eitaa logo
محمد ابراهیم کفیل
2.3هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
896 ویدیو
440 فایل
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون انعام/127 ارتباط با ادمین @mekafil1348 @mojtabakafil
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم مرور تاریخ برای اندیشیدن و عبرت گرفتن رهبري حفظ تكنولوژي هسته‌اي را خط قرمز خواندند حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف آن برسند، ایشان در مقام رهبری نخواهند ماند! 🔻خاطرات تلخ و قابل‌تأمل آقای هاشمی رفسنجانی: 🔸۳ مهر۸۲: عصر آقای خاتمی آمد. در مورد مسائل هسته‌ای هم نظر شدیم و به ایشان توصيه کردم که در فکر کناره‌گیری نباشد و به کار خود ادامه دهد! 🔸۹ مهر۸۲: در جلسه مشورتی، رهبری پذیرفتند که با شروطي پروتکل الحاقی اجرا شود ولی با تعطيلي غنی‌سازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند. 🔸۲۰ مهر۸۲: سر شب دکتر روحانی آمد. گفت: البرادعی تهدید کرده و اروپايی‌ها هم هنوز حاضر نشده‌اند، کسی را برای مذاكره بفرستند. هيأت دولت هم ترسيده، فشار را روی آقای خاتمی زياد کرده که بپذیریم و مجلسيان هم نامه‌ای تهیه کرده‌اند كه از آقاي خاتمي خواسته‌اند بپذيريم و رهبري هم جلوتر آمده‌اند و پذيرفته‌اند که موقتاً غني سازي را متوقف كنيم. 🔸۲۹ مهر ۸۲: ایران در مقابل پذیرش تأييد برخورداري از فوائد صلح آميز هسته‌اي، پذيرفته كه پروتكل الحاقي را امضاء كند و غنی‌سازی را موقتاً متوقف کند! 🔸۳ آبان ۸۲: ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها هم از نحوه تصمیم‌گیری در مورد پروتکل و توقف غنی‌سازی ناراحت بودند و معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماه‌های اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرف‌های خود برگشته‌اند.گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار می‌آيد!  🔸۵ آبان ۸۲: رهبری فقط با تأخير تزريق گاز اورانيوم موافقت کرده‌ و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی  بیش از این می‌خواهد! 🔸۱۱ آبان ۸۲: عصر در برنامه افطار رهبری مدیران و مسئولان جمع بودند. رهبری گفتند: «تا اینجا درست عمل شده ولی ما برای خنثی کردن توطئه آمریکا که درصدد ایجاد اجماع علیه ایران بودند، پذیرفتيم که همه چيز شفاف باشد ولی برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف می‌کنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد! 🔸۲۸ بهمن ۸۲: شب مهمان رهبری بودم. در مورد مسائل هسته‌ای هم بحث کردیم. ایشان مصمم است که در مورد چرخه سوخت تسلیم نشوند و مقاومت كنند، گرچه به برخورد رسد! 🔸۵ خرداد ۸۳: شب مهمان رهبری بودم. از من خواستند که در جلسه مشورتی فردا که برای مسائل هسته‌ای داریم، با پیشنهاد لغو تعلیق موافقت کنیم. گفتم: بهتر است عجله نشود و فرصت دیگری به دکتر روحانی و دولت بدهیم و از عکس‌العمل تند غرب جلوگیری کنیم! 🔸۶ خرداد ۸۳: رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت! 🔸۱۷ تير ۸۳: آمريكا و اسرائيل علناً ايران را در مسائل هسته‌اي تهديد كرده‌ و رهبري در همدان گفته‌اند كه براي ضربه متقابل، محدود به مكان خاصي نخواهيم بود! 🔸۷ مرداد ۸۳: مقامات اتريش رسماً اطلاع داد‌ه‌اند كه اسرائيل قصد حمله به تأسيسات هسته‌اي ايران دارد! 🔸۲۰ مرداد ۸۳: شب مهمان رهبري بودم. در مورد مسائل هسته‌اي مذاكره كرديم. تصميم اين شد كه غني سازي را آغاز كنيم. 🔸۱۷ شهريور ۸۳: رهبری از تصميم جلسه مشورتي، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه سازي هسته‌اي ناراضي اند. ولي من گفتم: تصميم خوب و به جايي است! 