eitaa logo
- 𝐿𝘪𝘭𝘪𝘵𝘩, 𝑅𝘦𝘥 𝐷𝘦𝘦𝘳 ❀ -
86 دنبال‌کننده
429 عکس
147 ویدیو
2 فایل
ثبـــٮ݂ شدۀ دࢪ لیـــست دلي ( @stolitzkiss ) دیلي هآی فعآل 3: 𖤓 𝐷𝑖𝑑 𝑦𝑜𝑢 𝑔𝑒𝑡 𝑒𝑛𝑜𝑢𝑔𝒉 𝑙𝑜𝑣𝑒, 𝑀𝑦 𝑙𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑑𝑜𝑣𝑒?, 𝑊𝒉𝑦 𝑑𝑖𝑑 𝑦𝑜𝑢 𝑐𝑟𝑦?.. 𖤓 𝑀𝑒 : @FallenLilith
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عمل به قول هامون ؟؟؟ _زبان ایتی هازبین هتل _پرامپت هازبین هتل _اپساید داون فارسی _تئوری فصل چهار هازبین هتل آپشن های خاص چنلمون ؟؟؟ _کمیک هازبین‌ هتل با ترجمه اختصاصی _ژورنال و فیگور کاغذی _پوستر برای آهنگ+اخبار هازبین هتل کارت دعوت به هتلمون ؟؟؟ @d_hotel ,
یه تیکه از بک‌استوری آملیا :: آملیا از وقتی به دنیا اومد مادر و پدرش زیاد دوستش نداشتن ، چون آملیا خجالتی بود و از نظر اونا باید اجتماعی می‌بود و خجالتی بودن کنار می‌ذاشت ، اما کاری از دست آملیا برنمی‌اومد ، و مادر و پدر آملیا حسابی از دستش کلافه و ناامید شده بودن ، آملیا حس گناه بهش دست می‌داد ، خیلی به خودش فشار می‌آورد تا بتونه بهتر باشه ، اما تلاش‌هاش به چشم والدینش نمی‌اومد ، همین باعث میشد بیشتر اوقات آروم گریه کنه ، گذشت تا اینکه یه دختر دیگه به دنیا اومد ، لورین ، لورین برعکس آملیا حسابی اجتماعی بود و با همه گرم می‌گرفت ، همین باعث شد آملیا به کل فراموش بشه و نادیده گرفته بشه ، اما هنوز یه نفر بود که بهش اهمیت می‌داد ، لورین همیشه با آملیا بازی می‌کرد ، باهم شعر میخوندن و .. ، تا اینکه یه روز لورین از آملیا درخواست کرد که برن به دریاچه نزدیک خونشون ، آملیا یکم نگران بود ولی قبول کرد ، زمانی که لورین درحال بازی در دریاچه بود ، آملیا از خستگی دیشب خوابش برد « میدونید آملیا هرشب کلاس پیانو داشت و همین باعث خستگی آملیا میشد » ، بعد یهو یه صدای خفه شنید ، لورین بود که بدجور داشت سرفه می‌کرد ، آملیا سریع اسپری داد دست لورین و بعد لورین بهتر شد اما هنوز سرگیجه داشت و همین باعث شد غش کنه ، آملیا با گریه سعی کرد خوبش کنه تا اینکه والدینشون اومدن و آملیا رو زدن کنار ، وقتی لورین بهتر شد ، پدر و مادرشون به آملیا گفتن :: اگه لورین بچه اول ما بود تورو به دنیا نمی‌آوردیم بچه خجالتی و دست‌وپا چلفتی ، از اون روز به بعد رفتار آملیا خیلی تغییر کرد ، هنوز همون مهربونی و پاکی رو تو وجود خودش داشت ، اما اینکه بدونه پدر و مادرش چه طرز فکری نسبت بهش دارن ناراحتش میکرد ، لورین اون ناراحتی رو همیشه براش جبران می‌کرد، چون آملیا رو مقصر نمیدونست ، آملیا از این بابت خوشحال بود اما ناراحتی والدینش هنوزم باهاش بود ..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا