eitaa logo
محمد ابراهیم کفیل
2.3هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
901 ویدیو
440 فایل
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون انعام/127 ارتباط با ادمین @mekafil1348 @mojtabakafil
مشاهده در ایتا
دانلود
نماز ماشاء الله(2).mp3
زمان: حجم: 2.1M
- امام صادق عليه السلام فرمودند: 🔸«إذا قام العبد نصف الليل بين يدي ربّه، فصلّى له أربع ركعات في جوف الليل المظلم، ثمّ سجد سجدة الشكر بعد فراغه، فقال: مَا شَاءَ اللَّهُ، مَا شَاءَ اللَّهُ (مئة مرّة) ناداه اللَّه جلّ جلاله من فوق عرشه: عبدي، إلى كم تقول مَا شَاءَ اللَّهُ، أنا ربّك، وإليَّ المشيئة، وقد شئت قضاء حاجتك، فسلني ما شئت»  🔸«وقتى كه بنده‌اى در نيمه شب در مقابل پروردگارش بپاخيزد ودر دل شب تاريك چهار ركعت نماز بخواند وسپس بعد از فراغت از نماز، سجده شكر بجاآورد ويكصد بار مَا شَاءَ اللَّهُ بگويد، خداوند از بالاى عرشش ندا مى‌كند: بنده من! چقدر «ماشاء اللَّه» مى‌گويى، من پروردگارت هستم، ومشيّت مربوط به من است، ومن خواسته‌ام كه حاجت تو برآورده شود، پس هرچه مى‌خواهى از من طلب كن.» وسائل الشيعه،ج۷ ص۶ ابواب سجدتى الشكر، باب ۱، حديث ۴
پنجم عبدالله بن الحسن عليهما السلام تا عزای شه لب تشنه عزای حسن است پس حسینیه ی ما صحن و سرای حسن است نهضت کرببلا تحت لوای حسن است گریه ی این دهه روزیش به پای حسن است کربلا آمده اند این دو به امضای حسن هرچه داریم به قربان پسرهای حسن نوبت نوکری ساحت عبدالله است رحمت الله همان رحمت عبدالله است صحبتی هست اگر صحبت عبدالله است ذکر لبها مددی حضرت عبدالله است یازده ساله ولی حافظ قرآن‌ است این به سکوتش منگر غرش طوفان‌ است این کربلایی مدنی بوده از اول نسبش این‌ حسن زاده حسین است فقط روی لبش در حرم عبد حسین است همیشه لقبش نوجوانی علی زنده شده از ادبش این چه شانیست که هنگام بیانش شده است جان‌ ناموس خدا حافظ جانش شده است باز انگار حسن دست به دست زهراست تل شده کوچه و زهرای قبیله تنهاست بازهم‌ حرف علی شد سر نامش دعواست ریسمان خنجر کند است و به مقتل غوغاست کوچه ی سنگی و گودال به هم‌ پیوستند قنفذ و شمر در این فاجعه ها هم دستند روی تل بود دلش در وسط میدان بود به رویش گرچه نیاورد ولی گریان بود عمه هم‌ مثل خودش بی رمق و حیران بود همه سیراب و عمویش چقدر عطشان بود ناگهان دست کشید و سوی میدان آمد به سرش میزد و با ذکر عموجان آمد آمد و دید که غوغا شده دور پدرش یک نفر نیزه فرو کرده میان کمرش یک نفر هم زده بر صورت او با سپرش یک‌ نفرهم زده با کهنه غلافی به سرش ولی الله تنش زیر لگدها مانده نیزه ی بدقلقی در دهنش جا مانده حرمت خون خدا زیر سنان چال شد و زینت دوش نبی زینت گودال شدو.. آنقدر خون ز تنش رفت که بیحال شد‌و تن‌ پاکش وسط هلهله پامال شدو.. یاعلی گفت و صدارا به گلویش انداخت خویش را گریه کنان روی عمویش انداخت دست خود را سپر بی کسی آقا کرد زیر لب با عموی تشنه لبش نجوا کرد پلک خون بسته خود را به چه زحمت وا کرد و‌خودش را بغل زخم عمویش جا کرد گفت هرچند عمو زخمی و درهم شده ام باز صد شکر فدایی امامم شده ام سید پوریا هاشمی
اِبـتلایش فرق داشت چون که در نزد عـمو “قالوا بلایش” فرق داشت بر عمـو لبّیـک گفت… وقتِ حَجّش بود و لَحنِ ” رَبّـنایش ” فرق داشت مثل نامـش خاص بود روضه ی او با هـمه حـال و هوایش فرق داشت “لا أُفـارِق گو”دویــد صـوت غــرّایِ “أنَا بْنُ المُجـتَبایــش” فرق داشت هم سـپر شد هم قلم ای به قُـربانش که جنسِ دستهایش فرق داشت گـشت آویزان به پوست پس گریزِ روضه ی دســـت جُــدایش فرق داشت بـین آغـوش حُـسـین آخــرین نذری این قُـــربان , مِـنایش فرق داشت گفت “واأمّاه ” لیک آخِرین دَمْ , خـواهـشِ مادر بیـایـش فرق داشت بـا سه شعبه ذبح شد گرچه با شش ماهه خیلی حجم نایش فرق داشت مانـْد در گـودال , آه وقت دفنش استخوانهایش صدایش فرق داشت محمّدقاسمی
لشکری سنگ زد و تیر به ترفند آمد حرمله خیر نبینی! نفسش بند آمد شمر لبخند زد و غائله از تب افتاد خاک عالم به سرم! شاه ز مرکب افتاد لشکر کفر از این صحنه به تکبیر افتاد شاه تنها, ته گودال بلا گیر افتاد تشنگی,تشنه ی تسبیح و سجودش می کرد نیزه ای پیله به لبهای کبودش می کرد زیر سنگینی یک چکمه تقلا می کرد مجتبی زاده ای از دور تماشا می کرد سایه ی تیغ جفا, زیر گلویش که رسید یادگار حسنش داخل گودال دوید پا برهنه, جگرش را به سر دست گرفت نعره ای زد؛ مدد از ساقی سرمست گرفت بانگ برداشت, زبان ها ز سخن افتادند کینه توزان جمل یاد حسن افتادند دست خالی به هواداری عشق آمده بود با لبی تشنه به غمخواری عشق آمده بود بی سپر بود, ولی عزم یداللهی داشت بابت زخم فدک نیت خون خواهی داشت تیغ اگر داشت,چه درسی به جنم ها می داد پاسخ شبهه ی صلح پدرش را می داد لحظه ای کار قدم هاش به لرزش نکشید هیچ کس بر سر او دست نوازش نکشید در عوض,جای نوازش به غمش خندیدند به غرور پدر بی حرمش خندیدند هاتفی گفت: یتیم است,مراعات کنید! نیزه ای گفت:حسینی ست,مجازات کنید! تیغ بیرون ز غلافی به تکاپو افتاد عاقبت قرعه به افتادن بازو افتاد نوه ی فاطمه را از سر کینه کشتند! به همان شیوه ی مرسوم مدینه کشتند وحید قاسمی
مکشوفات:در بنر نوشته است "ما خوشبخت هستیم که در دوران تو به دنیا آمدیم و تو را از نزدیک دیدیم، وگرنه ما فقط داستان‌های شجاعت را در کتاب‌ها می‌خواندیم." این روزها چنین بنرهایی در سراسر هند، در خیابان‌ها نصب می‌شود. همه، حتی هندوها و اهل سنت هم چنین بنرهایی می‌زنند. عکسی که می‌بینید، مربوط به یک سیاستمدار مشهور اهل سنت در بمبئی است. ⭕️ این جنگ، فوبیاهای چندین سال ساخته شده علیه ایران را باطل کرد، و به اندازه نهاد تقریبی و فرهنگی، ایران را جلو انداخت. فقط ما باید از این فرصت استفاده کنیم یحیی جهانگیری
راههای مقابله با خود برتر بینی.mp3
زمان: حجم: 45.7M
سخنرانی روز چهارم محرم الحرام ۱۴۴۷ دفتر امام جمعه محترم شهرستان فسا در جمع روحانیون و مبلغان ۱۴۰۴.۴.۹
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تابستان۱۳۶۰ vs تابستان۱۴۰۴ انصافا دست خداوند متعال را باید دید