🔸۵ مهر ۸۳: عصر در دفتر رهبري، بحث مسائل هسته‌اي بود. سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه گازدهي را تا اجلاس آينده آژانس شروع نكنند چون روحاني میگوید که اگر گازدهي شروع نشود، امكان تفاهم هست. رهبري حفظ تكنولوژي هسته‌اي را خط قرمز خواندند حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف آن برسند، ایشان در مقام رهبری نخواهند ماند! 🔸۱۱ آبان ۸۳: عصر در دفتر رهبري جلسه مشورت درباره مسائل هسته‌اي بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيت‌الله خامنه‌اي مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذيرفتند! 🔸۲۵ آبان ۸۳: بيانيه اروپا درباره توافقات هسته‌اي منتشر شد و دكتر روحاني در مصاحبه‌اي توجيهات خوبي داشت و البرادعي ضمن اينكه پنهان كاري گذشته ايران را تخلف خواند، از همكاري مؤثر فعلي ايران ابراز رضايت كرد. 🔸۹ آذر ۸۳: دكتر روحاني از من به خاطر چند بار باز كردن گره كار، قدرداني كرد. 🇮🇷
✏️چرا کسی چیزی نمی‌گوید؟ ۵۰ روز از حمله‌ی بزرگترین باند تروریستی جهان یعنی امریکا علیه ایران می‌گذرد. 🔺می‌دانید ۵۰ روز حمله‌ی امریکا به یک کشور یعنی چه؟ یعنی علی القاعده و به حسب تجارب گذشته، اتفاقاتی شبیه عراق باید می‌افتاد، تفتیش خانه به خانه توسط سربازان امریکایی و قتل عام مردان به بهانه‌های واهی و تجاوز به زنان و دختران! یا شاید شبیه افغانستان، نابودی زیرساخت‌های ارتباطی و قطعی برق و آب و‌ گاز بر اثر حملات پی در پی و خداحافظی با نظام بهداشت و سلامت. چرا انقدر سخت بگیریم، کمترینش این بود که خدمات بانکی و اداری باید تعطیل می‌شد و تا روزی که امریکا هوس می‌کرد تعیین تکلیف کند، زندگی مردم زیر فشار اقتصادی و اجتماعی له می‌شد. همین الانش کوبا دو ماهی می‌شود که توسط ارتش تروریستی امریکا محاصره است و خبری از برق نیست، البته هنوز جنگی آغاز نشده و همه‌ی این بحران‌ها فقط با محاصره رخ داده است. در ونزوئلا که نه جنگی رخ داده و نه محاصره‌ای، فقط یک رئیس جمهور به صورت شبانه سرقت شده و امروز با چنبره‌ی امریکا بر منابعش، شاهد صف پمپ بنزین ۲۴ ساعته هستیم و در‌ کشور نفت خیز، مردمانش باید برای قطره‌ای نفت و بنزین، پول خون‌شان را بدهند. سوریه هم که دیگر گفتن ندارد، همین الانش که با امریکا در صلح و سازش است، جنوب غرب کشورش تحت تصرف است و جرات ندارد جیک بزند... بگذریم، انقدر از این‌نمونه‌ها در کشورهای دور و نزدیک چون لیبی و مکزیک و ویتنام رخ داده که نوشتنش یک طومار می‌طلبد! اما ایران پس از ۵۰ روز مقاومت در برابر حملاتی که هر کدامش می‌توانست کشوری را به خاک سیاه بنشاند، نه تنها یک وجب خاک نداده بلکه امروز شبکه برق پایدار دارد، خدمات درمانی‌اش برقرار است، صف پمپ بنزین‌ها خلوت است، شبکه بانکی طبق روال عادی کار می‌کند، ادارات مشغول خدمت‌رسانی هستند، فضای شهر به لطف پاکبان‌ها تمیز و چشم نواز است، مردم مشغول عبور و مرور هستند و زندگی در جریان است. اما چرا کسی چیزی نمی‌گوید؟ این اتمسفری که پس از جنگ در ایران برقرار است و برای ما عادی است، در نگاه دنیا خودش یک اعجاز است. کشوری که به ابتلائات همسایگانش دچار نشد بلکه با نیروی مقاومت، هیمنه‌ی این نیروی اهریمنی را در هم شکست و حالا در تنگه‌ای به نام هرمز او را گرفتار کرده است. باید چشم‌ها را بشوییم و نعمت‌ها را ببنیم و روایت کنیم " وَ اَمّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث" [ضحی،۱۱] نعمت‌ها را آشکار کنید و آن‌ها را شکر کنید که "لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ" .
«پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم؟!» انقلابمان را: زمانی از ژاندارمری قم میترساندند! زمانی از ساواک مرکزی میترساندند! زمانی از خشم اعلی حضرت شاه مخلوع! زمانی از کشتار مردم توسط ارتش شاهنشاهی! زمانی از کودتا! زمانی از جنگ تحمیلی! زمانی از تحریم اقتصادی آمریکا! زمانی از خروج آمریکا از برجام! زمانی از انزوای جهانی! زمانی از تحریم شورای امنیّت! زمانی از ترور رهبر و ارکان نظام! زمانی از حمله نظامی آمریکا! و این انقلاب نورانی با عزم راسخ و عنایت الهی از همه این ترسها گذشت و باطن پوچ و توهّمی قدرتهای غیر خدایی را عیان کرد. هر چه هم گذشت پر قدرتتر و نورانی تر و جذابتر شد. زبان حالش این بود که: «پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم؟!» و اکنون در آخرین مرحله ها این انقلاب را با حمله به زیرساختها میترسانند! باید از گذشته درس گرفت و جز از خدا نترسید! مخصوصا حالا که خود طاغوت بزرگ چنین تهدید علنی را بر زبان رانده! اگر ترسی از خود نشان دهیم دیگر تا انتها با سایه چنین ترسی از ما باج خواهد گرفت! یکبار برای همیشه حسبنا الله و نعم الوکیل گویان تا ته ماجرا باید رفت و جز از خدا نترسید! وعده نصرت خدا برای مؤمنان یقینی تر از این ترسهای موهوم است! «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين‌» حجت‌الاسلام والمسلمین سجاد قربانی
دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»... رسانه KHAMENEI.IR در آستانه سالروز ولادت پر برکت حضرت امام رضا علیه‌السلام، غزلی را از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای با عنوان «در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام» برای نخستین‌بار به شرح زیر منتشر میکند: بسم الله الرّحمن الرّحیم «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام» 🔹فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن 🔹بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن 🔹ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع) گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن 🔹ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن 🔹بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن 🔹اینک هزار دست تمنّا گشوده بین دست کرم گشاده به رسم کرام کن 🔹دارالشّفای آتش و آب است این سرای سوز دل مرا به نمی التیام کن 🔹دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن 🔹دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن 🔹و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن ✍سیدعلی خامنه‌ای
