مسلمون بودن خیلی چیز جالبیه... گاهی میگم سخته، گاهی نمیفهمم چرا باید یه سری کارا رو بکنیم، گاهی گیجکنندهست، و گاهی هم به شدت قابل افتخار. و شیعه بودن... حتی از مسلمون بودن هم بهتره. بگی شیعهای چون داری از یه آدم -اونم نه هر کس، بلکه او- پیروی میکنی:)
سلام ثنای عزیزم
میشه درباره دریافتی که پشت پیام اخرته (مسلوون بودن خیلی جالبه) بگی؟ چی حس کردی که اینو نوشتی؟ :)
.| سلاملکم
حقیقتش، بیشتر بهخاطر یه چیز بهش فکر کردم و اونم این مورد توی اسلامه که، «زیر بار ذلت نرو». توی قرآن که به صورت واضح اومده، و خب توی مذهب شیعه هم امام حسین رو داریم، که دیگه مظهر کاملشه.
و اینکه ما میبینیم یه سری اصول داره. فلان چیزا رو نخور، فلان جا نرو، فلان کارو نکن، و برای ساعتهای روزت، خاصیت قائل میشه. فلان وقت اذانه، پس اون موقع رو عبادت کن، فلان روزها رو روزه بگیر چون باید بتونی بر حیوانیتت غلبه کنی و امثال اینها...
من هنوز خیلی کوچیکم توی فهمش. واقعا کم و ناچیزم. این حرفها از دهن من بزرگترن، اما میدونم که راستان. میدونم که خوبن، حتی اگه انقدر احمق باشم که خودم نتونم انجامشون بدم..
یعنی میدونید، من همیشه فکر میکردم آزاد بودن از قید و بند چیز خیلی لذتبخشیه. کسی نیست چیزی بهت بگه یا قانونی که تو رو متوقف کنه. میتونی وحشیانه به زندگیت ادامه بدی، و نه وحشیانه در معنای خوی مثلا خشن، بلکه آزاد و رها.
بعد میبینم که آدما وقتی به چیزی بند نیستن، و وقتی هیچ مرز و باید و نبایدی نباشه، خودشون خودشونو نابود میکنن، به معنای واقعی. یهو روانی میشن. میزنن به در و دیوار. اولش جالبه، و بعدش میبینی دیگه به هیچی راضی نمیشی و تنها چیزی که ممکنه آرومت کنه اینه که از بین بری.
Mind Palace.-
خداوند بر ما منت نهاد و ما را شیعهی او قرار داد. به معنای واقعی، منت نهاد.
آقا چرا نمیفهمم این کجا فوروارد شده