روضه عبد الله بن الحسن علیهماالسلام قَالَ الرَّاوِي: فَاسْتَدْعَى الْحُسَيْنُ ع بِخِرْقَةٍ فَشَدَّ بِهَا رَأْسَهُ وَ اسْتَدْعَى‏ بِقَلَنْسُوَةٍ فَلَبِسَهَا وَ اعْتَمَّ فَلَبِثُوا هُنَيْئَةً ثُمَّ عَادُوا إِلَيْهِ وَ أَحَاطُوا بِهِ فَخَرَجَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ غُلَامٌ‏ لَمْ‏ يُرَاهِقْ‏ مِنْ عِنْدِ النِّسَاءِ يَشْتَدُّ حَتَّى وَقَفَ إِلَى جَنْبِ الْحُسَيْنِ ع فَلَحِقَتْهُ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ ع لِتَحْبِسَهُ فَأَبَى وَ امْتَنَعَ امْتِنَاعاً شَدِيداً فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ لَا أُفَارِقُ عَمِّي فَأَهْوَى بَحْرُ بْنُ كَعْبٍ وَ قِيلَ حَرْمَلَةُ بْنُ كَاهِلٍ إِلَى الْحُسَيْنِ ع بِالسَّيْفِ فَقَالَ لَهُ الْغُلَامُ وَيْلَكَ يَا ابْنَ الْخَبِيثَةِ أَ تَقْتُلُ عَمِّي فَضَرَبَهُ بِالسَّيْفِ فَاتَّقَاهَا الْغُلَامُ بِيَدِهِ فَأَطَنَّهَا إِلَى الْجِلْدِ فَإِذَا هِيَ مُعَلَّقَةٌ فَنَادَى الْغُلَامُ يَا أُمَّاهْ فَأَخَذَهُ الْحُسَيْنُ ع وَ ضَمَّهُ إِلَيْهِ وَ قَالَ يَا ابْنَ أَخِي اصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِكَ وَ احْتَسِبْ فِي ذَلِكَ الْخَيْرَ فَإِنَّ اللَّهَ يُلْحِقُكَ بِآبَائِكَ الصَّالِحِينَ. قَالَ فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ كَاهِلٍ بِسَهْمٍ فَذَبَحَهُ وَ هُوَ فِي حَجْرِ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام.‏
 "ما باید بدانیم درست است ایران وطن ماست و ما به این وطن علاقه مندیم حبّ وطن هم از ایمان است و بر ما واجب است که از این سرزمین دفاع کنیم و اگر کسی درباره دفاع از سرزمینش کشته بشود، شهید است و این را هم دین ماست که به ما می گوید، اما ایران منهای اسلام خطرات زیادی را به یاد دارد." "نتیجه ایران منهای اسلام چیزی جز ذلت نیست. وقتی دین از جامعه گرفته شد، مثل تفاله گلی است که گلاب از آن استخراج شده است"  "نتیجه ایران منهای اسلام در جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و کودتای ننگین 28 مرداد مشخص شد."
✍‏آنکه در میانه آتش، از نسیم سخن می‌گوید؛ در هیاهوی شمشیر، از ساز؛ و در هنگامه ظلم، از لبخند، پیام‌آور صلح نیست، خواب‌گرد بی‌درد است. بله، کاش دنیا جای عشق و یگانگی بود، اما وقتی درِ خانه‌ات را به آتش می‌کشند، تو حق نداری به جای سلاح، ساز به دست بگیری. آن سرباز، خوب می‌داند کِی باید بجنگد و کِی باید بنوازد..... ساز صدای جان است؛ اما وقتی که وطن در امان باشد. موسیقی نغمه عشق است؛ اما نه در روزی که خشم و غیرت و ایستادگی باید فریاد شود. صلح، بدون قدرت، رؤیای بردگان است....... کاش دنیا آن می‌شد که می‌گویید؛ اما امروز، دنیا باید آن شود که باید. و این از عهده سلاح برمی‌آید، نه ساز! دنیا اگر به صلح برسد، نه از راه سلفی با سگ و ساز، که از راه سیلی سربازان غیوری است که صورت متجاوز را سرخ می‌کنند. ✍سید یاسر جبرائیلی