eitaa logo
مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام
1.2هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
658 ویدیو
97 فایل
‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 کانال مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan ادمین: @masjedemamhasanfajr
مشاهده در ایتا
دانلود
🐓 رزق، مثل ظرف آب مرغداری‌هاست. 💦 آب خوری آنها این طور است که کمی بالاتر از لبه ظرفی را سوراخ کرده و آن را پر از آب می‌کنند و روی یک ظرف بشقاب مانند، بر می‌گردانند و آب توی بشقاب زیرین می‌آید. 💧 وقتی آب در بشقاب جمع شد و مقابل سوراخ رسید متوقف می‌شود و جوجه‌ها از آب‌ها می‌خوردند.🐤 🌧 یعنی وقتی مصرف شد تولید می‌شود نه این که تولید می‌شود تا مصرف شود. ✅ روزی همیشه با مصرف همراه است نه تولید. اگر ده جوجه آب بخوردند، آب بیشتری بیرون می‌آید و اگر پنج جوجه بخورند، آب کمتری بیرون می‌آید. ◀️ روزی انسان این چنین است. اگر کسی هزینه چند خانواده را تامین کند، مصرف آنها، موجب زیاد شدن درآمد می‌شود 🌟 زیرا هرکس روزی خودش را می‌خورد و نمی‌تواند روزی شخص دیگری را بخورد. 🌹 اگر انسان این معنی را بداند، وقتی کسی از او کمکی بخواهد؛ خوشحال می‌شود و می‌فهمد که بناست خداوند به او روزی بیشتری بدهد. 🔴 اما اگر سفره‌اش را بست و جلوی مصرف دیگران را گرفت، روزی هم بند می‌آید. 📣 آیت الله حائری شیرازی ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
🔶 🔻شاگردی از استادش درباره ی جلب رضایت خدا و بهترین راه آن پرسید. استاد گفت: به گورستان برو و به مرده ها توهین کن! شاگرد دستور استاد را اجرا کرد و نزد او برگشت. استاد گفت: جواب دادند؟شاگرد گفت : نه. 😕 استاد گفت: پس بار دیگر به آنجا برو و آن ها را ستایش کن! شاگرد اطاعت کرد و همان روز عصر نزد استاد برگشت. استاد بار دیگر از او پرسیدکه آیا مرده ها جواب دادند؟ شاگرد گفت : نه. 😕 استاد گفت: برای جلب رضایت خدا، همین طور رفتار کن! نه به ستایش های توجه کن و نه به تحقیر ها و تمسخر هایشان!👏 بدین صورت است که می توانی راه خودت را در پیش گیری 🌼🍃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌
🔸بلا، عامل نجات از سقوط🔸 🚖 راننده‌ای که با نرده‌های کنار جاده تصادف می‌کند، از اینکه خساراتی به ماشین او وارد شده است، به‌شدت ناراحت می‌شود و نرده‌ها را عامل این خسارت می‌داند؛ 🌪 ولی وقتی پایین می‌آید و آن‌طرف نرده‌ها را که دره‌ای وحشتناک است می‌بیند، بسیار خوش‌حال می‌شود و نرده‌ها را وسیلۀ نجات خود می‌داند. ✅ مصیبت‌ها همان نرده‌های کنار جاده‌اند که در ظاهر خساراتی وارد می‌کنند، ولی مانع پرت شدن به دره می‌شوند.
