استاد خطم یه بار داشت درباره «کلمه» حرف میزد. میگفت کلمه یکی از مهمترین اجزای دستگاه خداونده. خداوند وقتی میخواد چیزی رو ایجاد کنه، بهش «میگه» بشو، و اون میشه. آخرین معجزهش که قراره تا هزاران سال بمونه رو به شکل کلمه و متن قرار میده. در اسامی خودش که همهشون کلمهان، حقایق رو پنهان کرده. همه چیز رو درباره کلمات قرار داده، و برای همین هم دعا خوندن که خودش کلمهست، چیزیه که انتظار میره بلافاصله بر جهان بیرونی اثر کنه. برای همین هم، زنده کردن مرده یا چنین معجزاتی هم، با «گفتن» انجام شدهن.
و الان که این دعا رو میخوندم.. به کلماتی فکر میکردم که این مرد به زبون آورده بود. حتی خود کلمه، نحوه چینش، همه چیزش انگار شگفتانگیزه. و الان انگار زندگی و مرگی که داشته برام قابل درک شده؛ وقتی چنین کلماتی توی قلب و ذهنش داشته...
اینقدر کار دارم و همه شون زماندارن که باید یه سریا رو skip کنم تا به بقیه ش برسم
Mind Palace.-
سلام بچها چهار سال و چهار ماه. خودمم از عددش تعجب کردم و دوباره خوندمش. ولی همین مقدار، اینجا بودم و
اگه دوست داشتید بیاید اونجا.
Mind Palace.-
آدم چقدر گریه کنه بعدش میتونه بگه از سوگواری گذر کرده؟
شاید احتیاج به چیزی باشه که از عمق سوگ کم کنه، گاهی به جز گریه