شبه انتخابی جای آن را گرفت.» ( حمیدرضا اسماعیلی، پیشین، ص:173)
باری نخستین گام سازمان شدن بهاییگری ایران به سال 1313 برداشته شد. سالی که بهاییان ایران به همین منظور «نظام نامه» و «بیان نامه» نوشتند و تشکیلات بهایی ایران به نام محفل ملی تصویب و آیین نامه های اداری و تشکیلاتی جدید آن به اجرا در آمد. در حقیقت رشد بهائیت و قدرت یابی بهائیان با دولت سازی مدرن در ایران مقارن است. « ... آیا پیروان امریکایی امر ... نبودند که با اقدامات دلیرانه یکی از افراد با فراستش وسیله شدند تا موانعی را که نزدیک به یک قرن بهائیان ایران را از پیشرفت بازداشته و توانشان را گرفته بود از پیش برداشته شود؟ آیا این امریکا نبود که ... زنان و مردانی را ... به سراسر جهان اعزام داشت ... که یک تنه با دست خالی می کوشند تا در راه طلوع روز "فیروزی" جدّ و جهد نمایند؟... » (منتخباتی از توقیعات شوقی، ص 70-69)
این سازمان، هدفی جز تشکیل حکومت ندارد و کسب قدرت سیاسی، آرمان آن به شمار می رود. برای نمونه شوقی به تاریخ 8 می 1934 توقیعی نوشت و به تصریح اعلام کرد که نظم اداری با هدف تشکیل حکومت و کسب قدرت در آینده پیاده خواهد شد. توقیع شوقی مقایسه ای میان حکومت بهایی با دیگر حکومت ها را در بر دارد: «حکومت متحده بهایی که این نظم وسیع اداری یگانه حافظ آن است نظرا و عملا در تاریخ نظامات سیاسی بشری فرید و وحید است و در تشکیلات ادیان معتبره عالم نیز بی نظیر و مثیل. هیچ نوع از انواع حکومات دیمقراطی یا حکومات مطلقه و استبدادی چه سلطنتی و چه جمهوری و یا انظمه اشرافی که حد متوسط بین آن دو محسوب است و حتی اقسام حکومات دینیه چه حکومات عبرانی و چه تشکیلات مختلفه کلیسای مسیحی و یا امامت و خلافت در اسلام هیچ یک نمی تواند مماثل و مطابق نظم اداری بدیعی به شمار آید که به ید اقتدار مهندس کاملش ترسیم و تنظیم گشته است.» ( حمیدرضا اسماعیلی، پیشین، صص: 175-176)
✍دکتر#رضایی
پنجشنبه ۲۰ دیماه ۱۴۰۳
علما سنگر مقاومت(۳)
مصاف علما با بهاییت
روحانیت در برابر فرقه های نوپدید همواره ایستاده، آنها را افشا نموده، به روش علمی با آنها مواجه شده و از عهده آنها به شاسیتگی بر آمده است. چنانکه شیخ محمود حلبی مینویسد: علما در شیراز و تبریز با او (علی محمد باب) گفتگو کردند دیدند جنون دارد فقط در مرحلهای 11 چوب به او زدند. اما در پی آشوب طلبی باب و جنگهایی که در قلعه طبرسی، نیریز و زنجان به راه انداخت دولت تشکیل جلسهای را ضروری دانست و تصمیم به اعدام او گرفت.
