• هـومـهر•
هیچکس اگرچه با تو همصدا نبود
هیچکس
هیچکس شبیه تو
عاشق جوانهها نبود
بعد رفتن تو
آنکه میشناختت
در هوای تو گریست
بیشتر گریست
آنکه با تو آشنا نبود
• هـومـهر•
- غم
من امروز ترسیدم
از نبودنت ترسیدم...
از ندیدن دوباره لبخند امیدبخش تو
از نشنیدن صدای گرم تو
از تنهایی آقا و بغض صدای آقا
دلم
یعنی همه ی ما
دلمان میخواست امروز
تو برگردی...
برگردی و باز هم لبخندت رو به مردم ایران هدیه کنی...
و همان که شهید آوینی گفت:
پندار ما این است که ما ماندهایم و شهدا رفتهاند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا ماندهاند ...
تهش رباتهایتان به چه کار آمد؟ ۱۴۵ هزار توییت زدید تا به دنیا بگویید ایران از شهادت رییسجمهورش خوشحال است.
خب بعدش؟ تمام شد؟ همین؟ چقدر خرجش کردید؟
حالا که دنیا دارد تصاویر تشییع باشکوه شهر به شهر رییسجمهور شهید را میبیند، میلیونها «مردم واقعی» را، افسرده نشدید؟ دلارهای آتشگرفتهتان را نظاره کنید و ایمان بیاورید که خدا بزرگتر است...
• هـومـهر•
چه تصویری از مادرِ شهید رئیسی...
دستانی که همچنین فرزندی را پروریده، حالا وظیفه دارد غم یک مادر را پنهان کند🖤
همه نگران بغض دم «اللهم انا لانعلم منهم الا خیرا»ی آقا بودند ابراهیم. همه نگران بودند. همه از دیشب میگفتند دعاکنید آقا سرنماز بغض نکند یکهو. در لحظه این فراز، همه بلند گریه کردند، تمام صفهای قامت بسته پشت شانههای آقا. صفهای توی خیابان. همه بلند گریه کردند که بغض آقا توی صدای جمعیت گم شود. آقا اما بغض نکرد ابراهیم. در تکرار دوم و سوم هم همه مویه سر دادند. میلیونها گریه بلند، برای شنیده نشدن یک بغض آرام؛ آقا اما بغض نکرد ابراهیم. هیچ شانههایش نلرزید. کوه انگار. مشکی هم نپوشید حتی. و بر تابوت شما کمر خم نکرد حتی برای بوسهای یا فاتحهای. رفت و توی دفتر شخصیاش نشست به دیدارهای سران و سرسلامتیهای همسایهها. آقا حواسش هست ابراهیم. مراقب است که توی دل ما خالی نشود. بچهها را بغل میکند. به آدمبزرگها میگوید هیچنگران نباشید. خللی پیش نمیآید. سکنات او آراممان میکند. ابراهیم تو توی دامن کوهها گم شدی، و ما تکیه بر کوهی دادهایم این داغ را. حالمان خوب است، کوهمان استوار هنوز. نگران ما نباش.
✍مبهوت