🔶 جریانی عجیب از برخورد نامناسب یکی از فضلا با خانواده اش ◀️ در آمل در مسجد سبزه میدان مشغول درس و بحث و اقامه نماز شدم. 🔷 روز دوم پس از نماز به منزل آمدم. پس از ناهار آماده استراحت شدم، ولی بچه ها با سر و صدا و بازی نگذاشتند، 🔴 من که خسته بودم با بچه ها و مادرشان دعوا کردم، در حالی که نباید دعوا می کردم، بالاخره در محیط خانواده پدر باید با عطوفت رفتار کند. 🌹 پس از لحظاتی ناراحت شدم، به حدی که اشکم جاری شد. از خانه بیرون رفتم و مقداری میوه و شیرینی برای بچه ها خریدم تا شاید دلشان را به دست آورم و از ناراحتیم کاسته شود. 🌪 زمین و آسمان بر من تنگ شد و احساس کردم که نمی توانم در آمل بمانم. از آمل بیرون آمده، به قصد عزیمت به تبریز و محضر آقا سیدمحمدحسن الهی عازم تبریز شدم.  ✅ امام رضا علیه السلام فرمود :‌ «كسی كه ایمانش برتر از دیگران است، اخلاقش نیكوتر و به خانواده‌اش مهربان‌تر است و من نسبت به خانواده‌ی خود، مهربان‌ترم» 📝 در منزل ایشان پس از لحظاتی احوالپرسی اظهار داشتند: من نمی دانستم شما قم هستید یا آمل؟ لذا می خواستم نامه ای به اخوی (علامه طباطبائی) بنویسم تا نامه را به شما برسانند. 🔹 با تعجب عرض کردم: آقا چه اتفاقی افتاده که می خواستید مرا در جریان بگذاری؟ 🌙 فرمودند: من خدمت آقای قاضی مشرف شدم و سفارش شما را به ایشان کردم. ولی حاج آقای آملی! (استاد خیلی مودب بودند و مرا حاج آقای آملی خطاب می کردند) ایشان از شما راضی نبودند. 🔥 با شنیدن این جمله تا لاله گوش سرخ شدم، عرض کردم: آقا چطور؟ چرا راضی نبودند؟ 🌟 فرمودند: ایشان به من گفتند: آقای آملی چطور هوس این را دارد در حالی که با عائله اش(خانواده اش) اینطور رفتار می کند؟ ☘ بعد فرمود: حاج آقای آملی! داستان رفتار با عائله چیست؟ 💦 زبانم بند آمد و اشکم جاری شد و بالاخره به ایشان ماجرا را عرض کردم. فرمود: آقا! چرا؟ اینها امانت خدا در دست ما هستند. 🕌 به قم بازگشتم و کل ماجرا را نیز خدمت آقای علامه طباطبائی عزیز عرض کردم و ایشان هم تعجب کرد و پس از سکوت زیادی فرمود: «آقای قاضی بزرگمردی بود.» ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
🔴 ای کاش! 🔸شخصی خدمت رسول اکرم (ص) گفت آقا من هیچ گناهی و کار زشتی نیست که انجام نداده باشم! هر کار زشتی شما بگویید من مرتکب شدم؛ هیچ راه نجاتی برای من هست؟ حضرت فرمودند: پدر و مادر داری؟ گفت دارم. فرمودند: برو به پدرت خدمت کن. 🔹وقتی رد شد حضرت فرمودند ای کاش مادرش زنده بود. اگر بود خیلی زودتر می‌توانست علاج دردش را بکند به مادر خیلی اهمیتش بیشتر است. ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
💠 «ردّوا إليه‏ روحه‏، فإنّ محمّد بن عليّ قد سألناه‏.» 👤 اهل شام بود و زیاد به محضر صلوات‌الله‌علیه شرفیاب می‌شد. روزی در محفل حضرتش گفت: سوگند به خدا حضور من در خدمت شما به جهت محبّت به شما نیست، در روى زمين كسى را بيش از شما خانواده دشمن نمی‌دارم‏، بلکه فقط به خاطر و شماست که در این محفل حاضر می‌شوم! 🔆 امام علیه السلام تبسمی نمود و چیزی نفرمود. 🤒 چند روزی گذشت و خبری از جوان نشد؛ حضرت جویای حال آن جوان شد؛ شخصی گفت: او بیمار است. ⚰ در این حین شخصی وارد شد و گفت: ای فرزند رسول خدا! جوان شامی که در مجلس شما حاضر می‌شد از دنیا رفت؛ او وصیّت کرده که شما بر جنازه‌ی او نماز بخوانید. ❇️ امام باقر علیه‌السلام فرمود: وقتی او را غسل دادید، بگذارید روی سریر باشد و کفن نکنید تا من بیایم. 📿 آنگاه حضرتش برخاست و وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند و دعا نمود، سپس سر به سجده گذاشته و سجده را طول داد، بعد برخاست و ردای صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را بر تن کرد و نعلین بر پا نمود و به سوی او رفت. 👈🏻 وارد خانه شد، آنگاه وارد اتاقی شد که او را غسل می‌دادند، او را غسل داده روی سریر گذاشته بودند؛ حضرت با نامش او را صدا زد و فرمود: ای فلانی! ✋🏽 ناگاه آن جوان پاسخ داده و لبّیک گفت و سر بلند کرد و نشست؛ حضرت شربت سویقی خواست، به او خورانید. ⁉️ آنگاه پرسید: چه شده به تو؟ 🎶 گفت: قبض روح شدم؛ وقتی روح از بدنم خارج شد صدای دلنشینی را شنیدم که تا بحال نیکوتر از آن نشنیده‌ام که گفتند: «ردّوا إلیه روحه، فإنّ محمّد بن علیّ قد سألناه»؛ روح او را باز گردانید، زیرا او را از ما خواسته است. 📚 اقتباس از کتاب الثاقب فی المناقب، ص۳۶۹، ح۲. ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