از دید حلبی اعدام علیمحمد باب برخورد ریشهای با پدیده بابیگیری بوده که هرج و مرج و آشوب میآفرید: «متدینین و خداپرستان از گستاخیهای در دین و بازی کردن با مقامات حضرت رب العالمین سخت در غضب شدند [ ] از طرفی جنگهای قلعه طبرسی و نیریز و فراهم شدن مقدمات جنگ و نزاع زنجان ناامنی زائد الوصفی در کشور ایجاد کرده بود لهذا دستگاه دولت و روحانیت متفقاً علاج این از همپاشیدگیهای غیرقابل توصیف را در نابود کردن سید باب و یارانش دانستند [ ] او را با دو نفر از همراهان و ملازمینش از چهریق به تبریز آوردند یکی (سید حسین کاتب) از عقیده فاسده برگشت و از سید باب تبری نمود و از مرگ خلاص شد و دیگری را به همراه سید باب در 27 یا 28 شعبان 1266 در تبریز اعدام نمودند و تقریباً ریشۀ فساد دینی و دنیوی را از بین بردند [ ] (نقد ایقان، انجمن حجتیه، تهران، بی تا، ج 3: 138)
حلبی در ادامه می گوید بیدینی مولود فعالیت عمال بیگانگان بوده و عالمان دین در مبارزه با بی دینی کوتاهی نکرده اند. وی بدین مناسبت از روحانیون فداکار در مشروطه نیز تجلیل میکند. «مرحوم آیت الله شیخ فضل الله نوری در تهران مرحوم آخوند ملاقربانعلی زنجانی در زنجان و آیتالله مرحوم حاج سید علی سیستانی در خراسان و نظائر این بزرگواران که به شکنجههای گوناگون مبتلا شدند و ایوبوار صبر و قرار اختیار نمودند و حتی المقدور به اندازه میسور حفظ دین و آئین و مبارزه با بیدینی که مولود فعالیت عمال بیگانگان بود نمودند چه خونهای مقدسی که از آن هیاکل نورانی ریخته شد و چه صدمهها که به مال و اهل و عیال و عزت و حیثیت آنها رسید و دین به دنیا نفروختند.» (محمود حلبی، نقد ایقان، انجمن حجتیه، تهران، بی تا، ج 3 : 65 ـ 64)
باری در تاریخ معاصر ایران، مبارزه با گونه های متفاوت فرقه های بدعت گذار، نمودار احساس وظیفه روحانیت شیعه است. بویژه از عهد صفویه، روحانیت اجازه نداد جریان های ضد فرهنگ نوپدید، ایمان و باورهای ملت را بازیچه هوس های خود قرار دهند. بدین ترتیب روحانیت توانست به شایستگی از هویت دینی و ملی مردم پاسداری کند. از حدود 180 سال گذشته نیز بابیت و بهائیّت با سد ستبر مقاومت روحانیت و ملت روبرو شده اند و پیاپی طعم شکست های سنگین را چشیده اند. چندان که بهاییان ناکامی های تاریخی و علت اصلی آن را پنهان نکرده و در متون خود بازتاب داده اند. برای مثال میرزا حسینعلی نوری در کتاب ایقان به قصد انتقام از ملت و علما زبان به دشنام و اهانت گشوده است: « علمای عصر و فقهای زمان ظهور جمیع نظر بعدم ادراک و اشتغال و حب ریاست ظاهره تسلیم امرالله نمینمایند بلکه گوش نمیدهند ... و عباد هم چون ایشانرا من دون الله ولی خود اخذ نموده اند منتظر رد و قبول آن خشبهای مسنده هستند زیرا از خود بصر و سمع و قلبی ندارند که تمیز و تفصیل دهند میانه حق و باطل ... تابع علمای خود بوده و خواهند بود» ( ایقان، ص 128) نیز موسس بهاییت می نویسد:«و دیگر ملاحظه علما نمائید که ... جمیع ناس از جوهر صافی معرفت و بیان معرض شده اند و بمظاهر ضلالت و طغیان اقبال نموده اند» ( کتاب ایقان، ص 188 ) وی همچنین افزوده است :« ... کل در ارض نسیان ساکن و باهل بغی و طغیان متبع » ( همان،ص 198)
بدین سبب بهاییت با اتکا به کمک خارجی هرگز از تلاش برای زوال روحانیت دریغ نورزیده است. در این میان می توان برآمدن رضاخان را که به دست انگلستان و با همدستی این فرقه چهره بست از این دست رخدادها دانست. رخدادی علیه اسلام و روحانیت که مانندی ندارد. «در این دوره با رویگردانی دولت از سیاستهای بهائی ستیزانه روحانیت، همگامی روحانیت و دولت از آن پس به تعارض و تخاصم گرایید.»
(- بهایی ستیزی و اسلام گرایی در ایران معاصر، محمد توکلی طرقی، ایران نامه، زمستان 1379 بهار 1390، شماره 73 و 74، ص 80- از آنجا که این مقاله با رویکردی همدلانه با بهائیّت نگاشته شده، در بخشهایی از این نوشتار به آن استناد شده تا نشان داده شود که این موضوعات صرفاً از جانب مخالفین بهائیّت مطرح نگشته است.)
