احساساتم شبیه یه کلاف کاموا شدن که هر جاش یه رنگه
مشخص نیست سرش کجاست و تهش کجاست
چی علته، چی معلول
فقط این گوله کاموا رو گرفتم تو دستم و دارم سعی میکنم بی تفاوت به اینکه ازش سردر نميارم، زندگیمو بگذرونم
چی میشد فردا امتحان نداشتم و تو یه جایی مث کویر دراز کشیده بودم و ماه و تماشا میکردم تا وقتی محو شه؟
Mind Palace.-
گفتم شاید بخواید بدونید محیط زیست (+ مدیریت خانواده و انسان و سلامت و استان شناسی) چه درسایین
دوستان درس کارآفرینی، تحلیل فرهنگی و زمین شناسی رو هم اضافه کردن
_من واقعا به کسی نیاز دارم ک کنارش فقط سکوت کنم و نگران این نباشم که بهش بد میگذره.
از اینکه چیزی غافلگیرم کنه بدم میاد
و بعضی اوقات خودم بیشتر از همه خودمو غافلگیر میکنم