🌹ملا حسن کاشی🌹 🌷صله از جانب امیرالمؤمنین علیه السلام🌷 🔸🔸🔸🔸🔸 دولتشاه سمرقندی نقل می کند مولانا حسن بعد از زیارت کعبه معظمه و حرم حضرت رسالت صلواة الله علیه و آله به عزم زیارت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام به عراق عرب می رود و در روضه مطهره می خواند: ای ز بدو آفرینش پیشوای اهل دین! وی ز عزّت مادح بازوی تو روح الامین! در آن شب حضرتش را در خواب می بیند که می فرماید تو را دو حق است بر ما، یکی حق مهمانی و یکی حق صله شعر. حضرت دستور می دهند به بصره برو و آنجا بازرگانی است که او را مسعود بن افلح گویند، از ما سلامش می رسانی و می گویی که در سفر عمان در این سال قرار بود کشتی تو در آب غرق شود،هزار دینار بر ما نذر کردی و ما مدد کردیم و کشتی و اموال تو را به سلامت به ساحل رساندیم. اکنون از عهده آن بدرآی و از خواجه بازرگان زر بستان... ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
🔸تراش خوردن انسان در تعاملات اجتماعی🔸 💎 هسته دانه های انار، از کروموزوم‌ها و چیزهایی که در هستۀ آن انار اولیه و وراثت آن بوده شکل می‌گیرد. بعضی از هسته‌ها پهن، و بعضی‌ها باریک و کشیده است. هستۀ بعضی از انارها زیر دندان خُرد می‌شود و هستۀ بعضی‌ها استخوانی و محکم است. اینها مربوط به وراثت است؛ اما حالت چندوجهی این دانۀ انار در رابطه با دانه‌های اناری که در کنارش قرار گرفته، و به‌وسیلۀ آنها شکل می‌گیرد. اَشکال جانبی هر دانۀ انار مربوط به اصطکاک‌هایی است که با دانه‌های مجاورش داشته است. 💎 هر انسان نیز در و او با دیگران شکل می‌گیرد. اگر دانۀ اناری را فرض کنید که دوروبَر آن خالی باشد و دانۀ اناری نزدیک آن نباشد، طبیعی است که این چندبُعدی و چندوجهی از کَفَش می‌رود و مخروطی‌شکل می‌شود دیگر شکیل و تراشیده نیست. انسانی هم که نه همسایه‌ها با او معاشرت کنند، نه دوستان، نه خویشاوندان و آشنایان، و نه کارگزاران حکومتی، آن در او صورت نمی‌گیرد. همه از فاصلۀ دور می‌آیند و احوالی از وی می‌پرسند و می‌روند و هیچ‌کس در خانه‌اش پا نمی‌گذارد؛ بچه‌اش هم که از مادر اجازه می‌گیرد تا به خانۀ برود، مادرش می‌گوید: «آنها که نمی‌آیند اینجا؛ تو چرا می‌خواهی به خانۀ آنها بروی؟». این وضعیت باعث قطع رابطه می‌شود و آن تراشیده شدن صورت نمی‌گیرد. 💎 الماسی که در معدن نتراشیده باقی مانده باشد، چندان قیمتی نیست. با تراشیدن، از وزن الماس کاسته می‌شود؛ اما در نتیجۀ آن خوش‌تراش شدن، بسیار قیمتی می‌شود و خریداران بسیاری پیدا می‌کند. 🔹آیت‌الله حائری ‌شیرازی
🔶 رمز رسیدن به کمالات 💠 «...اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ...» او [حضرت موسی علیه السلام] را در صندوق بگذار، و به دریا بینداز... (طه، ۳۹) 🔻 رمز رسیدن به ، دل ‌کندن از و دوستی‌هاست. 🔸 دل کندن از خود؛ ابراهیم حاضر شد در آتش افتد. 🔹 دل کندن از همسر؛ ابراهیم همسرش را در مکه گذارد. 🔸 دل کندن از نوزاد؛ مادر موسی فرزند خود را در آب افکند. 🔹 دل کندن از نوجوان؛ ابراهیم حاضر شد اسماعیل را قربانی کند. 🔸 دل کندن از شهوت؛ یوسف، درخواست کامیابی همسر عزیز مصر را نپذیرفت. 🔹 دل کندن از خواب؛ ثواب نماز در دل شب را کسی جز خدا نمی‌داند. «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَآ أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ» (سجده، ۱۷) 👤 ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
⚫️هدیه امام حسین علیه‌السلام به امیرکبیر 🔶 آیت الله اراکی: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه ◀️ با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه مولایم حسین است! گفتم: چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم 🔴 میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم. 📚 منبع : کتاب آخرین دیدارها ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan
🔴 معروف است كه خداوند به موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند ! موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد ! مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی علت را از خدا پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند ! من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟ «به همدیگه رحم کنیم که خدا هم بهمون رحم کنه» ‌ •┈┈••✾••┈┈• 🕋 مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام، شهرک فجر 📲 ایتا : https://eitaa.com/memamhasan 📲 سروش: sapp.ir/memamhasan