«توت خشکه و غریبه انیتارو ببره عدن🚮🚮من با خیانت کارا حرف نمیزنم
حسم به ملودی:
دروغ میگه من کاملا ریلکس داشتم بازی میکردم انگار وجود نداره
«توت خشکه و غریبه انیتارو ببره عدن🚮🚮من با خیانت کارا حرف نمیزنم
مطمئنی؟
تو نامه زده بودی مثل خواهر کوچیکترم 😂😂
«توت خشکه و غریبه انیتارو ببره عدن🚮🚮من با خیانت کارا حرف نمیزنم
تو نامه زده بودی مثل خواهر کوچیکترم 😂😂
بعد دیانا پشماش ریخته بود که عه این چقدر مثبته
سادات میای یهو میگی من وجود دارم بعد میری 😭😭
«توت خشکه و غریبه انیتارو ببره عدن🚮🚮من با خیانت کارا حرف نمیزنم
چون میخواستم ترست بریزه
داداش خجالت میکشیدم ترس چیه
بعدشم اون مهرسا دهنمو سرویس کرده بود اینقدر چرت و پرت گفته بود