🔻از «بی‌ملتی» فروغی تا «ملت امام حسین» شهید سلیمانی 🖊احمدحسین شریفی ـــــــــــــــــ بی‌شک، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) از مهم‌ترین معماران عصر پهلوی بود. یکی از مغزهای متفکر دو طاغوت پهلوی بود. یکی از حسرت‌های همیشگی او که تا پایان عمر از فقدان آن رنج می‌برد، فقدان ملیت یا ملت در جغرافیای ایران بود. او در دفتر یادداشت خود نوشته بود: «ایران ملت ندارد؛ افکار عمومی ندارد. اگر افکار عمومی داشت، به این روز نمی‌افتاد و همه مقاصد حاصل می‌شد اصلاح حال ایران و وجود آن متعلق به افکار عامه است و اگر بگویید تعلیق بر محال می‌کنی، عرض می‌کنم خیلی متأسفم؛ اما امیدم به فضل خداوند است، نه اسباب ظاهر.» حتی بالاتر از این وی تصریح می‌کرد که یک هویت حقیقی و واقعی به نام «ایران» نداریم! «ایران اول باید وجود پیدا کند تا بر وجودش اثر مترتب شود. وجود داشتن ایران، وجود افکار عمومی است.» او در شهریور ۱۳۲۰ دید که چگونه ارتش مقتدر ایران بدون هیچ مقاومتی و حتی بدون شلیک یک گلوله تسلیم شد، و شاه ایران که از هیچ جرم و جنایتی علیه مردم ایران کوتاهی نمی‌کرد و قلدری و دیکتاتوری او زبانزد همگان بود، چگونه با زبونی و خفت و خواری به بندعباس رفت و سوار بر کشتی شد و به جزیره موریس تبعید شد و پسرش که جانشین او بود سالیان سال قدرت بازگرداندن جنازه او را نداشت! او خواری و بی‌عرضگی محمدرضا پهلوی در برابر اروپاییان و آمریکاییان را دیده بود. در همه این روزها دیده بود که مردم ایران هم هیچ اقدامی برای دفاع از شاه و دولت رضاشاه و محمدرضا شاه نمی‌کنند. به همین دلیل می‌گفت چیزی به نام «ملت ایران» اساساً وجود ندارد. از ابتدایی‌ترین نشانه‌های وجود «ملت» غیرت نسبت به وطن و حساسیت نسبت به آب و خاک وطن است که به باور فروغی در ایرانیان وجود نداشت! ای کاش محمدعلی فروغی زنده بود و پانزده خرداد سال ۱۳۴۲ به بعد را می‌دید و معنای واقعی ملت را می‌فهمید. ای کاش می‌بود و می‌دید که آنچه به ملت، هویت می‌دهد، «امامت» و «حکمرانی ولایی» است. نه شاه و حکمرانی پادشاهی و دیکتاتوری. ای کاش می‌بود و می‌دید و می‌فهمید که ملی‌گرایی جز در سایه دین‌گرایی محقق نخواهد شد؛ ای کاش می‌بود و می‌دید و می‌فهمید که وطن‌دوستی جز در سایه ایمان به خدا و ولایت یک رهبر الهی، هرگز به ارزش تبدیل نمی‌شود. ای کاش می‌بود و می‌دید که با آن همه مطالعه غرب و تاریخ غرب و فلسفه و حکمت غرب و با آن همه ادعای علم و سواد، در برابر فهم کسی مثل شهید سلیمانی که گفت «ما ملت امام حسینیم» کودکی دبستانی بیش نیست. ای کاش می‌بود و می‌دید برانگیختگی امت خامنه‌ای شهید را؛ و ... @Ahmadhoseinsharifi 🌹
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با تقلید از ادبیات بیگانگان، نیروهای انقلابی ، مصمم و پایدار در دفاع از انقلاب و ارزش‌ها را متهم به "تندروی" نکنیم
32.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 پيش بينی سردار پر افتخار شهید حاج‌‌ قاسم سلیمانی دربارۀ جنگ با آمریکا و رژیم‌ صهیونیستی، بستن تنگۀ هرمز و پاسخ منطقه‌ای ایران
؛ ماجرای توسل پسرم مجتبی به امام رضا برای آزادی من از زندان پهلوی همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیه‌السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می‌آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم. شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir | بله | ایتا | سروش | روبیکا