✍دکتر#رضایی
چهارشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۳
علما سنگر مقاومت (۴)
روایت بهایی از مقاومت علما
بی تردید تاسیس سلسله پهلوی اسباب رشد بهاییت را فراهم ساخت و دوره طلایی حیات بهاییت را رقم زد.اما قاجاریه که به سبب ملاحظات اجتماعی و دینی جامعه ایران همراهی هایی با عالمان دین داشت با بابیت و
بهاییت در افتاد و زمینه رشد آنها را زدود. به همین سبب بهاییت از سلسله قاجار و روحانیت بد می گوید و از تضعیفش به دست پهلوی ها خشنود است «دستگاه روحانیت شیعه در کشوری که قرن ها پایگاه محکم تعصبات جاهلانه بود از هم پاشید و این اضمحلال خود یکی از نتایج گریز ناپذیر موج عرفی کردن حکومت و جدا شدن مذهب از دولت بود که اوج گرفت[...] این لرزه ناگهانی که ارکان راسخ دستگاه محافظه کاری اسلامی را متزلزل ساخت هر چند مستقیما ناشی از جنگ بین الملل اول نبود ولی بر شدت مشکلات و اضطرابات جهان ... دیده و رنج کشیده بیفزود. حزب شیعه اسلام در موطن حضرت بهاءالله مستقیما بر اثر خصومت و عداوت شدیدش با امر الهی قدرت مبارزه اش را از دست داد و از جمیع حقوق و مزایایش محروم گشت و دچار خفت گردید و به طاق نسیان افتاد و به زوال نهایی محکوم گشت[...] سقوط قاجاری که مدافع و آلت دست روحانیون منحط بود با تحقیر و تذلیل رهبران مذهبی شیعه تقریبا مقارن بود[] » (منتخباتی از توقیعات حضرت ولی امر الله به همراه پیام رضوان 2003 صص87 و 88. بی جا ، بی تا)
نویسنده در ادامه می گوید سلسله قاجار اعتنایی به بهائیت نکردند. بر عکس کمر به مقابله و محکومیتش بستند و سه بار سبب سرنگونی حسینعلی نوری را فراهم آوردند و فرمان های ننگ آوری از مراجع شرعی و عرفی در باره پیروانش صادر شد و با سقوط سلسله قاجاریه مانع دیگری که در راه پیشرفت بهائیت بود از میان برداشته شد.(همان 89)
دانسته است که مقاومت در برابر پیشروی توسعه طلبانه بهاییت چهره های گونه گون دارد و به دوره و گروه خاصی وابسته نیست. البته فضل تقدم این جهاد از آن روحانیت است که در سده های اخیر به قصد حراست از باورها و ارزشهای دینی و مذهب تشیع با فرقه های خشونت طلب و هویت ستیز در افتاده اند. این تکاپو ها همواره با کامیابی هایی همراه بود به طوریکه : «شیوه برخورد با بابیان و بهائیان در یک قرن و نیم گذشته به دو دوره کلی تقسیم می شود. در گونه و دوره نخست که در دهه 1260 هـ ق آغاز شد جدل با علی محمد باب و اهل باب بها [] و در گونه و دوره دوم که کمابیش در دهه 1320 انسجام یافت جدل های درونی جای به گفتمان سیاسی داد که [بهایی گری ] را به کل ساخته استعمار قلمداد کرد. در این دوره که با افزایش فعالیت های تبلیغاتی بهائیان مقارن بود، هیات های اسلامی بسیاری در سراسر ایران برای مقابله با بهائیان تشکیل شدند و به نشر آرای خود پرداختند.» ( بهایی ستیزی و اسلام گرایی در ایران معاصر، محمد توکلی طرقی، ایران نامه، زمستان 1379 بهار 1390، شماره 73 و 74،:81)
کارنامه روحانیت نشان می دهد که دفاع از استقلال کشور را به موجب آیه نفی سبیل، وظیفه خود می داند. همچنین مبارزه با بدعت و حراست از دیانت اسلام و سلامت اعتقادات و دیانت مردم مسلمان را نیز میتوان مهمترین کارکرد روحانیت و مرجعیت شمرد. چنانکه مقابله با توسعه طلبی بهائیت همواره از اولویت و اهمیت برخوردار بوده است. با توجه به دو اصل یاد شده بوده است که از دوره قاجار، عهد رضاشاه و در دهه 20 مقابله صریح و بیپرده روحانیت اسلام با بهائیت هیچگاه به سستی و فراموشی نگرایید. این مبارزه به قصد ریشهکنی بابیت و بهائیت انجام میگرفت و افزون بر آن هدف قطع دست سران بهائیت از ثروت و منابع مادی کشور و طرد آنها از منصبهای سیاسی، اداری و اقتصادی بود.
