یقینا زندگی در این دنیا کیف و کوفت توامان است.هیچ حالت استثنای دیگریهم ندارد.
امضا، صفحهی ۵۸۲
هرکاری میخوام بکنم صدای استاد فاطمینیا تو ذهنم پلی میشه که:
عا این عوام بازی بس نشد؟!
بعد میگم به خودت بیا آدمیزاد. دو صباحی بیشتر وقت نداری؛ بجنب که نزدیکیم به ابد.
زنگ زدم یکی از مسئولین دانشگاه گفتم میذارید شنبه بیام وسایلمو جمع کنم؟!
گفت نه.
گریه کردم گفتم من مامانبزرگمو تازه از دست دادم نمیتونم این هفته بیام.
گفت خدابیامرزتشون. عب نداره شنبه بیا.