به همین سبب در مدت 14 سال (شهریور 1320 تا اردیبهشت 1334) همه علما و مراجع صرفنظر از گرایشهای فکری و سیاسی همگی خواهان طرد بهائیت از ایران بودند. تحرکات یکپارچه روحانیت سبب شد تا قیامی بر ضد توسعهطلبی و زیادهخواهی بهائیها سراسر کشور را در بر گیرد و به یک قیام و مقاومت مردمی نسبتاً هماهنگ بدل شود. در این میان قدرت و نفوذ همه جانبه آیتاله بروجردی و کسانی مانند آیتاله کاشانی در امر همگانی شدن نهضت ضد بهائیگری ایرانیان بسیار تاثیر داشت. در این زمینه می توان به گزارش نشریه اخبار امری ارگان سازمان بهاییت استناد نمود و دریافت که قیام مردمی در برابر بهاییت مشهود و ملموس بوده است.
✍دکتر#رضایی
چهارشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۳
علما سنگر مقاومت (۵)
ادامه مقاومت روحانیت
تاثیر تلاش های روشنگر عالمان دین از یک سو و معتقدات دینی ملت چنان موثر بود که گردانندگان فرقه بهائی به روشنی میدانستند که مسلمانان ایران از فرقه رویگردان و بیزارند و اطمینان داشتند که فقط عده معدودی به فرقه خواهند گروید، از اینرو در مورد دشواری جذب مسلمانان به بهائیگری چنین نوشته اند: «اول و اهم و اقدم وظیفه ستایندگان اسم اعظم آن است که به تمام قوی جمیع استعدادات مادیه و معنویه خویش را بدوا صرف تحکیم مبانی نظم بدیع ... فرمایند . به تشیید موسسات روحانی پردازند و بعدا بقیه قوا و اوقات و استعدادات خود را مصروف امور ممدوحه ثانوی دیگر نمایند و همواره بخاطر آورند که از جمله جمهور خلایق، فقط معدودی از نفوساند که به نعمت هدایت مخصوص و در زمره اهل ایمان محسوب [میشوند]» (اخبار امری، دوره جدید، ش 10، دیماه 1343، ص 256)
باری در دهه 20 که با افزایش فعالیتهای تبلیغاتی بهاییان مقارن بود، از اینرو هیاتهای اسلامی بسیاری در سراسر ایران برای مقابله با بهاییان به چاپ و نشر آرای خود پرداختند. در این بسیج همگانی روحانیت شیعه هم تشکیلات گسترده ای را پی ریخت و هم گفتمان سیاسی را نشر داد که زمینه ی کسب اقتدار سیاسی در آستانه ی "انقلاب اسلامی" را فراهم آوردند.[...] این گفتمان هر گونه دینی را نقشه ای استعماری برای شکستن "وحدت ملت مسلمان" شناساند و [بهائیان] را غیرخودی و دست نشانده خارجیان برنمود" (بهایی ستیزی و اسلام گرایی در ایران محمد توکلی طرقی، ایران نامه، زمستان 1379بهار1390 شماره 73و74 :81)
رنگ سیاسی مبارزه با بهاییت از سال 1323به بعد این مبارزه را به نوعی به مبارزه با حکومت و اجزای آن بدل ساخت، چرا که برخی از چهرههای حکومت، متهم به داشتن گرایشهای بهاییگری بودند.(جریانها و سازمانهای سیاسی ایران، رسول جعفریان:28) تاثیر دیگر مبارزه با بهاییت آن بود که به یکی از عوامل مهم تقویت و اتحاد نیروهای مذهبی بدل گردید. این مبارزه افزون بر آنکه مذهبیها را متشکلتر میکرد، روی ادبیات دینی این دوره نیز تاثیر داشت. (جریانها و سازمانهای مذهبی – سیاسی ایران، رسول جعفریان، چا ششم 1385: 154.)
به هر ترتیب تکاپوهای روحانیون این دوره آن اندازه نافذ می نمود که توجه و حساسیت عموم طلبه ها را نیز برانگیزد. این تاثیر از دید برخی نویسندگان پنهان نمانده و آورده اند که « این گزاره که بهائیان، مادیگرایان و کسروی و هوادارانش در صدد نابودی اسلام هستند، در نگرش طلابی که در دهه 1320 در حوزه های علمیه مشغول تحصیل بودند تاثیر زیاد و بسزایی داشت. آنها [...] هرگونه باور دینی خارج از مدار اسلام و تشیع را ساخته استعمار برای تضعیف اسلام می پنداشتند. بدین سان این نسل از طلاب مبارزه در راه اسلام را مبارزه با «استعمار» و مقابله با دگردینی می پنداشتند. این نسل که از نزدیک شاهد فعالیتهای تبلیغاتی و آموزشی بهائیان، حزب توده و کسروی و هوادارانش بود، نهادها و برنامه های تعلیماتی گسترده ای را برای مقابله با آنها بنا کرد. [...] آنها ایمان به مذهبی بجز تشیع را نقشه ای استعماری برای تجزیه ایران و تضعیف اسلام می پنداشتند. در مقابله [...] با دگردینان و دگراندیشان، طلاب این نسل آینده ای را پی افکندند که معرّف حال اکنون ایران است.» (بهایی ستیزی و ..... ، محمد توکلی طرقی، ایران نامه همان : 98)
البته کنش های جریانها و جمعیت های مسلمان متکی به ذهنیات نبود بلکه به مشاهدات عینی تکیه داشت چون در سالهای 1326 – 1320 محفل ملی بهاییان ایران برنامهی خود را برای گسترش بهاییگری به مرحله اجرا نهاد. لذا وقتی دامنه وسیع تبلیغات و شدت فعالیت بهاییان، آشکار گردید، اعتراض شدید علما و روحانیون، انجمنها و مجامع مذهبی نیز برخاست. (اسناد فعالیت بهاییان در دوره محمدرضا شاه، ثریا شهسواری مرکز اسناد انقلاب، چ اول، 1378: 60.) از اینرو می توان گفت بالا گرفتن فعالیت بهاییان در شعلهور کردن انگیزههای دینی در جامعه ایران تاثیری استوار داشت.
✍دکتر#رضایی
چهارشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۳
هدایت شده از 🌹گروه سید الشهدا🌹
سلام بخدا لذت بخش هست لحظات عمر خودرابامعارف قرآن واهلبیت همراه سازیم تنها کشتی که هیچ هلاکتی درآن نیست و نجات به تمام معنی درآن وجوددارد سفینه النجات سالار شهیدان شهید عطشان کربلا امام حسین علیه السلام هست او زینت آسما نها وزمین است او اطاعتش ومحبتش بهشت را نورانی میکند وبهشت بدون او هیچ ارزشی ندارد لذا شاعر چه زیبا سروده این گنج پر بهاست ارزان نمی دهم گنجینه سعادت وعاقبت بخیر ی شیعه پرچم سرخ حسینی هست وشیعه بادو بال اوج می گیرد پرچم سبز انتظار مهدوی وپرچم حماسی سرخ حسینی دوستان محفل حسینی راباحضور بیشتر عطر باران ونوران باران وگلباران کنید اللهم عجل لولیک الفرج بحق قمر العشیره وبحق زینب الصبور سلام الله علیهما https://eitaa.com/yagatilabarat
•═══════﷽❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤•༻⃘⃕❀.
💠 درود خدا بر امیرالمومنین آن حضرت می فرماید : همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهای مرگ است، ثروتی كه دستخوش تاراج مصيبتهاست با هر جرعه نوشيدنی، اندوهی گلوگیر و در هر لقمه ای استخوان شکسته ای قرار دارد و بنده نعمتی به دست نياورد جز آنكه نعمتی از دست بدهد و روزی به عمرش افزوده نمی گردد جز با كم شدن روزی ديگر، پس ما ياران مرگيم و جانهای ما هدف نابودی ها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم در حالیكه گذشت شب و روز بنایی را بالا نبرده جز آنكه آن را ويران كرده و به اطراف پراكند؟
📒 #نهج_البلاغه #حکمت191
❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤═══•🦋•═══••༻⃘⃕❀༅
✍ توضیح #حکمت191 🔰
┄┅┅•✿๑❀•🌺•❀๑✿•┅┅┄
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی
🔺در حکمت ۱۹۱ امام بسیار روشن و روان فناپذیری دنیا را بیان میفرمایند. امام فرمودند همانا انسان در دنیا تختهی نشانهگیریِ تیرهای مرگ است .
✅ یعنی انسان در دنیا هر لحظه ممکن است مورد تیرهای مرگ قرار بگیرد و به قول معروف مرگش فرا برسد ؛ یعنی هیچکس هیچ تضمینی برای اینکه لحظهای دیگر را زنده باشد ندارد.
💰ثروتی است دستخوش تاراج مصیبتها ؛ اگر انسان ثروت داشته باشد هر لحظه این ثروت ممکن است غارت شود و از بین برود به خاطر مصیبتها و گرفتاریهایی که هست ؛ یا ور شکست شود ، مال و ثروت و خانهای که دارد ویران شود ، آتش سوزی شود ، سیل بیاید ؛ به هر شکلی که در دنیا می بینیم ؛ یعنی اعتمادی بر اینکه این ثروت برای همیشه حفظ شود قطعاً وجود ندارد .
🚰با هر جرعهی نوشیدنی ، اندوهی گلوگیر
و در هر لقمهای استخوان شکستهای قرار دارد ؛ در همان آب خوردن معمولی ممکن است آب در گلوی انسان گیر کند ، به قول معروف آب در گلو بجهد و دیگر نتواند نفس بکشد ، یا غذایی که میخورد ، همان غذا ممکن است یک لحظه به اشتباه در ریه قرار بگیرد و مانع نفس کشیدن او شود . اینها مواردی است که ما دیدهایم افراد با یک لحظه بوجود آمدن این حالت جانشان را از دست دادهاند .
👤 و بنده نعمتی به دست نیاورد جز آنکه نعمتی از دست دهد ؛ این را باید باور کنیم، به هر حال ممکن است انسان روزبهروز یک رشد مادی بکند و ثروتش بیشتر شود ولی همزمان دارد توانایی و جوانی خود را از دست میدهد. دیدهایم که انسان در جوانی چیزی ندارد ولی الان که پیر شده همه چیز دارد ولی دیگر نمیتواند از آن استفاده کند ؛ این فناپذیری دنیا است .
🌖 و روزی به عمرش افزوده نمیگردد جز با کم شدن روزی دیگر ، خیلی جالب است ؛ درست است یک روز به عمرمان اضافه میشود ، ولی واقعیت این است که یک روز داریم به مرگ نزدیکتر میشویم و این خیلی قابل تأمل است .
⏪ پس ما یاران مرگیم و جانهای ما هدف نابودیها ، پس چگونه به ماندن جاودانه امیدوار باشیم؟ در حالیکه گذشت شب و روز بنایی را بالا نبرده ، جز آنکه آن را ویران کرده و به اطراف پراکنده کرد ، هر بنایی که بالا رفت یک روزی ویران میشود .
🌹 انشاءالله با تأمل در این حکمت به فناپذیری دنیا روزبهروز باورمان را بیشتر کنیم .
⚡️یاعلی✨خدا نگهدار⚡️
┄┅┅•✿๑❀•🌺•❀๑✿•┅┅┄
▪️نورهای تاریک!
▫️طبیعت نور، روشنی و روشنایی است.
▫️طبیعت نور، زلالی و شفافیت است.
▫️طبیعت نور، ضد ظلمت و تاریکی است.
▫️طبیعت نور، هدایت کنندگی است.
اما؛
▪️نور آتش جهنم، عین تاریکی است!
🔸اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ... مِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلمَةٌ (صحیفه سجادیه، دعای۳۲، فراز۲۹)
▪️گاهی نور توحید، برای عده ای مانع رسیدن به خدا است!
🔸إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ اَلاِنْقِطَاعِ إِلَيْكَ... حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ اَلْقُلُوبِ حُجُبَ اَلنُّورِ. (مناجات شعبانیه)
▪️برخی نورهای ظاهری اصلا نور نیستند!
🔸وَ مَن لَم يَجعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُورٍ (نور، ۴۰)
▪️برخی افراد از نور قرآن، به گمراهی میرسند!
🔸وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء، ۸۲)
اما؛
🔹تنها نور حقیقی، ذات خداوند متعال است.
«اللَّهُ نُورُ ٱلسَّماواتِ وَ الأَرۡضِ»
(نور، ۳۵)
گویند علی میزده صد وصله به کفشش ای کاش دل خسته ما کفش علی بود ❤️🩹